ردپای من در شبکه‌های اجتماعی

تبیان تبیان               تلگرام تلگرام

عشقبسم الله

به تأخیر انداختن ازدواج آسیب‌های فردی و اجتماعی بی‌شماری دارد که شاید بتوان گفت بیش‌ترین آسیب متوجه دختران است.

برخی از دختران به بهانه‌های مختلف خواستگاران خوب و قابل قبولشان را رد می‌کنند و ازدواجشان را به تأخیر می‌اندازند؛ غافل از این‌که فصل بهار دختر و فصل چیدن میوه‌اش کوتاه است و زود سپری می‌شود و بعد از آن دیگر کار سخت می‌شود.

بعضی از پدر و مادرها با دیدن چند مورد ازدواج پرسروصدا و پرتمطراق، خیالاتی می‌شوند و مرض چشم‌وهم‌چشمی‌شان عود می‌کند و به امید آمدن خواستگار پولدار و کلاس‌بالا، خواستگاران شایسته ولی نه‌پولدار را رد می‌کنند و به این ترتیب سرنوشت فرزند خود را قربانی هوس‌های پست خود می‌کنند!

بعضی دیگر از پدر و مادرها با این‌که گرفتار چنین هوس‌هایی نیستند، ولی انتظار دارند پسرشان یا خواستگار دخترشان ابتدا مسکن شخصی و شغل پردرآمد داشته باشد و بعد حرف از ازدواج بزند. این نیز درست نیست. بسیاری از پدر و مادرها خودشان با کم‌ترین امکانات ازدواج کرده‌اند و بعد از ازدواج با لطف و عنایت خدا و با حمایت خانواده‌ها و با تلاش خود توانسته‌اند زندگی خود را به سامان برسانند، ولی حال که مرکبشان از پل گذشته و نوبت به فرزندانشان رسیده، همه‌چیز یادشان رفته و جور دیگری فکر می‌کنند!

حقیقت این است که توقع مسکن شخصی و شغل پردرآمد برای آغاز زندگی، توقعی بی‌جا و زیادی است. وقتی حداقل‌های لازم برای زندگی فراهم باشد و دختر و پسر توانایی‌های لازم را برای اداره‌ی زندگی داشته باشند، دیگر مجالی برای سخت‌گیری نیست. خداوند با صراحت به جوانان بی‌بضاعت وعده‌ی یاری داده است و بعد از تشویق به ازدواج، فرموده است: «اگر فقیر بودند، خداوند آن‌ها را به فضل و کرم خود بی‌نیاز می‌کند».1 پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز می‌فرماید: «هرکس برای محفوظ ماندن از لغزش و گناه ازدواج کند، بر خدا لازم است که او را یاری کند!»2

بعضی از دخترها و پسرها خودشان طالب ازدواج و تشکیل خانواده نیستند؛ چرا که می‌خواهند در عرصه‌های علمی و اجتماعی و غیره رشد کنند و بعد از گذراندن مراحلی به سمت ازدواج بروند. این‌ها گمان می‌کنند ازدواج مانع رشد علمی و سایر پیشرفت‌ها است. این گمان نیز درباره‌ی اغلب افراد درست نیست. ازدواج مانعی بر سر جاده‌ی پیشرفت نیست؛ بلکه فرصتی است برای بالا بردن سرعت و کیفیت رشد و تکامل! با یک برنامه‌ریزی مناسب می‌توان در کنار ازدواج، به همه‌ی کارها و برنامه‌ها رسید. شاهد عینی این ادعا جوانان موفق و افتخارآفرینی هستند که هم به‌موقع ازدواج کرده‌اند و هم قله‌های موفقیت و پیشرفت را در عرصه‌های مختلف فتح کرده‌اند.

بعضی دیگر زود ازدواج کردن را نمی‌پسندند؛ چون دیر ازدواج کردن در نظر آن‌ها نوعی کلاس و پرستیژ دارد. این یک باور احمقانه است! بیش‌تر کسانی که این‌گونه می‌اندیشند و شاید همه‌شان، بعد از بالا رفتن سنشان و حتی بعد از ازدواج از کارشان پشیمان می‌شوند و حسرت ازدواجِ به‌موقع را می‌خورند.

چند جمله از کتاب «ازدواج، مکتب انسان‌سازی» از دکتر پاک‌نژاد درباره‌ی تسریع در ازدواج:

«در اين‌جا سخن ويل دورانت را بياورم كه: اگر راهي پيدا شود كه ازدواج در سال‌هاي طبيعي انجام گيرد، فحشا و امراض خطرناك و تنهايي بي‌ثمر و عزلت ناپسند و انحرافاتي كه زندگي معاصر را لكه‌دار كرده است تا نصف تقليل خواهد يافت».3

«بلوغ جنسي عبارت است از خواسته‌هاي فيزيولوژيكي يك فرد و ازدواج جوابي است به اين خواسته‌ها. و هرچه بين اين دو سؤال و جواب فاصله بيش‌تر باشد، كمپلكس‌هاي روحي و عقده‌هاي رواني بيش‌تر است».4

«از زبان يك دانشمند زيست‌شناسي بشنويد كه مي‌گويد: تجربه نشان داده است، بچه‌هايي كه از ازدواج زودرس به دنيا مي‌آيند غالباً به مراتب زيباتر و سالم‌تر از فرزندان پدر و مادر مسن‌تر هستند... مادران هرقدر جوان‌تر و بچه سالم‌تر باشند، آسان‌تر وضع حمل مي‌كنند و در موقع زايمان خطرات كم‌تري ايشان را تهديد مي‌كند».5

«يكي از مجلات نسوان با دكتر متخصصي مصاحبه‌اي ترتيب داده، چيزهايي مي‌پرسد كه دكتر چنين پاسخ مي‌دهد: دختراني كه در سنين 14 تا 18 سالگي ازدواج مي‌كنند اگر توانايي و آمادگي كافي براي ازدواج داشته باشند و شرايط معنوي ازدواج عاقلانه باشد، عموماً زن‌هاي سالمي مي‌شوند و چون در عين شادابي و زنده‌دلي و در نقطه‌ي اوج هيجان خود ازدواج مي‌كنند، كم‌تر دچار عقده‌ها و ناراحتي‌هاي جنسي و واپس‌زدگي‌هاي روحي مي‌شوند و مي‌توان گفت كه در زندگي، خوشبخت‌تر از دختراني هستند كه پس از 24 و 25 سالگي ازدواج مي‌كنند... و ديده شده است كه فرزندان اين‌گونه دختران نيز سالم‌ترند».6

یک نکته را هم از کتاب «جوانان و انتخاب همسر» یادآور شویم:

«سرعت در ازدواج بايد با دقت همراه باشد و اين دو با هم منافات ندارند؛ بلكه شتاب‌زدگي با دقت منافات دارد».7

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى‏ مِنْكُمْ وَ الصَّالِحينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليم (نور، 32).

2. حقّ على اللَّه عون من نكح التماس العفاف عمّا حرّم اللَّه‏ (نهج الفصاحه، حدیث 1396).

3. ازدواج مكتب انسان سازي، شهیدی، ج 1، ص 94.

4. همان، ص 103.

5. همان، ص 85.

6. همان، ص 94.

7. جوانان و انتخاب همسر ص 105.


این مقاله برگرفته از کتاب «دوستش دارم!» نوشته‌ی حامد شاد است. اطلاعات بیش‌تر درباره‌ی این کتاب: این‌جا

سلسله مقالات «دوستش دارم»:

می‌توانید این مطلب را در شبکه‌ی اجتماعی خود به اشتراک بگذارید:

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn اشتراک در کلوب اشتراک در افسران

نظر شما چیست؟!


خاطره (تصادفی)

یا فاطمةُ الزهراء

با نام خدا

سالي كه در مدرسه‌ي علميه‌ي جعفريه‌ي خلخال مشغول تحصيل بودم (بهتر است بگويم مشغول وقت‌گذراني بودم) هنوز حال و هواي جواني در سرم بود. يادم هست يك روز دور از چشم پدرم موتورش را برداشته بودم و با آن حال مي‌كردم. در گيرودار موتور سواري دسته‌كليدم كه كليد حجره هم در بين كليدها بود گم شد. عصر جمعه بود و فرداي آن روز يعني شنبه، بايد به مدرسه مي‌رفتم. هم‌اتاقيم هم كليد نداشت. مانده بودم كه چه‌كار كنم. از كار خودم (موتورسواري بي‌اجازه) بدم آمده بود و به خودم بدوبيراه مي‌گفتم.

خدا مي‌داند چه‌قدر دنبال كليد گشتم؛ ولي خبري نشد. وقتي هوا حسابي تاريك شد و من از پيدا كردن آن نااميد شدم، مأيوسانه به خانه برگشتم و شام خورده نخورده گرفتم خوابيدم.

ادامه مطلب...

پرسش و پاسخ (تصادفی)

چگونه عصبانیت خود را کنترل کنم؟

پرسش

ببخشید حاج اقا من یه خورده اخلاقم بده. وقتی دعوام می‌شه با کسی، اگه شدید باشه نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم. جدیدًا با دوستم دعوام شد، یه لحظه کنترلم از دستم رفت، رفتم که بزنمش، این کارم کردم، دوستم جلومو گرفت. اصلاً نمی‌تونم خودمو کنترل کنم. به شدت عصبی و حساسم. بعد اون اون‌قدر پشیمون شدم که دوست داشتم بزنم خودمو بکشم. تا چند ساعت گریه کردم. واقعاً حالم بد می‌شه از کار خودم. اگه می‌شه یه راهی چیزی بگید.

پاسخ

خشم و غضب و عصبانیت یک واکنش روحی و یک نیروی تدافعی است که خدای حکیم در وجود همه‌ی انسان‌ها نهاده است. خشم یک نیرو و انرژی است که خودش قدرت تشخیص خوب و بد را ندارد. مانند نیروی الکتریسیته که خودش قدرت تشخیص ندارد؛ بلکه این انسان است که به کاربرد آن جهت می‌دهد و آن را در کار مفید یا مضر به کار می‌گیرد. خشم نیز چنین است. اگر خشم انسان تحت فرمان عقل فعالیت کند، نتایج خوبی در پی خواهد داشت؛ ولی اگر تحت فرمان نفس امّاره قرار بگیرد، جز صدمه و آسیب ثمری در پی نخواهد داشت.

خشم را نباید سرکوب و نابود کرد؛ چه این‌که چنین کاری اصلاً شدنی نیست. کاری که از یک انسان خوب و مؤمن انتظار می‌رود این است که خشمش را کنترل کند و در جهت درست به کار بگیرد.

برای کنترل خشم، سه راهکار اساسی و بنیادین معرفی می‌کنم و شش راهکار کاربردی.

ادامه مطلب...
ما 34 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا

1003376
امروز1
دیروز870
این هفته1
این ماه21584
مجموع1003376

سلام!

سلام. از بازدیدتان از وب‌سایت محقّر بنده ممنونم!

این وب‌سایت یک سایت جامع و پرمحتوا نیست؛ بلکه یک پل ارتباطی بین من و مخاطبان عزیز به‌منظور دسترسی آسان و دائمی به بنده است. هرچند تلاش می‌کنم گه‌گاه مطالب ارزنده و مفید منتشر کنم ولی فقط در حدی که فرصت داشته باشم و به امر تحصیل و فعالیت علمی‌ام لطمه نزند.

اگر درباره‌ی نوشته‌هایم نظری داشتید، خوشحال می‌شوم نظرتان را در ذیل همان مطلب بیان کنید.

هرگونه نظر و انتقاد و پیشنهاد دیگری اگر داشتید، در بخش «تماس با من» مطرح کنید.

اگر مسأله‌ای هم بود که به نظرتان رسید من می‌توانم در پاسخ‌گویی و راهنمایی به شما کمکی بکنم، در بخش «پرسش و پاسخ» مطرح نمایید.

از خدا برای شما و خودم، آرزوی جسمی سالم، فکری بلند، ایمانی استوار، دلی مَحرم و عاشق، روحی باتقوا، روحیه‌ای پرانگیزه و بانشاط دارم. یا علی!