ردپای من در شبکه‌های اجتماعی

تبیان تبیان               تلگرام تلگرام

بسم الله
ماه رمضان امسال (1393) که در خلخال در مسجد حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام فعالیت داشتم، شبی بعد از پایان سخنرانی، وقتی از مسجد خارج شدم، جوانی به من مراجعه کرد و گفت سؤالی دارد. من هم مثل همیشه استقبال کردم و برای گفت‌وگو توقف کردم. جوان با بیانی خاص مسأله‌ی «رجعت» را زیر سؤال برد و آن را به افسانه و خرافه شبیه‌تر دانست تا حقیقت. موضوعات دیگری مثل توسل و شفاعت و عصمت و غیره را هم با شبهاتی ساده و ابتدایی زیر سؤال برد. معلوم بود در محیط‌های ضدشیعی زیاد بوده و ذهنش به شدت آشفته و بدبین شده بود. بعد از این‌که توضیحات مرا را درباره‌ی رجعت شنید، گفت: احساس می‌کنم خیلی هم شبیه افسانه نیست و بگی‌نگی با عقل جور درمی‌آید!

می‌گفت: یعنی چه که بعضی از آدم‌های مرده قبل از قیامت زنده می‌شوند و چنین می‌کنند و چنان می‌کنند؟! وقتی آدم حرف‌های شما درباره‌ی رجعت را می‌شنود، خیال می‌کند دارد یک داستان افسانه‌ای را گوش می‌دهد. رجعتی که شما می‌گویید با عقل جور درنمی‌آید؛ با آیات قرآن مخالف است.

ایام مسابقات جام جهانی بود؛ برای این‌که خوب متوجه مطلب شود، از فوتبال و جام جهانی برایش مثال زدم. گفتم: همه‌ی کشورهایی که حداقلِ امتیاز لازم برای حضور در جام جهانی را به دست می‌آورند، یک بار در جام جهانی حضور پیدا می‌کنند و ممکن است با پیروزی یا شکست کار خود را به پایان برسانند. اما در این میان، بعضی کشورها تیم فوتبالشان قوی‌تر است و لیاقتشان برای حضور در جام جهانی بیش از سایر کشورها است؛ از این رو بیش از یک بار می‌توانند حضور داشته باشند؛ یعنی به مرحله یا مراحل بعدی می‌روند و بیش از یک بار طعم شیرین پیروزی یا طعم تلخ شکست را احساس کنند.

گفتم: برخی انسان‌ها ـ که اکثریت را تشکیل می‌دهند ‌ـ حقشان با یک بار زندگی کردن در این دنیا ادا می‌شود؛ ولی برخی دیگر از ظرفیت وجودی متفاوتی برخوردار هستند، به‌گونه‌ای‌که جا دارد بیش از یک بار زندگی کنند و یک بار زندگی برایشان کفایت نمی‌کند. همان‌طورکه ممکن است بازی‌کن‌های یک تیم فوتبال، چنان سرشار از مهارت و تکنیک و تاکتیک باشند که دوره‌ی اول مسابقات برای بروز هنرمندی‌هایشان کفایت نمی‌کند و برای بروز همه‌ی توانایی‌هایشان باید بازی‌های حساس‌تر و پرهیجان‌تری را تجربه کنند؛ هم‌چنین بعضی انسان‌ها از چنان ویژگی‌هایی بهره‌مند هستند که یک بار زندگی برایشان کم است و برای بروز همه‌ی استعدادهایشان نیاز به فرصت بیش‌تری دارند.

در مقابل این عده‌ی کم، اغلب انسان‌ها لیاقت زندگی بیش از یک بار را ندارند و اگر بار دیگر هم زمینه‌ی زندگی در دنیا برایشان فراهم شود، تفاوتی نمی‌کنند و همان می‌شوند که در زندگی قبلی شده‌اند؛ مانند تیم فوتبالی که اگر صد بار هم بازی کند، هنر جدیدی برای عرضه کردن ندارد و همه‌ی توانایی‌هایش را در همان مرحله‌ی مقدماتی به نمایش گذاشته است.

گفتم: البته زندگی دوباره در دنیا مخصوص خوبان نیست؛ انسان‌های خیلی بدی هم هستند که یک بار زندگی توان آشکار کردن همه‌ی لایه‌های خباثت آن‌ها را ندارد. این‌ها هم برای به فعلیت رساندن همه‌ی قوه و توان خباثتشان دوباره زنده خواهند شد و دوباره بدی خواهند کرد تا چیزی از نیّات پلیدشان نمانده باشد که نتوانسته باشند در عرصه‌ی عمل به آن اقدام کنند.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «رجعت جنبه‌ی عمومی ندارد، بلکه اختصاص به کسانی دارد که به ایمان کامل و شرک خالص رسیده باشند».1

علاوه بر این دسته از انسان‌ها ـ که یک بار زندگی معمولی قابلیت به فعلیت رساندن همه‌ی استعدادهایشان را ندارد ـ از انسان‌های دسته‌ی اول ـ که یک بار زندگی معمولی برای شکوفا شدن همه‌ی استعدادهایشان کافی است ـ نیز کسانی هستند که حتی فرصت یک بار زندگی معمولی را هم پیدا نکرده‌اند؛ مثل کسی که در کودکی یا در شرایطی ناخواسته بر اثر تصادف یا هرچیز دیگری از دنیا رفته باشد، درحالی‌که هنوز زوایای مهمی از استعدادهایش سربسته مانده و شکوفا نشده است؛ اینان نیز رجعت می‌کنند و طلبشان را از زندگی دنیا دریافت می‌کنند. امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «هر مؤمنی که کشته شده باشد به دنیا برمی‌گردد تا بعد از زندگی مجدد به مرگ طبیعی بمیرد [و همه استعدادهایش به فعلیت برسد] و هر مؤمنی که مرده باشد به دنیا برمی‌گردد تا کشته شود [و به فیض شهادت نائل شود].2

گفت: حرف شما متین؛ ولی اگر رجعت حق است، پس چرا در قرآن نیامده؟

گفتم: این موضوعی که درباره‌ی آن صحبت می‌کنیم، یک حقیقتی دارد و یک عنوانی؛ عنوان آن «رجعت» است و لزومی ندارد این عنوان در قرآن آمده باشد؛ چون این عنوان را دیگران انتخاب کرده‌اند. مهم حقیقت آن است که در قرآن به‌روشنی بیان شده است.

حقیقت رجعت از دو حقیقت دیگر تشکیل شده است که یکی «امکان زنده شدن مرده‌ها در همین دنیا قبل از قیامت» است و دیگری این است که «خدا حق همه را به‌طور کامل ادا می‌کند و برای احدی کم نمی‌گذارد». اگر قرآن این دو حقیقت را تأیید کند، در واقع رجعت را تأیید کرده است.

درباره‌ی حقیقت اول آیات فراوانی هست که زنده شدن انسان‌ها و حتی حیوان‌هایی را در این دنیا گزارش می‌دهد؛ مانند آیه‌ی 55 و 73 و 243 و 259 سوره‌ی بقره و آیه‌ی 110 سوره‌ی مائده.

درباره‌ی حقیقت دوم هم آیات گوناگونی هست که بیان می‌کند خداوند حق همه را ادا می‌کند و برای کسی کم نمی‌گذارد و به کسی ستم نمی‌کند؛ مانند آیه‌ی 40 سوره‌ی نساء و آیه‌ی 44 سوره‌ی یونس علیه‌السلام.

با کنار هم گذاشتن این آیات می‌توان حقیقت رجعت را از قرآن استنباط کرد و روایات رجعت را با آیات قرآن تأیید کرد. گذشته از این آیات، آیه‌ی 82 سوره‌ی نمل مستقیماً بر رجعت دلالت دارد. این آیه می‌فرماید: وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ؛ یعنی: روزى که ما از هر امّتى، گروهى را از کسانى که آیات ما را تکذیب مى‏کردند محشور مى‏کنیم؛ و آن‌ها را نگه مى‏داریم تا به یک‌دیگر ملحق شوند.

بسیارى از علمای دین این آیه را اشاره به مسأله‌ی رجعت و بازگشت گروهى از بدکاران و نیکوکاران به همین دنیا قبل از رستاخیز مى‏دانند، چرا که اگر اشاره به خود رستاخیز و قیامت باشد، تعبیر به «مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا: از هر امتی، گروهى» صحیح نیست؛ زیرا در قیامت همه محشور مى‏شوند نه از هر امتی گروهی.

هم‌چنین آیه‌ی 51 سوره‌ی غافر که می‌فرماید: «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الأشْهَادُ: همانا ما فرستادگان خویش و مؤمنان را در دنیا و روزی که شاهدان برخیزند، یاری خواهیم کرد.

خداوند در این آیه از وعده‌ی خود مبنی بر یاری پیامبران و مؤمنان در عرصه‌های مبارزاتی دنیا خبر می‌دهد؛ درحالی‌که همه می‌دانیم بسیاری از پیامبران و مؤمنان یاری نشدند و شکست خوردند. امام صادق علیه‌السلام در تفسیر همین آیه می‌فرماید: «به خدا سوگند این نصرت در رجعت است؛ چرا که بسیاری از پیامبران و ائمه علیهم‌السلام در دنیا کشته شدند و کسی آن‌ها را یاری نکرد و این وعده در رجعت تحقق خواهد یافت.»3

آن شب صحبت‌هایمان درباره‌ی رجعت نیم ساعت طول کشید. قرار گذاشتیم شب‌های بعد هم درباره‌ی موضوعات دیگر صحبت کنیم ولی شب‌های دیگر بعد از نماز و منبر هرچه منتظر ماندم نیامد. ای کاش می‌آمد!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. رجعت، محمدرضا ضمیری
2. بحارالانوار، ج 53
3. الزام الناصب، حائری یزدی

می‌توانید این مطلب را در شبکه‌ی اجتماعی خود به اشتراک بگذارید:

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn اشتراک در کلوب اشتراک در افسران

دیدگاه‌ها   

0 #2 دارخالریچارد 1395-08-02 18:45
سلام
آیا احتمال رجعت حضرت علی اصغر نیز وجود دارد؟

***** پاسخ *****

سلام. بنده حدیث و روایتی مبنی بر این قضیه ندیده‌ام ولی با توجه به نکاتی که در این مقالک بیان شد، احتمال رجعت حضرت علی اصغر علیه‌السلام قوی است.
نقل قول کردن
0 #1 خلخالmaryam68 1393-05-29 04:44
باسلام و تشکر،بحث جالبی بود
اینکه گفتین قبل از قیامت زنده میشن یعنی از قبر درمیان یا به شکل یک انسان دیگه دوباره از مادر متولد میشن؟
و اینکه گفتین نصرت پیامبران در رجعت است؛آیا باز پیامبران زنده میشن و مردمی خواهند بود که یاری کنند پیامبران را؟ و این یاری در چه موردی خواهد بود؟
ایمیلم رو میذارم که بیزحمت به اون بفرستین جواب رو...
ـــــــــــــــــ
پاسخ مدیر سایت:
سلام
روح به همان جسمی برمی گردد که از آن جدا شده است. زنده شدن کسی در قالب انسانی دیگر همان تناسخ است که مورد قبول و تأیید اسلام نیست.
طبق روایت مذکور از امام صادق علیه‌السلام، پیامبرانی که در مبارزه‌ی خود از طاغوت شکست ظاهری خورده‌اند، مورد یاری خداوند قرار خواهند گرفت و بر طاغوت پیروز خواهند شد؛ این یاری و پیروزی می‌تواند به صورت مبارزه‌ای مستقل باشد یا در رکاب پیامبر یا امامی دیگر تحقق پیدا کند؛ چنان‌چه درباره‌ی حضرت عیسی علیه‌السلام بیان شده است که بعد از ظهور امام زمان علیه‌السلام در رکاب حضرت جهاد خواهد کرد و این بار به پیروزی خواهد رسید.
نقل قول کردن

نظر شما چیست؟!


خاطره (تصادفی)

توکّل

با نام خدا

سال اول يا دوم طلبگيم بود. چند روزي تعطيلي به تورمان خورده بود. من هم مثل بقيه سرم پر از هواي خانه و آغوش گرم خانواده بود؛ ولي جيبم خالي بود.

بين دوراهي رفتن و نرفتن مانده بودم. دلم مي‌گفت: برو؛ ولي جيبم با همه‌ي خالي بودنش مانع مي‌شد. يك روز از ايام تعطيلي گذشته بود و من هنوز نرفته بودم. يك دفعه به خودم آمدم و خطاب به خودم گفتم: اي نادان! پس توكل به خدا چه مي‌شود؟! نشسته‌اي و منتظر پول هستي؟! تو حركت كردي و خدا نداد؟! از تو حركت از خدا پول.

ادامه مطلب...

پرسش و پاسخ (تصادفی)

آیا عبارت «اکفیانی فانکما کافیان» در دعای فرج کفر نیست؟!

پرسش:

وهابی‌ها شبهه‌ای را مطرح می‌کنند که ذهنم را درگیر کرده و دنبال جواب قانع کننده‌ای هستم. در دعای فرج این‌که گفته می‌شود: «یا محمد یا علی یا علی یا محمد اکفیانی فانکما کافیان و انصرانی فانکما ناصران» کفر نیست؟ چون ما پیامبر و امیرالمؤمنین را برای اجابت دعای خودمان کافی می‌دانیم.

پاسخ:

وقتی شما به همسرتان یا پدر یا مادرتان یا هرکس دیگری می‌گویید: «من تو را از همه بیش‌تر دوست دارم!» آیا مرتکب کفر شده‌اید؟! آیا کسی که به او این سخن را می‌گویید حق دارد تعجب کند و بپرسد: «یعنی مرا از خدا هم بیش‌تر دوست داری؟!» اگر چنین حرفی بزند، شما به او نمی‌خندید؟!

ادامه مطلب...
ما 83 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا

1003917
امروز542
دیروز870
این هفته542
این ماه22125
مجموع1003917

سلام!

سلام. از بازدیدتان از وب‌سایت محقّر بنده ممنونم!

این وب‌سایت یک سایت جامع و پرمحتوا نیست؛ بلکه یک پل ارتباطی بین من و مخاطبان عزیز به‌منظور دسترسی آسان و دائمی به بنده است. هرچند تلاش می‌کنم گه‌گاه مطالب ارزنده و مفید منتشر کنم ولی فقط در حدی که فرصت داشته باشم و به امر تحصیل و فعالیت علمی‌ام لطمه نزند.

اگر درباره‌ی نوشته‌هایم نظری داشتید، خوشحال می‌شوم نظرتان را در ذیل همان مطلب بیان کنید.

هرگونه نظر و انتقاد و پیشنهاد دیگری اگر داشتید، در بخش «تماس با من» مطرح کنید.

اگر مسأله‌ای هم بود که به نظرتان رسید من می‌توانم در پاسخ‌گویی و راهنمایی به شما کمکی بکنم، در بخش «پرسش و پاسخ» مطرح نمایید.

از خدا برای شما و خودم، آرزوی جسمی سالم، فکری بلند، ایمانی استوار، دلی مَحرم و عاشق، روحی باتقوا، روحیه‌ای پرانگیزه و بانشاط دارم. یا علی!