کانال سایت در پیام‌رسان سروش

سروش @hshadir

درمانبسم الله

چه‌بسیارند زیان‌دیدگان و مال‌باختگان و ورشکستگان بازار عشق! برخی مختصری ضرر کرده‌اند و خیلی زود متوجه اشتباه خود شده‌اند و در صدد جبران برآمده‌اند؛ برخی دیگر ثروت‌هایی ارزشمند را از دست داده‌اند ولی هنوز اندوخته‌ای برای شروع دوباره دارند و به جبران گذشته امیدوارند؛ برخی اما سرمایه‌ی اصلی را به باد داده‌اند و تا ورطه‌ی ورشکستگی فرورفته‌اند. نجات اینان هرچند ممکن، ولی به‌غایت دشوار است.

با بیانی دقیق‌تر می‌توان آسیب‌دیدگان را به سه درجه تقسیم کرد:

آسیب‌دیدگان درجه‌ی یک:

کسانی هستند که ارتباطشان با نامحرم از سطح ابراز علاقه و ارسال و دریافت پیام‌های عاطفی و احیاناً گفت‌وگوهای صمیمی تجاوز نمی‌کند. این‌ها از آن‌هایی نیستند که اهل هرزگی و بازی با جنس مخالف باشند؛ بلکه انگیزه‌ی این‌ها از دوستی با جنس مخالف، پرکردن خلأ عاطفی و یافتن یار و غم‌خواری قابل اعتماد و احیاناً همسری برای زندگی است.

آسیب‌دیدگان درجه‌ی دو:

کسانی هستند که علاوه بر ابراز علاقه و گفت‌وگوهای عاطفی، گناهان دیگری مثل دست دادن و سهل‌انگاری در پوشش و نگاه و دیدار در خلوت و گناهانی از این دست نیز مرتکب شده‌اند.

آسیب‌دیدگان درجه‌ی سه:

کسانی که علاوه بر آسیب‌های درجه‌ی یک و دو، به ارتباط جنسی نیز آلوده شده‌اند و عصمت و عفت خود را باخته‌اند. این دسته از آسیب‌دیدگان، خود به دسته‌های متعددی متناسب با سطح آسیبشان تقسیم می‌شوند و همه‌شان یک‌سان نیستند.

در یک تشبیه، آسیب‌دیدگان درجه‌ی اول، مانند کسی هستند که در لبه‌ی کم‌عمق لجن‌زاری ایستاده است و تنها قدم اول خود را بر روی گل‌ها و لجن‌های کناری گذاشته و کفش و جوراب خود را آلوده است. آسیب‌دیدگان درجه‌ی دوم مانند کسی هستند که چند قدم بیش‌تر برداشته است و تا زانو در گل‌ولای‌ها فرورفته است و علاوه بر کفش و جوراب، مقداری از شلوار و لباس‌های دیگرش را هم آلوده است.اما آسیب‌دیدگان درجه‌ی سوم مانند کسی هستند که تا سینه یا تا گردن در باتلاق فرو رفته است و آب گل‌آلود و لجن بدبو علاوه بر لباس‌ها، بدنش را هم دربرگرفته است و اگر دیر بجنبد و کسی را به یاری نطلبد، سرش نیز به زیر آب خواهد رفت و برای همیشه تباه خواهد شد.

خنک آن دختر و پسری که با نور آگاهی و با نیروی تقوا و با هدف خداخواهی از بازار عشق زمینی به سلامت عبور کرده‌اند و در بازار عشق آسمانی به داد و ستد کلان و پرسود مشغولند!

فرایند درمان آسیب‌دیدگان دارای چهار مرحله است؛

1. بالا بردن شناخت و آگاهی

مهم‌ترین عامل برای گناه و انحراف، جهل و ناآگاهی است. کسی پا در باتلاق گناه می‌گذارد که خودش، خدایش، کارش، و هدفش را نشناسد. اگر کسی ایمان داشته باشد که دوستی با نامحرم گناه است و هویت دخترانه یا پسرانه‌ی خود را خوب بشناسد و با حقیقت عشق آشنا باشد و اهداف اصلی و فرعی از آفرینش عشق و جاذبه بین دختر و پسر را بداند و از رفتارهای پرخطر آگاه باشد و درباره‌ی مدیریت دل و کنترل رفتار آموزش‌های لازم را دیده باشد و اصول همسرگزینی را آموخته باشد، دیگر هرگز در این میدان زمین نخواهد خورد. اگر هم زمین خورده باشد، با انگیزه و نیرویی که از طریق دانستن به دست می‌آورد، از جایش بلند می‌شود و جانی دوباره می‌گیرد و شکوفاتر می‌شود.

پس اولین گام برای درمان آسیب‌دیدگان، بالا بردن معرفت و آگاهی است؛ چیزی که ان‌شاءالله با مطالعه‌ی دقیق این مجموعه به‌دست می‌آید. امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید: کسی که جایگاه ارزشمند و باکرامت خودش را بشناسد، آن را با گناه خوار نمی‌کند.1

2. تصمیم جدی برای اصلاح

وقتی یک سیگاری مطلع می‌شود مصرف سیگار تقریباً به تمام اندام‌های بدن صدمه می‌زند و باعث ابتلا به سرطان‌های ریه، مری، حنجره، گلو، کلیه، مثانه، لوزالمعده، معده، رحم، و هم‌چنین بیماری‌های قلبی، لوسمی میلوئیدی حاد، آنوریسم آئورتی، انسداد ریه، آسم، آب مروارید، اختلالات تناسلی، زایمان زودهنگام، و پایین بودن وزن نوزاد می‌شود و خطر دچار شدن به ذات‌الریه و دیگر عفونت‌های مجاری تنفسی را بیش‌تر می‌کند، کاملاً منطقی و عاقلانه است که تصمیم جدی به ترک سیگار برای همیشه بگیرد و برای این کار کمر همت ببندد.اگر کسی از این‌همه ضرر و زیان سیگار آگاه شود ولی هیچ حرکت مثبتی برای ترک سیگار و غلبه بر این عادت شوم انجام ندهد، همه در عقل و شعور او شک می‌کنند و به او می‌گویند: «هرچه بر سرت آید، حق تو است!» و اگر هم روزی خبر ابتلای او به این مرض‌ها را بشنوند، برایش ذره‌ای غصه نمی‌خورند و ناراحت نمی‌شوند.

درباره‌ی دوستی با نامحرم نیز اگر کسی آگاهی‌های لازم را به دست آورد و از خطرهای این کار مطلع شود، کاملاً منطقی و عاقلانه است که برای اصلاح خود و رفتار خود فکری اساسی کند و طرحی نو دراندازد.

بدون یک تصمیم جدّی و حساب شده نمی‌توان با انحراف عشق و شهوت مبارزه کرد. هرچه انحراف شدیدتر باشد، تصمیمی جدی‌تر و عزمی راسخ‌تر نیاز است.

ـ حاج آقا، من یک ساله که با پسری دوست شدم. هم اون عاشق منه هم من عاشقشم.می‌دونم دوستی با پسر درست نیست ولی به خدا لحظه‌ای بدون اون نمی‌تونم نفس بکشم. لطفاً منو راهنمایی کنید ولی خواهشاً نگید باهاش کات کنم که اصلاً نمی‌شه!

ـ شما اون پسر رو بیش‌تر دوست دارید یا امام زمان رو؟

ـ این چه حرفیه حاج آقا؟! معلومه امام زمان رو!

ـ حالا اگه با امام زمان دیدار کنید یا آقا رو تو خواب ببینید و حضرت ازتون بخواد با این پسر برای همیشه قطع رابطه کنید، چی‌کار می‌کنید؟

ـ معلومه؛ حرفشو گوش می‌کنم!

ـ یقین داشته باشید امام زمان واقعاً از شما می‌خواد که برای خدا از این خواسته‌ی دلتون بگذرید و تا آخر عمر با هیچ نامحرمی دوست نشید.

ـ جانم فدای مهدی فاطمه! چشم حاج آقا، چشم!

یکی از لوازم تصمیم بزرگ، امیدوار بودن و داشتن انگیزه است. همه، حتی بدترین آسیب‌دیدگان درجه‌ی سه باید بدانند هیچ انسانی در هیچ شرایطی حق ندارد از اصلاح خود ناامید شود؛ چون همیشه امکان بازگشت و جبران هست. خداوند مهربان می‌فرماید: «خدا توبه کنندگان و پاکیزه شوندگان را دوست دارد!»2

اکسیر «توبه» یکی از زیباترین معجزه‌های خداوندی است که به جنازه‌ی مرده روح زندگی می‌دمد و او را شادمان و طربناک می‌کند!

بر سر تربت من با می و مطرب بنشین     تا به بویت ز لحد رقص‌کنان برخیزم!3

در بخش بعدی درباره‌ی توبه بیش‌تر بخوانید.

3. قطع کامل ارتباط

اصلاح این کژی بدون قطع رابطه امکان‌پذیر نیست. چاره‌ای جز قطع کامل ارتباط نیست؛ اما آخر چگونه؟!

بهترین راه این است که کاملاً ساده و صادقانه برای او بگویید که تصمیم به قطع رابطه گرفته‌اید و دلیل خود را هم برایش توضیح دهید و از او بخواهید به این تصمیم شما احترام بگذارد و دیگر با شما ارتباط نگیرد. توجه داشته باشید که این رابطه باید آخرین رابطه باشد و گفته‌هایتان باید «ساده و بدون احساسات»، «جدی»، «محترمانه»، و «کوتاه» باشد. اگر توانستید این پیام را با واسطه به او برسانید، حتماً این کار را بکنید.

اگر او پذیرفت و به تصمیم شما احترام گذاشت، چه خوب! ولی اگر اصرار و سماجت کرد و کار به ایجاد مزاحمت و تهدید کشید، باید قبل از هرچیزی، خانواده‌ی خود را در جریان بگذارید. صادقانه و با اظهار ندامت به آن‌ها بگویید که گول خورده بودید و مدتی با غریبه‌ای ارتباطکی داشته‌اید؛ ولی حالا که متوجه اشتباه خود شده‌اید و می‌خواهید رابطه را به‌هم بزنید و دیگر زندگی پاک و سالم پیش بگیرید، با مخالفت و مزاحمت او مواجه شده‌اید. طبیعی است خانواده از شنیدن این خبر بد ناراحت می‌شوند و ممکن است دعوایتان کنند، ولی تلخی این دعوا و تنبیه را مثل تلخی دارو به جان بخرید که فواید و برکاتش خیلی خیلی بیش‌تر است. اصولاً بدون حمایت خانواده شما نمی‌توانید از این بحران به سلامت عبور کنید. اگر الآن خودتان نگویید، در آینده‌ای نزدیک خودشان خواهند فهمید، اما بعد از یک آبروریزی بزرگ!

اگر آتویی مثل عکس و فیلم و مانند آن در دست طرف دارید که شما را به افشای آن تهدید می‌کند، آن‌ها را به‌سادگی انکار کنید و به این ترتیب به این اهرم فشار جاخالی بدهید و نگران دروغ بودن کارتان نباشید؛ دروغ‌گویی در چنین جایی اگر واجب نباشد، قطعاً حرام هم نیست. با توجه به شیوع مزاحمت‌های جعلی و فوتوشاپی، کسی حرف طرف را باور نخواهد کرد و او کار به جایی نخواهد برد.اگر زرنگ باشید، شما می‌توانید از دست او شاکی باشید و او را به جعل اسناد توهین‌آمیز متهم کنید!

در هر صورت، به‌هیچ‌وجه نباید زیر فشار تهدید، کمر خم کنید و از ترس آبروریزی سکوت کنید یا خدای‌ناکرده تن به ادامه‌ی رابطه بدهید. اگر چنین کنید، به‌یقین بدانید زمانی از این تصمیم غلط به‌شدت پشیمان خواهید شد؛ روزی که یک آبروریزی خیلی بزرگ‌تری دامن‌گیرتان خواهد شد! تن دادن به افتضاح حتمی و بزرگ‌تر از ترس افتضاح احتمالی و کوچک‌تر اصلاً عاقلانه نیست!

پرسش: من هرچه می‌کنم نمی‌توانم او را فراموش کنم؟

پاسخ: نیازی به فراموش کردن نیست. وظیفه‌ی شما قطع ارتباط است و بس. همان‌طور که قبلاً هم گفته شد، دوست داشتن گناه نیست؛ بلکه ابراز علاقه و داشتن ارتباط گناه است. اگر برای فراموش کردن او خودتان را به زحمت بیندازید، وضع بدتر می‌شود. برای آسان‌تر شدن کار،

1. اشیا و وسایلی که شما را به یاد او می‌اندازد از خود دور کنید؛

2. هرگز خودتان عمداً یاد او را در ذهنتان نپرورانید؛

3. هروقت یاد و خاطره‌ی او به شما هجوم می‌آورد، خودتان را به کاری جذاب و مفید مشغول کنید.

پرسش: من اگر با او قطع ارتباط کنم، دلش می‌شکند و از دستم ناراحت می‌شود. طاقت ناراحتی‌اش را ندارم و نمی‌توانم دلش را بشکنم. علاوه بر این‌که ممکن است آهش دامن مرا بگیرد و بیچاره‌ام کند!

پاسخ: قطع رابطه نباید خشک و سنگ‌دلانه و بی‌رحمانه باشد؛ بلکه باید با ادب و احترام و دلسوزی و خیرخواهی همراه باشد. البته نه آن‌گونه که به بهانه‌ی قطع رابطه، فصل جدیدی از روابط شکل بگیرد! بلکه همان‌طور که گفتیم، آخرین گفت‌وگو که منجر به قطع کامل ارتباط می‌شود، باید ساده و بدون تشریفات باشد. جدّیّت با بی‌رحمی تفاوت دارد؛ مانند پزشکی که بدن عزیز خود را زیر تیغ جراحی قطعه قطعه می‌کند. او با جدّیّت تمام و در عین حال با نهایت محبت و دل‌سوزی کارش را انجام می‌دهد.

شما همه‌ی تلاش خود را به‌کار بگیرید که بدون خون‌ریزی و بدون دل شکستن غائله ختم شود، اما اگر او کم‌ظرفیتی نشان داد و نتوانست با این موضوع کنار بیاید، شما دیگر تکلیفی در این باره ندارید. توجه داشته باشید که گاهی اوقات، ابراز دلتنگی و کم‌طاقتی و دل‌شکستگی از طرف مقابل، حربه‌ای زیرکانه برای ادامه‌ی ارتباط و سوء‌استفاده از شما است. شما در راه تصمیمی که گرفته‌اید مصمّم باشید و اجازه ندهید پایتان بلغزد. گاهی برای خوب و مهربان بودن، باید بی‌رحم و سنگ‌دل بود.4

اگر احساس نامردی می‌کنید و نسبت به او احساس ظلم و خیانت دارید ـ چه‌این‌که واقعاً هم همین‌طور است! ـ و به همین خاطر از آه مظلومانه‌اش می‌ترسید، تنها چاره‌اش این است که برایش دعای خیر کنید و از طرف او و با نام او کارهای خوب مثل نماز و زیارت و صدقه و... انجام دهید.انجام چنین کارهایی در دنیا خطر آه و نفرینش را از شما دور می‌کند و در آخرت، رضایتش را برایتان به ارمغان می‌آورد. در هر صورت شما حق ندارید به‌خاطر ناراحتی او، ذره‌ای به او نزدیک شوید و از او دل‌جویی کنید. ابراز محبت شما به او، ظاهرش محبت است ولی باطنش ستم و خیانت و تجاوز است!

4. مراقبت شدید

بعد از قطع رابطه، ممکن است در آینده‌ی نزدیک یا دور، دوباره وسوسه‌هایی انسان را به سمت او یا فردی دیگر از جنس مخالف بکشاند و پاهای دل کم‌کم شل شوند!تنها بیمه‌ای که سلامت انسان را در ادامه‌ی مسیر تقوا و پاکی تضمین می‌کند، «مراقبت» است.

یعنی به نفس خود بدگمان باشید و با مراقبت شدید خود، یک لحظه از او و کارهایش غفلت نکنید. برای توفیق بیش‌تر در مراقبت از خود، توجه به نکات زیر مفید خواهد بود:

1. به نماز اول وقت و ارتباط با خداوند متعال و اهل بیت علیهم‌السلام عنایت خاص داشته باشید؛

2. برنامه‌ای هدف‌مند و کارآمد برای همه‌ی امور زندگی خود داشته باشید؛ به‌گونه‌ای که یک لحظه از شبانه‌روزتان خالی از برنامه نباشد. حتی استراحت و تفریحتان هم با برنامه باشد؛

3. در برنامه‌ریزی خود به مطالعه‌ی کتاب‌های سودمند و جذاب توجه ویژه داشته باشید؛

4. هم‌چنین به ورزش و تحرک بدنی در برنامه‌ریزی خود توجه مخصوص داشته باشید.روزانه دست کم بیست دقیقه تا نیم ساعت تحرک شدید بدنی داشته باشید. چند نمونه از ورزش‌های ساده و کم‌هزینه ولی مؤثر: دویدن، نرمش، طناب زدن، تنیس، دارت، والیبال، توپ‌بازی با دیوار، حلقه‌ی هولاهوپ، و...؛

5. در انتخاب دوست و رفیق تجدید نظر کنید و فقط با افراد سالم و بانشاط و موفق هم‌نشینی و نشست و برخاست کنید؛

6. با محیط‌های سالم و معنوی و بانشاط مثل مسجد و هیأت و بسیج و کانون و... ارتباط فعال داشته باشید؛

7. نیازهای عاطفی خود را از اعضای خانواده و سایر محارم و دوستان خوب و سالم تأمین کنید و نگذارید خلأ عاطفی شما را رنج دهد.

8. از قاعده‌ی طلایی «مشارطه، مراقبه، محاسبه» کمک بگیرید. در بخش‌های پیشین (کنترل نگاه) این قاعده را توضیح دادیم. اشاره‌ی دوباره به آن بی‌جا نخواهد بود:

مشارطه يعني اولین روز هفته که صبح از خواب بيدار مي‌شويد، قبل از هرکاري با خود شرط ببنديد این هفته دست از پا خطا نخواهيد کرد.

مراقبه يعني در طول هفته به شدت بايد مراقب خود و اعمال خود باشيد.

محاسبه يعني آخر هفته، چند دقيقه‌اي را به حساب و کتاب و بررسي اعمال هفته و سنجش ميزان موفقيت در عمل به تعهدات بپردازيد. اگر عمل به تعهدات رضايت‌بخش بود، خدا را شکر بگوييد و خودتان را تشويق کنيد (با اموري که مورد پسند و لذت است؛ مثل خوردن خوراکي مورد علاقه يا انجام تفريح مورد علاقه و مانند آن) و اگر رضايت‌بخش نبود، به ميزان اشتباهات انجام شده، استغفار کنيد و خودتان را تنبيه کنيد (با انجام کارهاي سخت و دشوار مثل: روزه، گرسنگي و تشنگي محدود، محروميت از خوراکي يا تفريح دلخواه، و مانند آن). این تشویق و تنبیه در شما تأثیر روانی خواهد گذاشت و به شما کمک خواهد کرد در هفته‌ی بعد عملکرد بهتری داشته باشید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. من کرمت علیه نفسه، لم‌یُهِنْها بالمعصیة (غررالحکم).

2. إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ (بقره، 222).

3. حافظ

4. توجه داشته باشید که این سخن با سخن چند سطر قبل که گفتیم قطع رابطه نباید خشک و سنگ‌دلانه و بی‌رحمانه باشد، منافات ندارد. آن‌چه این‌جا مطرح است حس درونی خود فرد است ولی آن‌چه در آن‌جا مطرح بود، حسی است که به طرف مقابل ابراز و اظهار می‌شود.


این مقاله برگرفته از کتاب «دوستش دارم!» نوشته‌ی حامد شاد است. اطلاعات بیش‌تر درباره‌ی این کتاب: این‌جا

سلسله مقالات «دوستش دارم»:

می‌توانید این مطلب را در شبکه‌ی اجتماعی خود به اشتراک بگذارید:

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn اشتراک در کلوب اشتراک در افسران

نظر شما چیست؟!


خاطره (تصادفی)

گربه‌ی باادب

با نام خدا

(4/11/82) امروز در حياط مدرسه‌ي دارالشفا ديدم گربه‌اي وارد باغچه شد و با دستانش گودال كوچكي را كند و بعد از اين‌كه قضاي حاجت كرد (دستشويي كرد) خيلي مؤدبانه چاله را دوباره با خاك كاملاً پركرد و رفت. مانده بودم كه چه كسي اين ادب را به اين حيوان ياد داده؟!

پرسش و پاسخ (تصادفی)

چرا بی‌نمازها از نمازخوان‌ها موفق‌ترند و زندگی‌شان بهتر است؟

پرسش:

من دوستانی دارم که نماز نمی‌خوانند ولی در درسشان حتی شده با اختلاف چند صدم از من بهترند؛ درحالی‌که ما تلاش یکسانی داریم. حتی در زندگی عادی و خیلی چیزهای دیگر هم همین‌طور است. مگر نماز سعادت‌بخش نیست، پس چرا کسانی که به این وظیفه عمل نمی‌کنند، زندگی بهتری دارند؟

پاسخ:

این سخن که «کسانی که نماز نمی‌خوانند از کسانی که اهل نماز هستند موفق‌ترند و زندگی‌شان بهتر است»، با این کلیت هرگز قابل پذیرش نیست. اگر با دقت و با لحاظ ابعاد مختلف زندگی بنگریم و از دو سه نفر دور و بر خودمان فراتر رویم و جامعه‌ی آماری وسیع‌تری را ارزیابی کنیم، به نتیجه‌ی دیگری خواهیم رسید.

بله، می‌پذیریم که کم‌وبیش هستند کسانی که با این‌که اهل نمازند، ولی دیگرانی که اهل نماز نیستند، از آن‌ها موفق‌تر و جلوترند. برخی از مشاهده‌ی چنین صحنه‌هایی فکرشان به اشتباه می‌افتد و با قضاوتی سطحی، بی‌نمازی را بر بانمازی برتری می‌دهند. برای این‌که چنین سوءتفاهم‌هایی از ریشه رفع شود، باید کمی عمیق‌تر به مسأله نگریست:

ادامه مطلب...
ما 67 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا

1165478
امروز886
دیروز1050
این هفته2826
این ماه17507
مجموع1165478

سلام!

سلام. از بازدیدتان از وب‌سایت محقّر بنده ممنونم!

این وب‌سایت یک سایت جامع و پرمحتوا نیست؛ بلکه یک پل ارتباطی بین من و مخاطبان عزیز به‌منظور دسترسی آسان و دائمی به بنده است. هرچند تلاش می‌کنم گه‌گاه مطالب ارزنده و مفید منتشر کنم ولی فقط در حدی که فرصت داشته باشم و به امر تحصیل و فعالیت علمی‌ام لطمه نزند.

اگر درباره‌ی نوشته‌هایم نظری داشتید، خوشحال می‌شوم نظرتان را در ذیل همان مطلب بیان کنید.

هرگونه نظر و انتقاد و پیشنهاد دیگری اگر داشتید، در بخش «تماس با من» مطرح کنید.

اگر مسأله‌ای هم بود که به نظرتان رسید من می‌توانم در پاسخ‌گویی و راهنمایی به شما کمکی بکنم، در بخش «پرسش و پاسخ» مطرح نمایید.

از خدا برای شما و خودم، آرزوی جسمی سالم، فکری بلند، ایمانی استوار، دلی مَحرم و عاشق، روحی باتقوا، روحیه‌ای پرانگیزه و بانشاط دارم. یا علی!