کانال سایت در پیام‌رسان سروش

سروش @hshadir

با نام خدا

می‌گوییم خداوند ما را به دعا توصیه کرده است؛

«بگو پروردگارتان برای شما ارزشی قائل نبود اگر دعایتان نبود؛ قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلا دُعَاؤُكُمْ»1

«خدا را از روی نگرانی و امید بخوانید که رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است؛ وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَةَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ»2

و می‌گوییم خدا به ما و دعاهایمان وعده‌ی اجابت قطعی داده است؛

«پروردگارتان گفته است مرا بخوانید که اجابتتان می‌کنم؛ وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»3

«کسی که مرا بخواند اجابتش می‌کنم؛ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ»4

امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند:

«خدا چنین نیست که در دعا را به روی بنده باز کند و در اجابت را به رویش ببندد؛ مَاكَانَ اللَّهُ لِيَفْتَحَ عَلَى عَبْدٍ بَابَ الدُّعَاءِ وَ يُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ‏ الْإِجَابَةِ»5

ولی وقتی در عمل نگاه می‌کنیم، می‌بینیم این وعده‌ی الهی به‌طور کامل رعایت نمی‌شود و دعاهایی که اجابت نمی‌شوند از دعاهایی که اجابت می‌شوند بیش‌ترند. آن‌گاه این سؤال را مطرح می‌کنیم که:

چرا خدا به وعده‌اش عمل نمی‌کند و اغلب یا برخی دعاهای ما مستجاب نمی‌شود؟

خداوند درباره‌ی وعده‌هایش می‌فرماید:

«خداوند هرگز از وعده‌هایش تخلف نمی‌کند ولی بیش‌تر مردم نمی‌دانند. آن‌ها تنها ظواهری از حیات دنیا را می‌بینند و می‌دانند ولی از حیات باطنی و اخروی غافلند؛ وَعْدَ اللَّهِ لا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ. يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ».6

یعنی اگر علم و بینشی عمیق و حقیقی به دست بیاوریم، می‌بینیم که خداوند هرگز از وعده‌ی اجابت دعا تخلف نکرده و نمی‌کند. من در این نوشتار سعی می‌کنم نگاهی عمیق و حقیقی از مسأله‌ی دعا و اجابت ترسیم کنم.

در طرح این سؤال یک سوءتفاهم و مغالطه رخ داده است؛ مثل این است که کسی ما را به خانه‌اش دعوت کند؛ ما هم برویم؛ ولی برخلاف میل ما که چایی دوست داشتیم، به ما شربت انبه بدهد و برخلاف میل ما که هندوانه هوس کرده بودیم، با خربزه از ما پذیرایی کند؛ آن وقت ما با تعجب از خودمان بپرسیم: اگر نمی‌خواست به ما چایی و هندوانه بدهد، پس چرا ما را دعوت کرد؟!

«دعوت» هرگز به معنای «پذیرایی با چایی و هندوانه» نیست و پرسیدن چنین سؤالی نشان از بی‌دقتی ما دارد. اگر میزبان نه‌تنها از چایی و هندوانه که از هرپذیرایی دیگری دریغ می‌کرد، باز طرح این سؤال بی‌جا بود؛ چون او می‌تواند بگوید: من شما را دعوت کردم چون خودم با خودتان کار داشتم، نه این‌که دعوتتان کردم تا نوشیدنی یا خوراکی به شما بدهم. «پذیرایی» چیزی غیر از «دیدار» و زائد بر آن است.

در مسأله‌ی دعا، ما به‌اشتباه دعا را «طلب حاجت» معنا کرده‌ایم، در نتیجه معنای اجابت هم شده است «رفع حاجت»؛ آن‌گاه وقتی می‌بینیم اغلب یا گاهی خدا با وجود دعای بسیار، حاجاتمان را برآورده نمی‌کند، سؤال می‌کنیم: چطور شد خدایی که قول اجابت داده بود اجابت نکرد؟!

وعده‌ی اجابت مطلق و بی‌کم و کاست از طرف خداوند، وعده‌ای نامناسب و ناشدنی است؛ زیرا از طرفی با رابطه‌ی عبد و مولا تناسب ندارد، و از طرفی دچار تعارضاتی برآمده از ضعف وجودی عالم مادی است که رفع همه‌ی نیازهای درخواستی بندگان را محال می‌نماید.

توضیح بیش‌تر:

اگر قرار بود خدا همه‌ی درخواست‌های ما را بی‌کم و کاست اجابت کند، دیگر خدا نبود. چنین وضعی با وضع عبد و بنده سازگار است نه با جایگاه رفیع خداوندگاری. خدا یعنی قدرت و اراده‌ی مطلق. اجابت و اطاعت و حرف گوش کردن با چنین جایگاه بلندی بیگانه است.

بر فرض که خدا بخواهد هرکس هرحاجتی درخواست کرد، اجابت کند، باز تعارض‌هایی در جانب بندگان و حاجاتشان هست که مانع می‌شود خدا حاجت همه را همان‌طور که خواسته‌اند عطا فرماید.

وقتی دو پسر دم بخت هردو به خواستگاری یک دختر بروند و در نماز خود دست دعا بلند کنند و از خدا وصلت او را بخواهند، خدا چگونه حاجت هردو را همان‌گونه که خواسته‌اند اجابت نماید؟! اگر دختر هم در نماز خود وصلت با پسر سومی را طلب کند، آن‌وقت چگونه می‌شود دعای هرسه مستجاب شود؟! اگر پسری که دختر وصلتش را از خدا می‌خواهد، دختر دیگری را بخواهد و برای رسیدن به او دعا کند، و... آن‌وقت چه؟!

وقتی کشاورز دعا می‌کند باران ببارد تا مزرعه‌اش سیراب شود و کوزه‌گر دعا می‌کند باران نبارد تا کوزه‌هایش در گرمای آفتاب خشک شود، خدا چگونه می‌تواند دعای هردو را همان‌گونه که خواسته‌اند اجابت کند؟!

این‌که خدا نمی‌تواند همه‌ی حاجات ما را اجابت کند، نه به‌خاطر عجز و ناتوانی او است ـ‌که خدا قادر مطلق و توانای بی‌نهایت است‌ـ بلکه به‌خاطر ضعف و کم‌ظرفیتی عالم ماده و نیازهای مادی است. تعارض و اصطکاکی که مانع اجابت هم‌زمان همه‌ی خواسته‌ها می‌شود، مربوط به ما و خواسته‌های ما است که برآورده کردن همه‌ی نیازها را غیرممکن می‌کند. خواسته‌های ما یک‌سو و یک‌جهت و یک‌هدف و موازی نیستند تا تحقق هرکدام از آن‌ها مانع تحقق دیگری نباشد؛ بسیاری از خواسته‌های ما با خواسته‌های دیگران درگیر است و تحقق آن منوط به لغو خواسته‌ی دیگران است. در چنین فضایی فرض وجود نیرویی که بتواند همه‌ی خواسته‌ها را اجابت کند، فرض محال است.

در ابتدای مقاله خواندیم آیاتی را که خداوند در آن وعده‌ی اجابت دعا بدون قید و شرط داده است؛ «ادعونی استجب لکم» و «اجیب دعوة الداع اذا دعان»؛ اما چند سطر پیش گفتیم که چنین کاری نه به‌جا و سزا است و نه مقدور و ممکن. حال سؤال این است که چگونه خداوند وعده‌ی کاری را می‌دهد که از طرفی شایسته‌ی مقام الهی نیست و از طرف دیگر اصلاً عملاً قابل اجرا نیست؟! اگر این درست است، پس آن چیست؟ و اگر آن درست است، پس این چیست؟

پاسخ این است که خدا هرگز وعده‌ی رفع حوایج درخواست شده به کسی نداده است تا چنین وعده‌ای با جایگاه ربوبی منافات داشته باشد یا در عمل غیرقابل اجرا باشد.

وعده‌ای که خداوند داده و بی‌بروبرگرد به وعده‌ی خود عمل می‌کند، وعده‌ی اجابت دعای خدا است، نه وعده‌ی رفع حوایج. «ادعونی» یعنی «مرا بخوانید»؛ یعنی «مرا به خانه‌ی دل خود دعوت کنید»؛ مدعو (دعوت شده) خود خداوند است نه حوایج و نیازهای ما. خداوند وعده داده است اگر کسی مرا به خانه‌ی دل خود دعوت کند، امکان ندارد من دعوتش را اجابت نکنم و به سوی او نروم.

«و اذا سألک عبادی عنی» یعنی هرگاه بندگانم به دنبال خود من بودند...، «اجیب دعوة الداع اذا دعان» دعا و دعوت دعاکننده را هنگامی که خود مرا به سوی خودش دعوت کند اجابت می‌کنم. کسی هست که ادعا کند من خدا را به خانه‌ی دلم دعوت کردم ولی خدا اجابت نکرد و نیامد؟!

خدای مهربان ما را به دعا امر کرده است نه برای این‌که دعا وسیله و ابزاری باشد برای رفع حوایج کوچک و بزرگ ما؛ بلکه دعا خود هدف است. دعا یعنی دعوت خدا به سوی خود و این یعنی ارتباط با خدا که هدف زندگی ما است. حیات ما در اتصال به حیات خداوند است.

انسان وقتی زنده می‌شود که با سرچشمه‌ی زندگی ارتباط داشته باشد و به او متصل باشد. دعا هدف است و نباید برای دعا دنبال هدف باشیم. به تعبیر فلسفی دعا بالذات مطلوب است و چیزی که بالذات مطلوب است، دیگر ورای ذات خود، هدف و مقصدی نمی‌تواند داشته باشد.

اجابت چنین دعایی قطعی است. در واقع چنین دعایی پیشاپیش اجابت شده است؛ زیرا خدا انسان را برای رسیدن به خودش آفریده است. وقتی هدف آفرینش انسان رسیدن به قرب و جوار خداوند متعال باشد، چگونه می‌توان تصور کرد که انسانی طالب این نزدیکی باشد ولی خدا طلب او را بی‌پاسخ بگذارد؟!

در ادامه‌ی آیات گذشته (آیه‌ی 186 سوره‌ی بقره) نکته‌ی ظریفی نهفته است؛ بعد از این‌که خداوند می‌فرماید: «هنگامى كه بندگان من از تو درباره‌ی من سؤال كنند، بگو: من نزديكم. دعاى دعاكننده را به‌هنگامى كه مرا مى‏‌خواند، پاسخ مى‏‌گويم.» ادامه می‌دهد: «فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي؛ پس دعوت مرا اجابت کنید!»، یعنی حقیقت امر این است که خدا دعا می‌کند و بنده باید اجابت کند. درست است که در ظاهر بنده دعا می‌کند و از خدا اجابت می‌خواهد، ولی در حقیقت خدا دعا می‌کند و از بنده طلب اجابت می‌کند. این خدا است که با توفیق دعا و ایجاد محبت و علاقه در دل بنده برای دعوت خدا به سوی خودش، او را به سوی خود می‌خواند و از او اجابت می‌طلبد؛ فلیستجیبوا لی. وقتی می‌گوییم: دعوت خود خدا به خانه‌ی دل، دعایی است که پیشاپیش اجابت شده است، یعنی همین.

سؤال:

توصیه‌های خداوند به دعا، منحصر به عبارت‌هایی مانند «ادعونی» و «دعانی» نیست تا شما بگویید: مدعو و مطلوب فقط خدا است. عبارت‌های مختلفی از منابع دینی به دست می‌آید که نشان می‌دهد خدا به طلب حاجت و درخواست رفع حوایج نیز توصیه کرده است. مانند: دعاهای مختلفی که خداوند در قرآن از زبان انسان‌ها بیان می‌فرماید و به این شکل، طلب حاجت از او را به ما آموزش داده، ما را به این کار تشویق می‌کند.

«پروردگارا، در دنیا و آخرت به ما نیکی عطا فرما؛ ربنا آتنا فی الدنیا حسنة و فی الآخرة حسنة...»7

«پروردگارا، به ما نور چشم‌هایی از همسر و فرزند عطا فرما؛ ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قرة اعین...»8

در یک حدیث قدسی می‌خوانیم که خداوند به حضرت موسی علیه‌السلام می‌فرماید:

«ای موسی، هرچه نیاز داری از من بخواه، حتی علف گوسفندت و نمک غذایت را؛ يَا مُوسَى سَلْنِي كُلَّ مَا تَحْتَاجُ إِلَيْهِ حَتَّى عَلَفَ شَاتِكَ وَ مِلْحَ عَجِينِك‏»9

پاسخ این است که اولاً خدا هرگز در چنین دعاهایی وعده‌ی اجابت قطعی نداده است. ثانیاً دعا برای رفع حاجت بهانه است برای روآوردن به سوی خدا و ایجاد ارتباط با او؛ اساساً خدا انسان را به همین دلیل محتاج و نیازمند آفریده است.

انسان یک نیازمندی ذاتی دارد که جزء ذات او و ناشی از وجود امکانی10 او است. فارغ از این نیاز و فقر ذاتی، خدا می‌توانست انسان را مثل فرشتگان نسبت به بسیاری از نیازهای عارضی (نیاز به آب و غذا و امنیت و سلامت و آموزش و تربیت و...) بی‌نیاز و مستغنی بیافریند، اما خدا او را غرق در نیاز و فقر و حاجت آفریده است تا حرکت برای رفع نیازها او را به سوی منبع ثروت و دارایی سوق دهد. بسیاری از انسان‌ها از چنان روح بلندی برخوردار نیستند که مبدأ هستی و قله‌ی کمال را بی‌واسطه بشناسند و در پی وصال او برآیند؛ برای چنین کسانی نیازهای محسوس و ملموس می‌تواند انگیزه‌ای قوی برای جست‌وجوی مبدأ ثروت و دارایی و توانایی ایجاد کند. پس فقر انسان و تلاش برای رفع نیازها هدف نیست، وسیله است برای رسیدن به هدف، که شناخت و وصال ذات متعال خداوند است.

اگر ما رفع حوایج و نیازهای ریز و درشت خود را هدف ندانیم بلکه بهانه‌ای برای توجه به خدا و ارتباط با او قرار بدهیم، دیگر فرقی نمی‌کند حاجتمان برآورده شود یا نه. وقتی هدف (ارتباط با خدا و نزدیک شدن به او) حاصل شد، دیگر بهانه و وسیله (رفع حاجت) رنگ می‌بازد و از اهمیت می‌افتد.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

«کسی که از همه‌ی علایق رها شده و تنها به خدا روکند، خدا همه‌ی نیازهایش را به عهده می‌گیرد؛ مَنِ انقَطَعَ إِلَى اللهِ كَفاهُ‏ اللهُ كُلَّ مَؤُنَةٍ».11

و نیز: «هرکس که همّ و غم و نیاز و حاجتش یک چیز (یعنی خود خدا) باشد، خدا نیازش را برآورده می‌کند؛ مَنْ كَانَ هَمُّهُ هَمّاً وَاحِداً كَفَاهُ‏ اللهُ هَمَّهُ».‏12

نیز: «کسی که یک همّ و غم و یک نگرانی داشته باشد، خدا نگرانی‌ها و نیازهای دنیا و آخرتش را برطرف می‌کند؛ مَنْ أَصْبَحَ وَ هَمُّهُ وَاحِدٌ كَفَاهُ اللهُ هَمَّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة».13

وقتی ما باور داشته باشیم که:

1. خدا حتی بیش‌تر از خودمان به ما محبت دارد و بیش‌تر از هرکسی خیر و سعادت ما را می‌خواهد؛

2. خدا داشته‌ها و نداشته‌های ما و نیازمندی‌های ما برای پیمودن راه سعادت را بهتر از هرکسی می‌داند؛

3. خدا از هرکسی به رفع نیازهای ما تواناتر است و به آسانی و به بهترین شکل می‌تواند نیازهای ما را برآورده کند؛

آن‌گاه هرگز برای رفع نیازهای خود جوش و خروش نمی‌کنیم. حاجت خودمان را به محضر پروردگار عرض می‌کنیم و با رسیدن به هدف اصلی دعا، دیگر منتظر رفع حاجت نمی‌مانیم. دوستی و انس و ارتباط حقیقی با خداوند و زیستن در برابر نگاه محبت‌آمیز و خیرخواه و توانای او، ما را از حوایج دیگر خود می‌رهاند و وقتی به خود می‌نگریم، می‌بینیم که تنها یک نیاز داریم؛ نیاز ذات ما به ذات مقدس الاه. می‌بینیم از همه‌ی بندها رها هستیم و تنها بند نیاز و فقر ذاتی به خدا (یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله) را در پای داریم که بزرگ‌ترین نعمت و افاضه‌ی خدا به ما است. این بند نه مانند غل و زنجیر سیاه و سنگین، که مانند دو بال سفید و سبک ما را بالا می‌برد؛ چنان‌که حضرت رسول فرمود: فقر فخر من است و به آن می‌بالم! الفقرُ فَخری و بِهِ اَفتَخِرُ.14

عرض کردیم که خدا برای رفع حوایج ما که به درگاهش عرضه می‌داریم، هیچ وعده و قولی نداده است. این سخن برای این است که ما حد و اندازه‌ی خود را نگه داریم و از خدا طلبکار نباشیم و اگر نیازهایمان طبق میلمان برطرف نشد، از خدا گله و او را به خلف وعده متهم نکنیم؛ وگرنه خدا بنایش بر این است که نیازهای ما را برطرف کند و با برطرف کردن نیازهای ما، واسطه و بهانه بودن نیازها برای ارتباط با خود خدا، کامل شود. یعنی همان‌طور که خدا ما را نیازمند آفریده و نیازهای ما را بهانه‌ای برای روی آوردن ما به سوی خود قرار داده، رفع نیازهای ما را هم در همین راستا اراده کرده است. اگر قرار باشد عرض حاجت بین ما و خدا پیوند برقرار کند، برآوردن حاجات هم این پیوند را استحکام می‌بخشد.

اما اراده‌ی خدا برای اجابت «دعاهای حاجت‌خواه» ما برخلاف اجابت «دعاهای خداخواه» ما مطلق و همیشگی نیست؛ بلکه آداب و شرایط و ضوابطی دارد. با مطالعه‌ی آیات و روایات می‌توان بخشی از شرایط استجابت دعای حاجت‌خواه و موانع آن را چنین بیان کرد:

آداب دعا:

ـ شروع با نام خدا
حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله: «دعایی که با بسم الله الرحمن الرحیم شروع شده باشد، رد نمی‌شود؛ لایُرَدُّ دُعاءٌ اوّلُهُ بسم الله الرحمن الرحیم».15

ـ گفتن حمد و ثنای الهی
حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله: «هردعایی که قبلش حمد و ثنای الهی نباشد، ناتمام است؛ اِنَّ کُلَّ دُعاءٍ لایکونُ قَبلَهُ تمجیدٌ فهو اَبتَرٌ».16

ـ گفتن صلوات
امام صادق علیه‌السلام: «دعا در حجاب است و از پشت پرده بیرون نمی‌آید تا وقتی که بر محمد و آل محمد صلوات فرستاده شود؛ لایَزالُ الدعاءُ مَحجوبًا حتی یُصَلّی علی محمدٍ و عَلی آلِ محمدٍ».17

ـ توسل به خوبان
امام کاظم علیه‌السلام: «هرگاه حاجتی به خدا داشتی، بگو: خدایا تو را به حق محمد و علی می‌خوانم که آن دو نزد تو جایگاه رفیعی دارند؛ اِذا کانَتْ لَکَ حاجةٌ اِلَی اللهِ فَقُل: اللهُمَّ اِنّی اَسأَلُکَ بِحَقِّ مُحمدٍ و عَلیٍّ فَاِنَّ لَهُما عندَکَ شَأنًا مِنَ الشَأنِ».18

ـ اقرار به گناه
امام صادق علیه‌السلام: «دعا عبارت است از مدح و ثنای خدا، سپس اقرار به گناهان سپس درخواست حاجت؛ اِنَّما هِیَ المِدحَةُ ثمَّ الاقرارُ بِالذَّنبِ ثمَّ المَسأَلَةُ».19

ـ تضرّع و زاری
حدیث قدسی: «ای عیسی، مرا مثل انسان غم‌دیده و مثل غرق شده‌ای که نجات دهنده‌ای ندارد دعا کن... مرا نخوان مگر با حالت تضرع و التماس؛ یا عیسی اُدعُنِی دُعاءَ الحزینِ الغریقِ الذی لَیسَ لَهُ مُغیثٌ... و لاتَدعُنی اِلّا مُتَضَرِّعًا اِلَیَّ».20

ـ زیاد نشمردن خواسته
حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله: «از خدا حاجت بخواهید و زیاد بخواهید که هیچ چیزی در نظر خدا بزرگ نیست؛ سَلُوا اللهَ و اَجزِلُوا فَاِنَّهُ لایَتَعاظَمُهُ شیءٌ».21

ـ تعمیم و گسترش دامنه‌ی دعا
حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله: «هرگاه کسی دعا می‌کند، دعایش را تعمیم و گسترش بدهد که این کار بیش‌تر موجب تأثیر دعا می‌گردد. هرکس دعا برای چهل نفر از برادران دینی‌اش را بر دعا برای خودش مقدم کند، دعایش هم در حق آن‌ها مستجاب می‌شود و هم در حق خودش؛ اِذا دَعا احدُکُم فَلْیُعِمْ فَاِنَّهُ اَوجَبُ لِلدُّعاءِ و مَنْ قَدَّمَ اربَعینَ رُجلًا مِن اِخوانِهِ قَبلَ اَنْ یَدعُوَ لِنِفسِهِ اُستُجیبَ لَهُ فیهِم و فی نَفسِهِ».22

ـ دعا در خلوت
حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله: «یک دعای پنهانی و در خلوت برابر است با هفتاد دعای آشکار؛ دعوةٌ فی السِّرِّ تَعدِلُ سَبعینَ دَعوَةً فی العَلانیةِ».23

ـ دعای دسته‌جمعی
امام صادق علیه‌السلام: «هرگاه گروه‌های مختلف برای یک کار جمع شوند و متّحدانه دعا کنند، دعایشان مستجاب است؛ مااجتَمَعَ اَربَعَةُ رَهطٍ قَطُّ عَلَی اَمرٍ واحدٍ فَدَعَوُا اللهَ اِلّا تَفَرَّقُوا عَن اِجابَةٍ».24

ـ حسن ظن به اجابت
حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله: «دعا کنید با حالتی که یقین به اجابت دارید؛ اُدعُوا اللهَ و انتم مُوقِنونَ بِالاِجابَةِ».25

ـ دعا در زمان‌های مناسب
حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله: «بهترین زمان دعا، سحر است؛ خیرُ وقتٍ دَعَوْتُم اللهَ فیهِ الاَسحارُ».26
امام صادق علیه‌السلام: «سه وقت است که دعا در آن‌ها از رسیدن به خدا محروم نمی‌ماند؛ دعا بعد از انجام یک فریضه و واجب دینی (مثلاً بعد از نمازهای واجب)؛ دعا هنگام بارش باران؛ و دعا هنگام ظهور معجزه و کرامتی خارق‌العاده در زمین (مثلاً هنگامی که مریضی با عنایت الهی به‌طور غیرعادی شفا پیدا می‌کند)؛ ثلاثةُ اَوْقاتٍ لایَحجُبُ فیها الدُّعاءُ عَنِ اللهِ: فی اِثرِ المَکتوبَةِ و عِندَ نُزُولِ القَطْرِ و ظهورِ آیةٍ مُعجزةٍ لِلّهِ فی اَرضِهِ».27

ـ اصرار و جدیّت و دوری از سستی و تنبلی
حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله: «رحمت خدا بر بنده‌ای که حاجتی را از خدا طلب کند و در دعای خود پافشاری و جدّیّت داشته باشد؛ چه دعایش مستجاب شود یا نه؛ رَحِمَ اللهُ عَبداً طَلَبَ مِن اللهِ حاجَةً فَاَلَحَّ فی الدُّعاءِ، اُستُجیبَ لَهُ اَو لَم‌یُستَجَبْ».28

ـ دوری از عجله و شتاب‌زدگی
امام صادق علیه‌السلام: «مؤمن در خیر و آسایش و رحمت خدا است مادامی که در رسیدن به حاجتش عجله نکند که این کار آسایشش را به هم زده، موجب ناامیدی و ترک دعا می‌شود. سؤال شد: منظورتان از عجله در دعا چیست؟ فرمود: مثلاً این‌که بگوید: از فلان زمان و فلان وقت دارم دعا می‌کنم ولی هیچ اجابتی ندیده‌ام!؛ لایَزالُ المؤمنُ بِخیرٍ و رَخاءٍ و رَحمةٍ مِنَ اللهِ مالَمْ‌یَستَعجِلْ فَیَقْنُطْ فَیَتْرُکِ الدُّعاءَ. قُلتُ لَهُ: کیفَ یَستَعجِلُ؟ قال: یقولُ: قَددَعَوْتُ مُنذُ کذا و کذا و لااَرَی الْاِجابَةَ».29
امام صادق علیه‌السلام: «مؤمن وقتی که پاداش دعاهای اجابت نشده در دنیا را می‌بیند، آرزو می‌کند کاش هیچ یک از دعاهایم مستجاب نشده بود؛ یَتَمَنَّی المؤمنُ اَنَّهُ لَمْ‌یُستَجَبْ لَهُ دَعوَةٌ فی الدّنیا مِمّا یَرَی مِن حُسنِ الثّوابِ».30

ـ پرهیز از حالت تعلیم و آموزش به خدا
حدیث قدسی: «فرزند آدم، در آن‌چه امر کرده‌ام مرا اطاعت کن و هرگز صلاح و مصلحتت را به من نیاموز!؛ یَابْنَ آدمَ اَطِعْنِی فیما اَمَرتُکَ و لاتُعَلِّمنِی ما یُصلِحُکَ».31

ـ ایمان به توانایی خدا در برآوردن حاجت
حدیث قدسی: «هرکه از من چیزی بخواهد و بداند که سود و زیان همه از سوی من است، اجابتش می‌کنم».32

ـ دعا به هنگام دل‌شکستگی
حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله: «هنگام دل‌شکستگی و رقت قلب، دعا را مغتنم شمارید که دعا در چنین حالی رحمت و لطف خدا است؛ اِغتَنِمُوا الدُّعاءَ عِندَ الرِّقَّةِ فَاِنَّها رَحمةٌ».33

موانع اجابت دعا:
گاهی دعایی شرایط اجابت را دارد ولی مانعی بر سر راه اجابت است که نمی‌گذارد آن دعا مستجاب شود. از جمله موانعی که از روایات به دست می‌آید می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

ـ مصلحت نبودن و مخالفت داشتن با حکمت الهی
امیرالمؤمنین علیه‌السلام: «لطف و کرم خداوند سبحان هرگز حکمت او را نمی‌شکند، به همین خاطر همه‌ی دعاها مستجاب نمی‌شود؛ اِنَّ کَرَمَ اللهِ سُبحانَهُ لایَنقُضُ حِکمَتَهُ فَلِذلکَ لایَقَعُ الاِجابَةُ فی کُلِّ دَعوَةٍ».34
امام سجاد علیه‌السلام: «مؤمن نسبت به اجابت دعایش سه حالت دارد: یا فوری اجابت می‌شود، یا برایش ذخیره می‌شود و در آینده (یا در آخرت) اجابت می‌شود، یا این‌که به جای آن بلایی که قرار بود به او برسد، از او دور می شود؛ المؤمنُ مِن دُعائِهِ عَلَی ثَلاثٍ: اِمّا اَن یُدَّخَرَ لَهُ و اِمّا اَن یُعَجَّلَ لَهُ و اِمّا اَن یُدفَعَ عنه بَلاءٌ یُریدُ اَن یُصیبَهُ».35

ـ شناخت نادرست و ناقص از خدا
از امام صادق علیه‌السلام سؤال شد: چرا دعاهای ما مستجاب نمی‌شد؟ فرمود: «چون شما کسی را می‌خوانید که شناخت درست و شایسته‌ای از او ندارید؛ لِاَنَّکُم تَدعُونَ مَن لاتَعرِفُُونَهُ».36

ـ آلودگی به گناه
اگر خدا لطف و رحمت بر بندگان را بر خود واجب کرده و عهد کرده است بندگانش را یاری برساند37، ترک گناه و رو نیاوردن به شیطان و هوای نفس نیز عهدی است که خدا از هر انسانی گرفته است.38. پس به حکم آیه‌ی 40 سوره‌ی بقره39، خدا وقتی به عهدش وفا می‌کند و حوایج ما را برآورده می‌کند که ما هم به عهدمان وفا کنیم و از گناه و هواپرستی دوری کنیم.
امام باقر علیه‌السلام: «گاه بنده از خدا حاجتی می‌طلبد و جا دارد که دعایش زود یا دیر اجابت شود، ولی بنده گناهی مرتکب می‌شود؛ به همین خاطر خداوند متعال به فرشته می‌گوید: حاجتش را نده و او را محروم کن؛ زیرا او خود را در معرض خشم من قرار داده است و مستحق محرومیت است؛ اِنَّ العَبدَ یَسأَلُ اللهَ الحاجَةَ فَیَکونُ مِن شَأنِهِ قَضاؤُها اِلَی اَجَلٍ قَریبٍ اَو اِلَی وَقتٍ بَطیءٍ فَیَذنِبُ العَبدُ ذَنباً فیَقولُ اللهُ تبارک و تعالی لِلمَلَکِ: لاتَقضِ حاجَتَهُ و احْرُمهُ اِیّاها، فَاِنَّهُ تَعَرَّضَ لِسَخَطی و اسْتَوْجَبَ الحِرمانَ مِنّی».40

ـ ترک امر به معروف و نهی از منکر
یکی از مصادیق مهم گناه که مانع اجابت دعا می‌شود، ترک امر به معروف و نهی از منکر است.
حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله: «امر به معروف و نهی از منکر کنید وگرنه خدا بَدان شما را بر نـیـکان شما مسلط می‌کند و دعای نیکان شما در آن هنگام به اجابت نمی‌رسد».41

ـ ناپاک بودن کسب و درآمد
یکی دیگر از مصادیق گناه که مانع اجابت است، بی‌مبالاتی به احکام شرعی کسب و کار است.
حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله: «بنده دستش را به سوی خدا بلند می‌کند در حالی که خوراکش حرام است، چگونه دعایش مستجاب شود در حالی که حال او این است؟!؛ اِنَّ العبدَ لَیَرفَعُ یَدَهُ اِلَی اللهِ و مَطعَمُهُ حرامٌ فکیفَ یُستَجابُ لَهُ و هذا حالُه؟!».42

ـ ابتلا به حق الناس
یکی دیگر از مصادیق گناه که مانع اجابت است، خوردن حق مردم و بی‌توجهی به حق‌الناس است.
امام صادق علیه‌السلام: «کسی که می‌خواهد دعایش مستجاب شود، کسبش را حلال کند و بدهی‌ها و حق‌الناس‌ها را ادا کند. دعای بنده‌ای که شکمش از حرام پرشده و حق‌الناس بر گردن دارد، تا خدا بالا نمی‌رود؛ اِذا اَرادَ احدُکم اَن یُستَجابَ لَهُ فَلیُطَیِّبْ کَسبَهُ وَ لْیَخرُجْ مِن مَظالِمِ الناسِ وَ اِنَّ اللهَ لایَرفَعُ الیهِ دُعاءُ عبدٍ و فی بَطنِهِ حرامٌ اَو عِندَهُ مَظلَمَةٌ لِاَحَدٍ مِن خَلقِهِ».43

ـ غفلت و لهو و لعب
علاوه بر گناه که روی‌گرداندن از خدا است، غفلت و بی‌توجهی به خدا هم می‌تواند مانع اجابت دعا باشد.
حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله: «بدانید که خدا هیچ دعایی را از دل غافل لهوزده اجابت نمی‌کند؛ اِعلَمُوا اَنَّ اللهَ لایَستَجیبُ دُعاءً مِنْ قَلبٍ غافلٍ لاهٍ».44
امام صادق علیه‌السلام: «هرکس خوش دارد که در حال سختی دعایش به اجابت برسد، در حال راحتی غافل نباشد و دعا کند».45

ـ سنگدلی و قساوت قلب
امام صادق علیه‌السلام: «خداوند دعای انسان سنگدل و قسیُّ‌القلب را اجابت نمی‌کند؛ اِنَّ اللهَ لایَستَجیبُ دُعاءً بِظَهرِ قلبٍ قاسٍ».46

خلاصه

دعا دو گونه است:

1. صدا زدن خود خدا و دعوت او به سوی خود؛

2. طلب حاجت از خدا و عرض نیاز به درگاهش.
هدف خدا از تشریع دعا، ایجاد ارتباط بین ما و خدا و نزدیک شدن ما به او است؛ از این رو نیازهای مادی و معنوی ما و رفع آن‌ها بهانه‌ای است برای نزدیک شدن ما به خدا و رسیدن به هدف خلقت.

وعده‌ای که خدا برای اجابت دعاهای ما داده است، مربوط به دعا از نوع اول است. یعنی اگر خود خداوند متعال را به خانه‌ی وجودمان و به کلبه‌ی دلمان دعوت کنیم، خدا مطلقاً و بی‌قید و شرط دعایمان را اجابت می‌کند. اما خدا درباره‌ی اجابت دعاهای حاجت‌خواه ما و رفع مطلق نیازهای ما هیچ وعده‌ای نداده است؛ زیرا اولاً این کار با جایگاه و شأن عبد و مولا تناسب ندارد؛ ثانیاً چنین چیزی در عمل غیرممکن است.
با این حال خدا برای تقویت رابطه‌ی بندگان با او، اراده کرده است که حوایج آن‌ها را برطرف کند ولی این اراده مطلق نیست و شرایط و ضوابطی دارد.

ما هم باید نیازها را بهانه و وسیله‌ای بدانیم برای خواستن خود خداوند و تقرب به خود او. زبان حال ما در هنگام دعا باید چنین باشد: «خدایا من چنین حاجتی دارم که برآورده کردن آن فقط به دست تو است. از تو می‌خواهم که مرا دریابی و حاجتم را اگر صلاح می‌دانی روا سازی؛ اگر هم صلاح ندانستی، من مطیع توام؛ هرچه تو بخواهی! من تو را می‌خواهم!»
ـــــــــــــــــــــــــــ
1. فرقان، ٧٧
2. اعراف، ٥٦
3. غافر، ٦٠
4. بقره، 186
5. نهج‌البلاغه صبحی‌صالح، ص 553
6. روم، 6 و ٧
7. بقره، 201
8. فرقان، 74
9. وسایل الشیعه، ج 7
10. وجود امکانی یک اصطلاح فلسفی است و در برابر وجود وجوبی است که مخصوص خداوند متعال است.
11. مصباح الشریعه
12. کافی، ج 3
13. الخرائج و الجرائح، ج ‏3
14. عدة الداعی
15. میزان الحکمه
16. همان
17. همان
18. همان
19. همان
20. همان
21. همان
22. همان
23. همان
24. همان
25. همان
26. همان
27. همان
28. همان
29. همان
30. همان
31. همان
32. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال
33. میزان الحکمه
34. همان
35. همان
36. همان
37. خدا لطف و رحمت بر بندگان را بر خود واجب کرده است؛ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ (انعام، ١٢)
38. ای فرزندان آدم، آیا از شما عهد نگرفته‌ام که بنده‌ی شیطان نباشید؟!؛ أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ(یس، 60)
39. به عهدم وفا کنید تا من هم به عهد شما وفا کنم؛ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ (بقره، 40)
40. میزان الحکمه
41. سفینة البحار
42. میزان الحکمه
43. همان
44. همان
45. اصول کافی، ج 4
46. میزان الحکمه

می‌توانید این مطلب را در شبکه‌ی اجتماعی خود به اشتراک بگذارید:

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn اشتراک در کلوب اشتراک در افسران

دیدگاه‌ها   

0 #26 شیراززهرا ۱۶ سال 1397-04-09 11:05
سلام.من توی زندگیم فقط از خدا خواستم دینم رو برام نگه داره.ولی الان اینقدر درگیر شک و شبهات شدم که به وجودش متاسفانه شک کردم....به دین و حق بودن اسلام و همه چیز...خدا بیشتر حاجاتمو براورده کرده ولی اینو نمیدونم چرا گره زده...بنظر شما داره منو میبره جزو کسانی که چشم و گوششون بسته شده...

***** پاسخ *****

سلام. شک پل عبور به سوی حقیقته. نگران نباشید. مسأله‌ی خدا مهم‌ترین مسأله‌ی زندگی انسانه و طبیعیه که ذهن دقیق و حساس شما نتونه با مماشات و تسامح از کنار این مسأله عبور کنه. این شک و تردید‌ها برای رسیدن به یقین و باور یقینی طبیعیه و نباید ازش بترسید. خیلی از مؤمنان راستین این مرحله رو تجربه کرده‌اند.

با تفکر و مطالعه و پرسش و تأمل، عقیده به خدا و دین رو استوار و مستحکم کنید تا این پرسش‌ها و ابهام‌هایی که دارید به یقین و اطمینان تبدیل بشه.

خیالتون راحت باشه! وجود خدا این‌قدر روشن و درخشان و یقینی هست که اگه کسی ذره‌ای روح حق‌جویی داشته باشه، به‌ش دست پیدا می‌کنه. خفا و ابهام خدا از شدت ظهور و درخشش اونه؛ مثل این‌که بخواهی نور و روشنایی و روز رو به کسی که تا حالا تاریکی و شب رو ندیده، نشون بدی!

قرآن بخونید و در معنا و مضامینش تفکر کنید.
کتاب «نشانه‌هایی از او» اثر آیت الله سید رضا صدر را هم اگه پیدا کردید مطالعه کنید.
نقل قول کردن
0 #25 بندر عباسZahra 1397-04-02 18:31
دوستان عزیز همه دعاها قابل اجابت هستند و این بستگی داره ب باور ما از قدرت و مهربانی نامحدود خداوند..با این باور اشتباه ک شاید خدا نخواهد یا به صلاح من نباشد به خواسته ام برسم نا امید و نگران نشوید ، باور کنید خداوند بیشتر از ما تمایل ب اجابت خواسته هامون داره و حامی و پشتیبان ماست ،، هرگز تسلیم نشوید و از باورهاتون در رسیدن ب خواسته هاتون دست نکشید..موفق باشید.
نقل قول کردن
0 #24 بندر عباسZahra 1397-04-02 18:26
باسلام ، دوستان عزیز ب نظر من همه دعاها قابل اجابت هستند هرچند سخت و ناممکن بنظر برسند ، هرگز تسلیم نشوید و از باورهاتون توی رسیدن ب خواستتون دست نکشید وبا این باور اشتیاه ک شاید خدا نخواهد و به صلاح من نباشد که به این خواسته ام برسم نا امید نشوید ، باور کنید خدا بیشتر از ما تمایل دارد ما ب خواسته هامون برسیم و حامی و پشتیبان ماست ،
نقل قول کردن
0 #23 تربت حیدریهسارا 1396-11-12 11:22
سلام
میخواستم بگم من از خدا یه خواسته ای داشتم بعد از دعا ده روز نشده حاجتم روا شد. البته نصفه و نیمه ولی میتونستم کاری کنم که کامل شه اما نتاسفانه بعدش خدا رو فراموش کردم و غرق گناه شدم. خدا هم بارها به من هشدار داد ولی من دست از گناه نکشیدم و اون هم خیلی راحت ازم گرفتش. لحظه ای که انعمتی رو که بهم داده بود ازم گرفت از خواب غفلت بیدار شدم ولی دیگه دیر شده بود. توبه کروم وباز خدا با لطفی که بهم داشت نشونه های بازگشت نعمت رو بهم نشون دد ولی الان سه ساله که فقط دلخوش به اون نشونه هام. نمیدونم کی بهم برش میگردونه. واقعا اگه حاجتی دارین و خدا حاجتتون رو میده بعدش فراموشش نکنین چون به راحتی میتونه اون رو از شما بگیره. برام دعا کنین.
نقل قول کردن
0 #22 اصفهان... 1396-09-18 17:15
من به خدا ایمان دارم براش نامه مینویسم ازش ارزوهامو میخام اما چرا به حاجتام نمیرسم؟بعضی چیزا حکمت نداره
واقعا چرا خود خدا نیس وجود فیزیکی نداره تا باهامون حرف بزنه؟به نظر من خدا عادل نیس
اصلا چرا واقعا چرا تا میخایم از خدا گلگی کنیم میگن نگو ناشکری نکن تنت سالمه ؟بله شکر تنم سالمه من قدر میدونم شکر میکنم اما چون سالمم ک نمیشه حاجت نداشته باشم نمیشه که خفه شم بگم خوب هیچی نخواه چون سالمی چرا خدا بین بندهاش فرق میزاره خدا که عدالتش اینه از بقیه چه انتظاریه
من گاهی شک میکنم میگم نکنه خدا نیس اگه نباشه یه پوجه بزرگیم همه چرا زندگیا انقدر سخته مگه چقد زنده ایم

***** پاسخ *****

سلام خدا بر شما بنده‌ی مؤمن که به او ایمان دارید و براش نامه می‌نویسید. مطلب شما از شش سؤال تشکیل شده که اون‌ها رو جداجدا جواب می‌دم:

۱. چرا به حاجاتم نمی‌رسم؟

برای دریافت پاسخ این پرسش، مقاله‌ی «حقیقت دعا و اسرار اجابت» رو از همین سایت مطالعه نمایید.
لینک مستقیم:
http://h-shad.ir/index.php/writings/hand-writings/thought/137-prayer-doa
هم‌چنین پرسش و پاسخ «چرا خدا مشکل همه‌ی بنده‌هاشو حل می‌کنه به‌جز ما؟» رو هم مطالعه کنید.
لینک مستقیم:
http://h-shad.ir/index.php/writings/best-questions/318-why-problems

۲. بعضی چیزها حکمت نداره.
حکمت خدا با ادله‌ی قطعی عقلی و نیز با آیات قرآنی اثبات می‌شه و شکی نیست که همه‌ی کارهای خدا حکیمانه است. (اگه نیاز بود بگید ادله‌ی فلسفی و قرآنی حکمت خدا رو براتون عرض کنم یا کتاب معرفی کنم خودتون مطالعه کنید) اما ممکنه انسان‌ها به‌خاطر محدودیت‌های بسیاری که در جهت علم و دانش و شناخت و درک و فهم دارند، از برخی حکمت‌های الاهی بی‌اطلاع باشند. در چنین مواردی نمی‌شه گفت: کار خدا در این‌جا حکمت نداشت؛ بلکه باید گفت: من حکمت خدا در این کار را نمی‌دانم!
داستان حضرت موسی و خضر علیهماالسلام رو که در سوره‌ی کهف آیات ۶۰ تا ۸۲ بیان شده، بخونید و کمی با حکمت‌های پنهان خدا آشنا بشید.

۳. چرا خدا وجود فیزیکی ندارد؟ چرا با ما حرف نمی‌زند؟
وجود فیزیکی و مادی پایین‌ترین درجه‌ی وجود در عالم هستی است. بالاتر از مرتبه‌ی فیزیکی، مراتب بسیاری هست که محدودیت‌های آن بسیار کم‌تر از عالم ماده است. خدایی که بالاترین و برترین موجود است، جایش بالاترین مرتبه‌ی هستی است یا پایین‌ترین؟! (فکر کنید یک موش کور انتظار داشته باشد خدا هم مثل او در زیر خاک‌ها زندگی کند!) از این گذشته، خدا در عالم هستی کارهایی انجام می‌ده که با محدودیت‌های عالم ماده ناسازگاره؛ مثلاً «وحی» و «الهام» کاری از جنس متافیزیکه و اگه قرار باشه خدا مادی و محدود به قوانین فیزیک باشه، دیگه نمی‌تونه به پیامبران و انسان‌های خاص وحی و الهام کنه. از این هم گذشته، در علوم عقلی مثل فلسفه اثبات می‌شه که همه‌ی عوالم هستی مراتبی از حقیقت وجوده و خدا که بالاترین درجه‌ی وجوده، در همه‌ی مراتب هستی حضور داره؛ پس موجودات مادی و فیزیکی هم امتداد پرتو نور وجود خدا است و شما که موجودات فیزیکی رو می‌بینید، در حقیقت خدا رو در این مرتبه می‌بینید. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌فرماید: من چیزی را نمی‌بینم مگر این‌که خدا را قبل از آن و بعد از آن و همراه با آن می‌بینم. به این داستان دقت کنید:
کودک با خود زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزن! یک سار شروع به خواندن کرد،‌ اما او نشنید.
کودک فریاد زد: خدایا با من حرف بزن! آذرخشی در آسمان غرید، اما او اعتنایی نکرد.
کودک به اطراف خود نگاه کرد و گفت: پس تو کجایی؟ می‌خواهم تو را ببینم! ستاره‌ای درخشید، اما او ندید.
کودک فریاد کشید: خدایا به من معجزه‌ای نشان بده! نوزادی متولد شد. اما او باز نفهمید...
کودک در نهایت یأس فریاد زد: خدایا خودت را به من نشان بده می‌خواهم تو را ببینم،خواهش می‌کنم! پروانه‌ای روی دستش نشست، ولی او پروانه را پراند و به راهش ادامه داد.
(منظور از کودک، هرکسیه که خام و ناپخته فکر می‌کنه. ممکنه این کودک هفتاد سالش باشه!)

درباره‌ی حرف زدن خدا با ما و حرف زدن ما با خدا گفتنی است که خدا با انسان حرف می‌زنه و انسان هم می‌تونه با خدا حرف بزنه.
اگه حرف زدن رو به معنای پدیده‌ای بگیریم که با مشارکت «دو انسان» و «دهان» و «گوش» و «امواج صوتی» حاصل می‌شه، خب چنین معنایی خیلی محدوده و حتا حرف زدن انسان با خودش رو هم شامل نمی‌شه؛ چون وقتی شما توی دلتون با خودتون حرف می‌زنید، نه امواجی از دهانتون خارج می‌شه و نه موجی به گوشتون می‌رسه؛ بلکه شما در درونتون بدون استفاده از دهان و گوش و امواج صوتی، با خودتون حرف می‌زنید.
اما اگه حرف زدن رو به معنای هرگونه ارتباط حقیقی آگاهانه بگیرید، چنین معنایی درباره‌ی انسان و خدا هست. انسان همون طوری که با خودش ارتباط داره و با خودش حرف می‌زنه، می‌تونه با خدا هم ارتباط داشته باشه و باهاش حرف بزنه. در چنین حالتی خدا یقیناً حاضره و حرف انسان رو می‌شنوه. حرف زدن خدا با انسان هم به شکل‌های مختلفی صورت می‌گیره؛ به صورت الهام قلبی؛ به‌صورت کشف و مکاشفه‌ی عرفانی؛ و به صورت وحی. درسته که وحی و مکاشفه مخصوص انبیا و عرفا است، اما الهام قلبی عمومیه و هر کسی می‌تونه با کمی پاک بودن، الهام‌های ربانی رو دریافت کنه.

۴. گلایه کردن از خدا
گلایه از خدا سه حالت می‌تونه داشته باشه:
یه وقتی گلایه‌ی کسی از خدا گلایه‌ی واقعی نیست؛ بلکه نوعی روش برای پرسیدن و رسیدن به فهم بیش‌تره. چنین گلایه‌ای اشکالی نداره؛ اما برای پرسیدن سؤال درباره‌ی خدا و عدالت خدا، می‌شه از ادبیات بهتری استفاده کرد.
یه وقتی گلایه از خدا نشانه‌ی کفر و ایمان نداشتن به خدا است. کسی که گلایه می‌کنه می‌خواد بگه که وجود خدا یا عدالتش رو قبول نداره. روشنه که چنین گلایه‌ای مساوی با کفر و بی‌ایمانیه.
یه وقتی هم گلایه، واقعی هست اما نشانه‌ی کفر و بی‌ایمانی به خدا نیست؛ بلکه نشانه‌ی ناراحت بودن از دست خدا و راضی نبودن از خدا است؛ این گلایه مساوی با کفر نیست؛ اما یک بی‌ادبی و بی‌احترامی بزرگ نسبت به محضر خدای مهربانه.

۵. چرا خدا بین بنده‌هایش فرق می‌گذارد؟
چرا شما بین پیکان و سانتافه فرق می‌گذارید؟! چرا شما بین نون و پنیر و چلوکباب فرق می‌گذارید؟! هر فرق گذاشتنی ممنوع نیست. تبعیض وقتی بده که دو طرف از اون جهت مورد نظر کاملاً مساوی باشند؛ مثل این‌که شمای معلم بین فرزند فلان رئیس و دیگر شاگردهاتون از جهت تدریس و نمره دادن فرق بگذارید. چنین تبعیضی در کار خدا وجود نداره.
قرآن کریم می‌فرماید:
آلوده و پاکیزه هرگز مساوی نیستند؛ لايَسْتَوِي الْخَبيثُ وَ الطَّيِّب‏ (مائده، ۱۰۰)
آیا نابینا و بینا مساوی‌اند؟! آیا تاریکی و روشنایی برابرند؟! هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى‏ وَ الْبَصيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ (رعد، ۱۶)
زنده‌ها و مرده‌ها با یکدیگر برابر نیستند؛ ما يَسْتَوِي الْأَحْياءُ وَ لاَ الْأَمْواتُ (فاطر، ۲۲)
آیا دانایان با نادان‌ها مساوی‌اند؟! هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لايَعْلَمُون‏ (زمر، ۹)

۶. چرا زندگی این‌قدر سخت است؟
پاسخ این سؤال رو در ضمن خاطره‌ی «هرکه در این بزم مقرب‌تر است، جام بلا بیش‌ترش می‌دهند» بخونید.
لینک مستقیم:
http://h-shad.ir/index.php/writings/hand-writings/memories/327-alaf-lule
نقل قول کردن
0 #21 تهرانحسینی 1396-08-09 09:35
وقتی همه درها بروت بسته شده وجزخدا پناهی نداری و صداش میکنی ونه جوابی نه اثری میبینی واقعا چه حالی بهت دست میده همه انسانها که ایمانشون قوی نیست وقتی که خدا بااون عظمت کاری برات نمیکنه چه فکری میکنی.همش امتحان مگه ما چقدر عمر میکنیم وقتی ازهمه قطع امید کردی وخدا هم ناامیدت میکنه چه افکاری سراغت میاد همش صبر صبر صبر ازاین کلمه نفرت دارم خب اگه شک وجودمو بگیره به نظر شما حق با من نیست .ایکاش خدا مثل ما وجود فیزیکی داشت وادم باهاش حرف میزد .واقعا نمیدونم چی بگم .من که دیگه طاقتم تموم شده ودیگه صبر ندارم .

***** پاسخ *****

اجابت نشدن دعا و تأخیر در اجابت یا از باب تنبیه و مجازات است یا از باب تربیت و تقویت.

اگر اجابت نشدن دعای شما از باب تنبیه و مجازات باشد، باید بگردید و ببینید چه گناهی در زندگی‌تان هست که راه اجابت دعا را مسدود کرده است. بگردید و این مانع را پیدا کنید و از میان بردارید. در دعای کمیل می‌خوانیم: اللهم اغفِر لِیَ الذُنوبَ التی تَحبِسُ الدعاء؛ خدایا گناهان مرا ببخش؛ آن گناهانی که دعا را حبس می‌کنند و نمی‌گذارند تا به اجابت برسد.

اما اگر اجابت نشدن دعایتان از باب تربیت و تقویت است، در این صورت به خداوند حکیم اعتماد داشته باشید و بدانید که خدا به هیچ کس ظلم نمی‌کند (ان الله لایظلم مثقال ذرة؛ خدا به اندازه‌ی ذره‌ای به کسی ظلم نمی‌کند). اگر خدا بر شما سخت می‌گیرد و می‌خواهد بیش‌تر از این رشد کنید و نیرومندتر شوید، لابد ظرفیتش را دارید. خدا شما را از خودتان بهتر می‌شناسد. با بی‌تابی و زودرنجی راه الطاف خداوندی را مسدود نکنید.

هیچ کودکی گمان نمی‌کند که ظرفیت و توانایی تحمل آمپول و سرم را دارد؛ اما پدر و مادر دلسوز و آگاه او می‌دانند که کودشان بیش از این‌ها ظرفیت و طاقت دارد؛ بنابراین به گریه‌ها و زجه‌هایش توجهی نمی‌کنند و دست و پایش را می‌گیرند و او را در معرض سوزن تیز قرار می‌دهند.

این مقالک را یک بار دیگر بخوانید و درباره‌ی نکته‌هایش تأمل و اندیشه کنید!

حواسمان باشد هیچ وقت خدا و کارهایش را با عقل کودکانه‌ی خودمان ارزیابی نکنیم!
نقل قول کردن
0 #20 قممصطفی 1396-08-04 07:32
بسم تعالی
سلام علیکم و رحمت الله، با تشکر از زحمات ارزشمند جنابعالی خداوند به شما جزای خیر بدهد. وفقکم الله
نقل قول کردن
+1 #19 مشهدمهتاب 1396-05-20 20:30
وقتي گوشات رو تيز مي كني و صداي خدا رو نمبشنوي دلت ميگيره. ازش دور ميشي ولي باز خيلي زود از سر ناچاري به سمت خودش برميگردي و از سكوتش گلايه ميكني. دعاي من براي خودم، براي همه آدمهايي كه قلب پاك و نيت سالم دارن اينه كه خدا دعاهاشون رو طوري اجابت كنه كه عاشقانه بپرستنش و شكرگزارش باشن. نه فقط از سر ترس، عادت، يا ناچاري و بي پناهي.
آمين.
نقل قول کردن
0 #18 نوشهرسلام بزرگوار، حسین ذکریا هستم، مازندران، نوشهر 1396-01-09 18:53
چقدر موضوع دعا و حقیقت اجابت آن دلم را آرام و انگیزه ام را بیشتر کرد، در یک کلام این گونه برداشت کردم که ابدا دعا در پیشگاه خداوند کریم گم نخواهد شد، حتی اگر علی الظاهر آن خواسته ی مورد نظر ما تحقق نیابد،اتفاقا مهم هم نیست چرا که اهم در کار است و آن عشق بازی و خدا خواهی است که در میان است. خدا خیرت بده مرد خدا.
مطلب آخر اینکه با این نگاه دیگه اوهامی مثل ناامیدی از خدا، احساس حقارت در خود،رو نیاوردن به دعا و امثالهم رخت بر میبندد.
دست مريزاد
نقل قول کردن
0 #17 قزوینبنده 1396-01-08 21:12
اصلا به نظر من این مقاله فقط داره عدم اجابت دعا رو توجیه می کنه، خیلی روشن و واضح گفته شده بخوان مرا تا اجابتت کنم ، باشه مشکلی نیست هدف حل مشکل و باز شدن گره وقتی سال های سال بابت مشکل و گره ای که تو زندگیته و از خدا میخوای و همچنان اون گره پابرجاست و هر روز حال زندگیت خراب و خراب تر میشه این چه توجیهی هست که بخوای بگی مصلحت بر این بوده گره مشکلت باز نشه یا زمانش نرسیده؟؟؟؟ اینکه تو چندین سال با بدبختی بهترین سال های زندگیت رو از دست بدی کجاش رحمت و اجابته
لطفا مخاطبین خودتون رو بلانسبت احمق فرض نکنید که همه عقل و منطق دارن و قدرت درک پس اینقدر سعی نکنید این باورهای غلط رو به خورد ما مردم بیچاره بدین

***** پاسخ *****

۱. یک نوکر و خدمتکار کاری جز اطاعت نداره. هرچی ارباب دستور داد باید اطاعت کنه. حق نداره از خودش مصلحت‌سنجی کنه و از اطاعت مطلق سرپیچی کنه.

۲. پدر و مادر خوب، خودشونو همیشه و در همه حال سرپرست و حامی فرزندشون و مسؤول تربیت و مراقبت از او می‌دونند. به همین خاطر برای حفظ و تربیت فرزندشون همه‌ی هنر و توانشونو به کار می‌گیرند ولی از فرزندشون اطاعت محض نمی‌کنند و به همه‌ی خواسته‌های فرزندشون بی‌چون و چرا «چشم» نمی‌گن.

۳. خدا نوکر ما نیست؛ مربی و معلم ما است!

۴. انسان موجود پیچیده‌ای است و تربیت او پر از پیچیدگی است. گاهی وقت‌ها برای تربیت انسان باید اونو محروم کرد و لطف و محبت رو در لباس خشم نشونش داد.

پرسش و پاسخ «چرا خدا مشکل همه‌ی بنده‌هاشو حل می‌کنه جز ما» رو هم از همین سایت مطالعه بفرمایید.
نقل قول کردن
0 #16 تهرانعابر 1395-10-28 19:32
سلام، با این حساب دعا چه ارزشی داره اگه قرار باشه خدا طبق اونچه که خودش می خواد عمل کنه ، ما به هر حال همه انسانیم نیازمندیم و بیچاره فرشته که نیستیم که نیازی نداشته باشیم ، وقتی ما حتی در ظاهر چیز مادی میخوایم به خاطر خودش می خوایم مثلا اگه ازدواج می خوایم می خوایم که گناه نکنیم افسرده نباشیم تا در جهت خودش حرکت کنیم مثل اینکه کسی بدون اب وغذا بتونه زندگی کنه و خدا رو عبادت کنه توی این دنیا اخه چطور امکان داره ، درضمن خدا از ته دل همه خبر داره از زندگی همه خبر داره میدونه دعای کدوم پسر یا دختر برا ازدواج درگیر تره برای پیشگیری از تعارض ، خدایا صدام رو می شنوی اخه کجایی

***** پاسخ *****

سلام. فرض کنید فرزندی درس خونده و رفته دانشگاه و برای خودش پزشکی شده. یه روز این پزشک جوان به‌شدت مریض می‌شه. خودش با حال خرابش درباره‌ی بیماری خودش تشخیصی می‌ده و داروهایی رو تجویز می‌کنه؛ ولی پدر و مادرش که خیلی به‌ش محبت دارند، می‌خوان چیزی در حق فرزندشون کم نذارن و لطف و محبتشونو در حقش تموم کنن؛ به همین خاطر تشخیص خودش رو ملاک قرار نمی‌دن و به پزشک متخصص و کارکشته مراجعه می‌کنن. از قضا تشخیص اون پزشک با تشخیص فرزندشون که یک پزشک تازه‌کاره متفاوت از آب درمی‌یاد. حالا پدر و مادر مهربان باید چه‌کار کنن؟ اگه به تشخیص و خواسته‌ی فرزندشون بی‌توجهی کنن و تشخیص و خواسته‌ی پزشک متخصص رو ملاک عمل قرار بدن، به فرزندشون بی‌مهری و بی‌توجهی کردن؟! آیا فرزندشون می‌تونه به خاطر این کار اونا رو به بی‌توجهی و کم‌لطفی متهم کنه؟! یا این‌که دقیقاً برعکسه و بی‌توجهی پدر و مادر به خواسته‌ی فرزندشون عین توجه و لطفشون به فرزندشونه؟!

وقتی خدا از ما داناتر و آگاه‌تره و به ما از خودمون بیش‌تر محبت و علاقه داره، در این صورت اگه برای لطف و توجه و عنایت به ما، به خواسته‌های ما که اغلب ناپخته و بی‌حساب و کتابه، توجهی نکنه و سرنوشت بهتر رو برای ما رقم بزنه، به ما ظلم کرده و خواسته‌ی خودش رو به ما تحمیل کرده؟!

گفتید: چون خدا از ته دل همه خبر داره و می‌دونه دعای کدوم پسر یا دختر برای ازدواج درگیرتره، پس مشکل تعارض خواسته‌ها حل می‌شه. عرض می‌کنم: یعنی نمی‌شه تصور کرد دعا و خواسته‌ی دو نفر دقیقاً در یک اندازه و شدت باشه؟! البته که می‌شه. اگه بود، اون وقت خدا باید چیکار کنه؟! گذشته از این، در همون‌جایی که دعا و خواسته‌ی دو نفر که یک چیز رو می‌خوان، متفاوت باشه و یکی شدیدتر از دیگری باشه، با برآورده کردن حاجت یکی، دست اون یکی خالی می‌مونه. چرا باید خواسته‌ش (هرچند که ضعیف‌تر از خواسته‌ی اون یکی باشه) مورد بی‌توجهی قرار بگیره؟! هرچی هست بالاخره «خواسته» است و اگه قرار باشه خدا طبق خواسته‌ی بنده‌هاش کار کنه، باید به این خواسته هم عیناً همون‌طور که هست، توجه کنه. ما می‌گیم: چون این کار غیرممکنه، پس خدا باید برای اجابت دعاهای ما ملاک دیگه‌ای رو مدنظر قرار بده و اون هم تشخیص خودشه که از همه‌ی تشخیص‌ها دقیق‌تر و عمیق‌تره. اگه کاری غیر از این بکنه، اون وقت لطف و محبت و حکمت مطلقش زیر سؤال می‌ره!
نقل قول کردن
+1 #15 بروجردحسین جعفری 1395-10-08 16:40
سلام بر برادران وخواهرانم. بنده حقیر وروسیاه برای همتون دعا میکنم . به خدای قادرومتعال قسم دعا خیلی اثر وکاربرد داره دست از دعا کردن برندارید .خداوند جاهایی به دادم من رسیده که فکرشم نمیکردم تازه من اصلا ادم خوبی نیستم و برای خدا بندگی نکردم اما خدا 70مرتبه از مادر به فرزند مهربانتره وبا وجود اینهمه ناشکری وناسپاسی ها دریای رحمتش همواره خروشان است و کسی را ناامید از درگاهش رد نخواهد کرد .او کریم است یعنی بدون دعا هم مشکلاتمونو حل میکنه اما دوست داره باهاش حرف بزنیم وبراش ناز کنیم .عزیزانم بخدا قسم سخاوتمندتر و دلسوزتراز خدا پیدا نمیکنید واگر جوابتونو دیر میده دوستمون داره و اگه اونو نده بهترشو میده من جواب گرفتم وهمیشه میگم تا خداهست گرفتاری ومشکل معنی نداره .خاک پای شما عبد گنهکارخدامنم
نقل قول کردن
+1 #14 بروجردحسین جعفری 1395-06-17 16:07
سلام .عزیزانم خدا بزرگترومهربانتر از انست که دعایی را جواب ندهد زیرا سخاوتمند ترین فقط خداست واصلا بخیل نیست ما انسانها بخیل وتنگ نظر هستیم واصلا کار خدا اجابت وگشایش امور دنیا وبندگانش میباشد .دیر جواب میده اما جواب حتما میده البته اگر با حسن ظن ویقین واعتماد کامل صداش بزنی ووقتی هم جواب میده ادم حیرت میکنه ونمیدونه از کجا کارش ردیف میشه .یا الله العالمین
نقل قول کردن
0 #13 تهرانمهسا 1395-06-01 12:12
عااااااااالیی بود .بسیار ممنونم. خدااجرتون بده.
نقل قول کردن
0 #12 اردبیلسینا 1395-04-31 00:44
تو رو خدا برام دعا کنین مشکلم حل بشه
نقل قول کردن
0 #11 تهرانیاس 1395-04-06 13:26
با سلام
ممنون من کاملا قانع شدم
خدا به شما خیر بدهد

***** پاسخ *****

سلام. این روحیه‌ی حق‌پذیری و تواضع در برابر حق، نعمت خیلی بزرگیه که خدا بهتون داده. قدر بدونید و مطمئن باشید آدم بزرگی هستید که لایق این نعمت بزرگ هستید. درود بر شما! من هم از دقت و ظرافت اندیشه‌ی شما استفاده کردم.
نقل قول کردن
+1 #10 تهرانیاس 1395-04-03 12:09
با سلام و تشکر بابت همتی که در پاسخ به شبهات دارید
شما درست می گویید اما واقعا تفاوتی بین دعا و حاجت وجود ندارد منظور من از مثال آشپز و شوری غذا این است که خدا کاری میکند که واقعا غذا حتی اگر شور شود نمک تغییر خاصیت دهد اگر بخواهد یا اگر فرد مومن باشد و اهل یاد خدا غذایش شور نمی شود کما اینکه در زندگی ائمه واقعا شاهد خرق عادت بوده ایم و این برای ما که اهل دعای خالص نیستیم معجزه است
و اگر در زندگی دچار مشکل میشیم لطف خداس که دعا کنیم و یادش بیفتیم و خدا به ترتیبی که بالاتر از علم ماست حاجت هامون رو اجابت میکنه
بدون شک درک ما از اجابت دعا با درنظر گرفتن عدل رحمت حکمت علم و تمام ویژگی های خدا باید باشد که ممکن نیست اما تفکر در آن باعث میشه از ناامیدها نباشیم
در پایان از وقت و پاسخ و مطالب موجود در سایتتان سپاسگزارم

***** پاسخ *****

سلام مجدد! ممنون از لطفتون!

در فلسفه‌ی اسلامی بیان شده است که یک معلول نمی‌تواند بیش از یک علت تامه داشته باشد؛ اما فقط در صورتی که این چند علت، در عرض هم و در یک رتبه باشند؛ ولی اگر علت‌ها در طول هم و در رتبه‌های مختلف باشند، یک معلول می‌تواند چند علت تامه داشته باشد. مانند ولایت تکوینی یک انسان ربانی که با آن می‌تواند در موجودات مادون تصرف تکوینی کند (مثلاً جان موجودی را بگیرد یا مرده‌ای را زنده کند) و این ولایت، مرتبه‌ی تنزل یافته‌ی ولایت ولی خدا (امام زمان علیه‌السلام) است. ولایت ولی خدا هم مرتبه‌ی تنزل یافته‌ی ولایت رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌ وآله) و در طول آن است؛ کما این‌که ولایت رسول الله هم مرتبه‌ی تنزل یافته‌ی ولایة الله است.

یعنی مثلاً برای شفای یک بیمار، مصرف فلان دارو در شرایط خاص، علت تامه است و اثر می‌کند؛ اما این معلول (شفای بیمار) علت‌های دیگری هم دارد که در عرض دارو نیستند و از نظر وجودی در رتبه‌ای بالاتر هستند؛ مانند این‌که یک ولی خدا ـ مانند شیخ حسن‌علی اصفهانی ـ ذکر و دعایی را بر دانه‌ی خرمایی می‌خواند و می‌دهد آن بیمار می‌خورد و شفا می‌یابد. این علت برتر نیز به نوبه‌ی خود تحت سیطره‌ی علت‌های مافوق است؛ مانند چیزی که در مراتب ولایت عرض شد. به این علت‌های برتر که در طول علل فروتر هستند، علت بدیل می‌گویند؛ یعنی همان کار علت پایین‌تر را می‌کند، اما از افقی بالاتر و از منشئی پیش‌تر. مانند این‌که یک وقتی شما میوه و برگ‌های درخت را سم‌پاشی می‌کنید و آفات را از بین می‌برید ولی یک وقتی هم یک داروی خاصی را پای درخت می‌ریزید و ریشه‌های درخت آن را جذب می‌کند و در تنه و شاخ و برگ‌ها جریان می‌دهد و باعث می‌شود شرایط ابتلا به آفت منتفی شود و آفت‌زدایی از درون صورت بگیرد.

در مثال شوری غذا و دعای آشپز، خدا می‌تواند در مراتب مختلفی از مراتب علّیّت، اعمال قدرت کند و نگذارد غذا شور شود، یا این‌که غذای شور شده را اصلاح کند. حتی این مرتبه نیز برای خدا مقدور است که شوری را از نمک بگیرد؛ مانند کاری که با آتش نمرود کرد و آن را خنک و آرام کرد.

اما مسأله این است که چنین اعمال قدرت‌هایی را خدا به صورت نادر انجام می‌دهد؛ به همین دلیل نام آن را معجزه و خرق عادت می‌گذارند که در شرایط بسیار ویژه رخ می‌دهد و هرگز نمی‌توان آن را ملاک کار قرار داد و بر مبنای آن برنامه‌ریزی کرد. حتی معجزه نیز که اختیارش به انبیا داده شده است، حساب و کتاب دارد و در هر شرایطی امکان تحقق ندارد. در تاریخ اسلام آمده است مواردی که مشرکان از پیامبر (ص) درخواست معجزه می‌کردند ولی خدا اجازه‌ی این کار را نمی‌داد یا این‌که با تأخیر اجازه‌ی آن را صادر می‌کرد؛ برای این‌که بفهمند معجزه یک امر عادی نیست و بنا نیست کارها با معجزه پیش برود؛ زیرا عادی شدن معجزه نظام آفرینش را به هم می‌زند و بسیاری از حکمت‌های الهی را نقض می‌کند.

برای انسان‌های عادی مثل ما، ملاک کار و برنامه‌ریزی باید سنت رایج خداوند باشد که آن هم چیزی غیر از معجزه و خرق عادت است. مطالب این مقاله بر محور سنت رایج خداوند تحریر شده است. بر این اساس، درست است اگر بگوییم:«مثلاً یک آشپز حواسش نبوده و نمک زیادی توی غذا ریخته. بعد دعا می‌کنه و از خدا می‌خواد که غذاش شور نشه. درسته که خدا واقعاً می‌تونه این کار رو انجام بده، ولی این کار رو نمی‌کنه، چون لازمه‌ی این کار اینه که شور بودن نمک رو ازش بگیره که چنین چیزی به هم زدن نظام هستی و طبیعت عالمه. به همین خاطر خدا دعای این آشپز بدشانس رو جور دیگه‌ای اجابت می‌کنه و مثلاً یکی رو سر راهش قرار می‌ده که به‌ش یاد بده غذای شور شده رو چه‌طوری درستش کنه (روش‌هایی که آشپزهای حرفه‌ای بلدن).»
نقل قول کردن
0 #9 تهرانیاس 1395-04-02 07:18
با سلام و تشکر
استنباطم از صحبت های شما اینه که باید دعا کرد و بعد راضی بود به هر چه پیش بیاد
اما خوب از طرف دیگه فکر میکنم خدا چون علمش به دعای ما نیاز به زمان نداره یعنی می دونه اون دختر یا پسر کی چه چیزی ازش طلب میکنن بحث همزمانی رخدادها برای انسان قابل طرحه و برای خدا بی معنیه
منظورم اینه خدا میدونه که اون آشپز اگر غذاش شور بشه دعا خواهد کرد بنابراین اگر دعایش را واقعا اجابت کند واقعا اتفاقاتی می افتد که غذا شور نمی شود و اگر اجابت نکند هر اتفاقی بیفتد شور می شود
علت ابتلای ما هم به مشکلات اینه یادمون رفته یاد خدا باشیم و دعا کنیم پس وقتی مبتلا میشیم اگر دعا کنیم داریم جبران مافات غفلت رو میدیم و اینکه قبلا دعا نکردیم یا کسی جز خدا رو صدا زدیم یا تو ذهن داشتیم
و دلیل خیلی از معجزات تو زندگی ادم ها بعد از دعا اینه که اون اتفاق باعث شده که دیگه طرف لطف خدارو یادش نره و غفلت نکنه
و دلیل این نیست که خدا میخواد ما بهش رو کنیم بلکه اینه که اتوماتیک وار وقتی از خدا دور میشیم و غفلت می کنیم آسیب میبینیم
خدا شور بودن نمک رو نیازی نداره بگیره علمش به دعای ما فراتر از زمانه
شما میگید اجابت دعا به معنای ادای حاجت نیست حرفتون درسته اما فکرتون درست نیست مشکل در تغییر علل و اسباب به دست خدا نیست چون معجزات در زندگی ادم ها خلاف قوانین طبیعته مشکل دعای ماست مشکل عدم باور به اجابت حاجت هاس
دو نفر که بیمار سرطانی هستن دعا می کنن یکی میشه یکی نمیشه
تفاوت دعای این دو نفر و باورشون به اجابته
وگرنه برای خدا هیچ هیچ غیر ممکنی وجود نداره حتی به صلاح کردن چیزی که به صلاح نیست
ناامیدی از اجابت هم ضعف ما در دعا بوده حالا یا زمان یا گناه یا ...
ائمه هر دعایی میکردن هر قدر هم به نظر ما غیر ممکن و خارج از اسباب این دنیا اجابت میشده اما اونها خودشون در دعا با ما فرق داشتن حتی نوع خواسته هاشون

***** پاسخ *****

سلام. دقتتون قابل تحسینه. معلومه اهل فکر و تأمل هستید! چند نکته:

۱. این‌که می‌فرمایید: «خدا می‌دونه که اون آشپز اگر غذاش شور بشه دعا خواهد کرد بنابراین اگر دعایش را واقعا اجابت کند واقعا اتفاقاتی می‌افتد که غذا شور نمی‌شود» این کار دیگه اجابت دعا نخواهد بود؛ چون اگه خدا طبق علم خودش از ابتدا ترتیبی بده که غذا شور نشه، دیگه دلیلی برای دعای آشپز وجود نداره، در نتیجه اجابتی هم در کار نخواهد بود. درسته که خدا می‌تونه تقدیرات رو تغییر بده ولی همیشه این کار رو نمی‌کنه تا حکمت دعا و اجابت دعا از بین نره.

۲. می‌فرمایید: «علت ابتلای ما به مشکلات اینه که یادمون رفته یاد خدا باشیم، نه این‌که خدا می‌خواد ما به‌ش رو کنیم» درحالی‌که این دو، یک حقیقت رو بیان می‌کنن و منافاتی با هم ندارن.
«غافل نبودن و فراموش نکردن خدا» همون «رو آوردن به خدا و توجه کردن به او» است و چیز دیگه‌ای نیست.

۳. معجزه بر خلاف قوانین طبیعت نیست؛ بلکه بر خلاف قوانین شناخته شده‌ی طبیعته. به عبارت دیگه، برخلاف قوانین عادی و متعارف طبیعته، وگرنه همه‌ی معجزات در سیستم علّی معلولی نظام خلقت جا دارند و خدا با ارائه‌ی معجزه، قوانین طبیعی عالم هستی رو نقض نمی‌کنه.
نقل قول کردن
0 #8 اصفهانلیلا 1395-02-31 06:42
سلام وممنون ازوبلاگ خوبتون
پاسخ سوالمو خوندم ولی ببخشیدا چیزی نفهمیدم انگاراشتباهی جواب دادین
من سوال پیچیده ای نپرسیدم.میگم انسان ازهمه رونده شده وخسته بادلی سرشار از امید سمت خدامیره واسه پایان دادن به غصه هاش وگرفتن حاجت.اما....
دوحالت پیش میاد ۱)آرزوش برآورده میشه که خیلیم خوبه ۲)برآورده نمیشه
درمورد دوم یا آرزوش به نفعش نیس یا اون دنیا خداجوابشو خیلی بهتربهش میده
درمورداول میگیم قراره ضرری ازاین آرزو بهش برسه خب... خدا دقت کنید خدا میتونه اون آسیب هارواز اون دور کنه وحاجتشو بده درمورد دوم آخه مگه اون دنیا چیزی بیشتراز بهشت ونعمتای اونم هس.پس جوابش توباغو چشمه و ایناس آیااین جواب اشکای شبونه ی بنده شه آیا این نشانگر رحمانیت خداشه ماکه یه عمره خدارو مهربان وحکیم دونستیم آیا این جواب خواسته ی بندس آیا.....
معذرت میخوام اگه لحنم اذیتتون کرد ولی خیلی دلم میخواد جوابشو بفهمم
امیدوارم یه جوری(مثل قبلی نباشه)جواب بدین که منم بفهمم وقانع شم
خیلی ممنون

***** پاسخ *****

سلام بر شما!

لحنتون اذیت کننده نیست؛ کمی تند و صریحه که خیلی هم خوبه!

این‌که می‌فرمایید خدا می‌تونه آسیب اجابت دعا رو از بین ببره و بعد دعا رو اجابت کنه، درست نیست؛ چون خدا این عالم رو بر اساس نظام خاصی تنظیم کرده و بر اساس این نظام، هر چیزی تأثیراتی داره که اگه خدا بخواد جلوی این تأثیر و تأثّرها رو بگیره، نتیجه‌ش این می‌شه که نظام عالم رو تغییر بده و این به صلاح نیست.

مثلاً یک آشپز حواسش نبوده و نمک زیادی توی غذا ریخته. بعد دعا می‌کنه و از خدا می‌خواد که غذاش شور نشه. درسته که خدا واقعاً می‌تونه این کار رو انجام بده، ولی این کار رو نمی‌کنه، چون لازمه‌ی این کار اینه که شور بودن نمک رو ازش بگیره که چنین چیزی به هم زدن نظام هستی و طبیعت عالمه. به همین خاطر خدا دعای این آشپز بدشانس رو جور دیگه‌ای اجابت می‌کنه و مثلاً یکی رو سر راهش قرار می‌ده که بهش یاد بده غذای شور شده رو چطوری درستش کنه (روش‌هایی که آشپزهای حرفه‌ای بلدن).
گاهی وقت‌ها هم اصلاً تغییر اوضاع نه تنها به صلاح نیست؛ بلکه اصلاً شدنی نیست. به مثال دعای خواستگارهای یک دختر و دعای کشاورز و کوزه‌گر در متن دقت کنید!

این هم که می‌گید اون دنیا چیزی بیش‌تر از باغ و چشمه نیست، این هم درست نیست. تصور شما از بهشت و جهنم کامل نیست. درباره‌ی آخرت دو نکته عرض می‌کنم:

۱. تفاوت حیات اخروی نسبت به حیات این دنیا، مثل تفاوت حیات این دنیا نسبت به شکم مادره. زندگی تاریک و ساده‌ی جنین در شکم مادر رو با زندگی متفاوت این دنیا با همه‌ی زرق و برق‌ها و جلوه‌ها و تنوع‌ها و هیجان‌هاش مقایسه کنید، عین همین تفاوت بین زندگی این دنیا و زندگی آخرت هست. همون‌طور که انسان به دنیا اومده حاضر نیست یک لحظه به عالم قبلی (شکم مادر) برگرده و اگه برگرده نمی‌تونه اون‌جا رو یک لحظه تحمل کنه، انسانی هم که به آخرت (البته بهشت!) منتقل شده، حاضر نیست حتی برای یک لحظه به این دنیا برگرده و خودش رو به فضای تنگ و تاریک این دنیا محدود کنه.

۲. زندگی اخروی حقیقتاً ادامه‌ی زندگی دنیوی ما است، نه این‌که چیز کاملاً جدایی باشه. به این مثال توجه کنید: یک دانش‌آموز زرنگ، خوب تلاش می‌کنه و خوب درس می‌خونه و ممتاز می‌شه. نتیجه‌ی این تلاش، دو چیزه: ۱. دریافت جایزه‌ای مثل دوچرخه از پدر و مادرش؛ ۲. قبولی در کنکور دانشگاه با امتیاز مناسب.
جایزه‌ی اول چیزی جدا از کار اونه، ولی جایزه‌ی دوم از جنس همون کاره (درس و تحصیل و مطالعه).
مثال دیگه: بچه‌ای رو در نظر بگیرید که خودش خوب غذا نمی‌خوره ولی در اثر تشویق‌های مادرش خوب غذا می‌خوره. با این کارش دو چیز به دست می‌یاره: ۱. جایزه‌ای که مادرش براش می‌خره؛ ۲. رشد و تقویت بدنش. جایزه‌ی اول چیزی جدا از خودشه ولی جایزه‌ی دوم خودشه و جدا از خودش نیست.

پاداش‌های اخروی از نوع دومه و حقیقتاً ادامه‌ی زندگی دنیوی ما است. نه این‌که جوایزی اعتباری از جنس عروسک و دوچرخه و باغ و چشمه باشه. به همین دلیل هست که می‌گن: پاداش و کیفر اخروی، تجسم اعمال دنیوی ما است، نه چیزی جدا از آن.
همون‌طوری که کیفر و پاداش رشد مناسب یا نامناسب جنین در شکم مادر، حقیقتاً از جنس همون عمله (ادامه‌ی همون رشد مناسب یا نامناسبه)، نه این‌که پاداش یا کیفری بی‌ارتباط با عمل باشه.

یک دانه‌ی گیاه رو در نظر بگیرید، مدتی رو توی خاک رشد می‌کنه تا این‌که سر از خاک بیرون می‌یاره و ادامه‌ی عمرش رو بیرون از خاک رشد می‌کنه. زندگی و رشد دنیوی مثل زندگی و رشد دانه توی خاکه و زندگی و رشد اخروی مثل زندگی و رشد بیرون از خاکه. آخرت ادامه‌ی دنیا است و ارتباط حقیقی و عینی باهاش داره، نه این‌که یک فضای متفاوت و اعتباری و جعلی باشه.

درباره‌ی درخواست زیبایی از خدا که در نظر قبلی مطرح کردید، تصور کنید یک جنین از چهره‌ی خودش در شکم مادر راضی نیست و خودش رو زیبا نمی‌دونه. از خدا زیبایی می‌خواد. خدا بهش می‌گه این‌جا صلاح نیست. به جاش من در عالم بعدی به تو زیبایی زیادی می‌دم که راضی بشی. جنین که خبر از عالم بعد از تولد نداره، قبول نمی‌کنه و شاکی می‌شه! خدا می‌گه: بابا، این عالم موقته و خیلی زودگذره، اما عالم بعدی ماندگارتره و خیلی بهتره. صبر کن من اون‌جا جبران می‌کنم؛ ولی جنینِ از همه جا بی‌خبر، هی غر می‌زنه و لطف و رحمت و حکمت خدا رو زیر سؤال می‌بره!

وقتی این دنیا تموم شد و چهره‌های زشت و زیبای دنیوی از بین رفت و چهره‌های واقعی که با اعمالمون به دست آوردیم، آشکار شد، اون وقت معلوم می‌شه کی زشته و کی زیبا!
چهره‌های زشت و زیبای دنیوی که ما در به دست آوردنش نقشی نداشته‌ایم، مفت و بی‌حساب به ما داده شده و قرار نیست همیشه با ما باشه. چهره‌ای که قراره با ما تا ابد بمونه، بر اساس اعمال و رفتارمون در این دنیا ترسیم می‌شه. خدا برای پیش رفتن کار دنیا، به هر کسی چهره‌ای بی‌حساب داده و در کنارش، به دست هر کسی کاغذ و قلمی داده و گفته هر چهره‌ای که دوست داری برای خودت ترسیم کن تا تو رو اون شکلی کنم. قلم و کاغذی که باهاش چهره‌ی واقعی رو ترسیم می‌کنیم، همون اعمال و رفتارهای ما در طول زندگیه که نتیجه‌ی این نقاشی بعد از مرگ مشخص می‌شه و اون‌جا خدا به هر کسی چهره‌ای رو می‌ده که خودش ترسیم کرده. و این چهره تا ابد باهاش می‌مونه.

باید تلاش کنیم زاویه و افق نگاهمون رو به زاویه و افق نگاه خدا نزدیک کنیم تا با خدا همدل و همراه بشیم!
نقل قول کردن
0 #7 اصفهانلیلا 1395-02-23 10:07
سلام وخسته نباشید
مطالبتون بسیارجالب وجدبده
ولی ی سوال....
کسی که ازنعمت زیبایی بی بهره ست وتوزندگیش بابت نداشتن اون خیلی اذیت شده ازخدا طلب حاجت میکنه ولی جوابی نمیگیره اگه بگیم به نفعش نیس خداقدرت اینوداره که ظرفیت اونو بهش بده وهمچنین آسیباروازش دورکنه یااگه بدیم نمیده وقراراون دنیا خدابهش بده آخه نمیفهمم زیبایی اونجا چه اهمیتی داره پول چه اهمیتی داره خدانمیتونه جواب اشکای شبانشو تو باغو میوه وچشمه های بهشتی بده یه عمراذیت شده جوابش این نمیتونه باشه.اون فردچایی میخوادنه قهوه هوس اونوفقط چایی میتونه برطرف کنه حتی اگه خداهمهی دنیاروهم به پاش بریزه ولی حاجتش که زیباییه ندلشته باشه چه فایده ای داره؟؟؟؟

***** پاسخ *****

سلام. ممنون از لطفتون. خوبی از خودتونه!

خدا خودش ما رو آفریده و همه‌ی نیازها و آرزوها و لذت‌ها و خواسته‌های ما رو هم خودش به ما داده و بهتر از هر کسی می‌دونه چی به چیه!

بعضی وقت‌ها ما یه چیزی می‌خواهیم که خیال می‌کنیم دقیقاً همون چیز رو می‌خواهیم ولی واقعاً یه چیز دیگه می‌خواهیم که البته اون چیز اولی هم توشه! اگه خدا دقیقاً همون چیزی رو که می‌خواهیم به ما بده و نه اون چیزی رو که واقعاً می‌خواهیم، اون وقت بعداً که ما آگاه‌تر می‌شیم و خواسته‌ی واقعی‌مون رو می‌فهمیم، از خدا شاکی می‌شیم که چرا از اول خواسته‌ی اصلی رو بهمون نداد!

فرض کنید کسی رو که تو یه سیاه‌چال به دنیا اومده و همون‌جا بزرگ شده و سال‌های سال هیچ پرتو نوری به چشمم نخورده. بعد از مدتی یه روزنه‌ی باریک تو سقف این سیاه‌چال ایجاد می‌شه و باریکه‌ی نوری به درون سیاه‌چال می‌تابه. این فرد عاشق این باریکه‌ی نور می‌شه و با تمام وجود اونو می‌خواد و خیال می‌کنه بهتر از این چیزی وجود نداره. اما کسی که بیرون از زندانه، می‌دونه که این باریکه‌ی نور در مقابل درخشش و روشنایی آزاد دنیا خیلی ناچیزه. و اون چیزی که اون فرد واقعاً می‌خواد، نور آزاد و مطلق و بی‌پایانه، نه منحصراً این نور باریک کم‌سو!

فکر نکنید این مثال سیاه‌چال یه مثال غریب و ناشدنیه، نه، اتفاقاً داستان زندگی انسان‌ها دقیقاً داستان همین سیاه‌چاله. ما به دلیل فقیر و ضعیف و کوچک بودنمون، نگاه خیلی تنگ و تاری به حقایق داریم؛ اما خدای جهان‌آفرین همه چیز رو همون‌طوری که هست می‌بینه. ما خیال می‌کنیم چیزی که می‌خواهیم همون باریکه‌ی نوره که از روزنه‌ی تنگ می‌تابه؛ ولی خدا می‌دونه که ما درخشش مطلق و سرچشمه‌ی نور رو می‌خواهیم. به همین خاطر مسیری رو برامون ترتیب داده تا به خواسته‌ی واقعی‌مون برسیم، و شاید بخشی از این مسیر این باشه که مدتی از بعضی چیزها که خیال می‌کنیم خواسته‌ی واقعی‌مونه محروم باشیم.

توصیه می‌کنم پرسش و پاسخ «چرا خدا مشکل همه‌ی بنده‌هاشو حل می‌کنه جز ما؟!» رو هم مطالعه بفرمایید. (از بخش «پرسش و پاسخ‌های برگزیده»)
نقل قول کردن

نظر شما چیست؟!


خاطره (تصادفی)

رازهای نماز

با نام خدا

امروز (82/8/28) كه روز 24 ماه مبارك رمضان است بعد از نماز ظهر و عصر، بي‌حال و خسته بودم. حال درس و مطالعه نداشتم. براي اين‌كه بيكار نباشم كتاب رازهاي نماز (اثر آيت الله جوادي آملي) را برداشتم و شروع كردم به خواندن. بحث نيت بود و اخلاص در نماز. مطالب آن ـ‌با اين‌كه برايم تازه نبود‌ـ بلند و دست‌نيافتني بود. همين مطلب فكرم را مشغول كرده بود و با خود مي‌گفتم: آيا ما هم مي‌توانيم به اين مراحل برسيم؟! به ياد دارم كه در دل از خدا خواستم كه اين عنايات را شامل حال ما هم بكند.

بعد از مقداري مطالعه خسته شدم و كتاب را بستم و روي سينه‌ام گذاشتم و چشم‌هايم را بستم...

ادامه مطلب...

پرسش و پاسخ (تصادفی)

چرا نباید در آزادی جنسی از غرب و اروپا که الگوی پیشرفت و تمدن هستند پیروی کنیم؟

بسم الله

آقا یا خانم محترمی با نام Rth در ذیل یکی از مطالب سایت (علاقه به هم‌جنس زیبارو) نظری گذاشته بود که به نظرم آمد نظر او را به همراه پاسخ خودم به عنوان مطلبی جداگانه منتشر کنم. او نوشته بود:

يه مقداري به روزتر جواب بچه عاي مردمو كه هيچ جايي بهتر از اينجا نداشتن كه اومدن سوالاشونو اينجا ميپرسن بدين

به عنوان يه فرد آكادميك،همه در حد علم و سوادشون فكر ميكنم قبول دارن كه تكست بوك ها و مقالاتي كه رفرانس علم و دانش نظري و عمليه در همه رشته هااز كجا مياد،مثلا ما داروي شيمي درماني سرطان رو وارد ميكنيم بعد كه كدش شكست به اصطلاح فرمول شيميايي شو به ما هم ميگن با كيفيت پايين تري تو مملكتمون توليد ميكنيم اين علم پزشكي بود مهندسيشم همينه فيزيكشم اينه كشاورزيشم همينه سياست هم همينه مخصوصا پسابرجام

حالا تو روانشناسي چرا وعلوم انساني چرا اصرار داريم ندانسته فتوا صادر كنيم و با زندگي كلي انسان بازي كنيم و بهشون فشار و اضطراب تحميل كنيم نميدونم چرا؟

ادامه مطلب...
ما 90 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا

1165480
امروز888
دیروز1050
این هفته2828
این ماه17509
مجموع1165480

سلام!

سلام. از بازدیدتان از وب‌سایت محقّر بنده ممنونم!

این وب‌سایت یک سایت جامع و پرمحتوا نیست؛ بلکه یک پل ارتباطی بین من و مخاطبان عزیز به‌منظور دسترسی آسان و دائمی به بنده است. هرچند تلاش می‌کنم گه‌گاه مطالب ارزنده و مفید منتشر کنم ولی فقط در حدی که فرصت داشته باشم و به امر تحصیل و فعالیت علمی‌ام لطمه نزند.

اگر درباره‌ی نوشته‌هایم نظری داشتید، خوشحال می‌شوم نظرتان را در ذیل همان مطلب بیان کنید.

هرگونه نظر و انتقاد و پیشنهاد دیگری اگر داشتید، در بخش «تماس با من» مطرح کنید.

اگر مسأله‌ای هم بود که به نظرتان رسید من می‌توانم در پاسخ‌گویی و راهنمایی به شما کمکی بکنم، در بخش «پرسش و پاسخ» مطرح نمایید.

از خدا برای شما و خودم، آرزوی جسمی سالم، فکری بلند، ایمانی استوار، دلی مَحرم و عاشق، روحی باتقوا، روحیه‌ای پرانگیزه و بانشاط دارم. یا علی!