دوشنبه, 26 آذر 1397

شماره‌ی پیام‌رسان (فعلاً فقط سروش):
۰۱ ۸۸ ۷۵۰ ۰۹۹۰

 کانال سایت در پیام‌رسان سروش
hshadir@

حکم خشن سنگسار چگونه با عقل و فطرت انسانی سازگار است؟

پرسش

سنگسار از وحشتناک‌ترین و خشن‌ترین احکام دین اسلام است. اسلام که افرادی را که صدها نفر را به فجیع‌ترین حالت می‌کشند، اعدام می‌کند ولی کسی را  که مرتکب یک گناه شخصی مثل زنای محصنه با شرایط خاصش شود سنگسار می‌کند. این با چه منطقی سازگار است و این حکم بر خلاف عقل و فطرت انسانی است. انسان نباید تعقل را از تعبد خالی کند وگرنه می‌شود مثل تکفیری‌ها که برای رضای خدا صدها نفر را سر می‌برند. حم سنگسار نیز چنین حالتی دارد.

پاسخ

کسی که زنا می‌کند یا مجرد است یا متأهل. مجازات فرد زناکار مجرد جَلد (شلاق) است. و مجازات فرد زناکار متأهل گاهی جلد است و گاهی رَجم (سنگسار).

در ابتدا حکم مجازات شخص زناکار متأهل طبق آیه‌ی 15 سوره‌ی نساء حبس ابد بود، ولی بعداً این حکم نسخ می‌شود و مجازات جدیدی برای این دسته از خطاکاران مقرر می‌شود که رجم یا سنگسار نام دارد.

حکم دوم هرچند در قرآن نیامده است ولی در احادیث نبوی به طور مسلم آمده است و در بین مذاهب اسلامی کسی در آن شک ندارد و همه آن را جزء مسلمات اسلام می‌دانند. (تفسیر نمونه، ذیل آیات مذکور)

حکم سنگسار در این شرایط اجرا می‌شود:

شرط 1: فرد زناکار متأهل باشد.

شرط 2: فرد زناکار به همسر خود دسترسی داشته باشد و بتواند با او آمیزش جنسی داشته باشد؛ مثلاً در سفر نباشد و یا عذرهای دیگری مثل عادت ماهانه، ناشزه بودن همسر، عنین بودن مرد، و... در میان نباشد.

شرط 3: فرد زناکار در فضایی کاملاً آزاد و به دور از کوچک‌ترین فشار چهار بار به عمل خود اعتراف کند. البته مستحب است بعد از هر اقرار، قاضی به او تذکر دهد که اگر چهار بار اعتراف کنی حکم تو ثابت می‌شود وگرنه کسی کاری با تو ندارد. و نیز مستحب است بهانه‌هایی به دستش بدهد که شاید از اعتراف کردن دست بکشد؛ مثلاً بگوید: شاید خیالاتی شدی!

شرط 4: یا اعراف کند یا چهار نفر راست‌گو گواهی بدهند که زنای این دو نفر را عیناً مشاهده کرده‌اند. برای این شهادت نیز شرایط بسیار سختی در نظر گرفته شده:

1. شهادت باید از روی مشاهده باشد نه از روی حدس و گمان، هرچند حدس و گمان قوی باشد؛ حتی اگر کسی ببیند زن و مرد بدنامی به خانه‌ی خلوتی وارد شدند و صداهایی بشنود که مطمئن شود آن‌ها به گناه مشغولند و حتی سایه‌ی آن‌ها را هم مشاهده کند، باز قبول نیست و تا عیناً و مستقیماً عمل زنا را نبیند شهادتش پذیرفته نمی‌شود.

2. هر چهار شاهد با هم گواهی بدهند؛ یعنی در یک زمان چهار شاهد حضور داشته باشند، نه این‌که مجموع شاهدها در کل به چهار نفر برسد.

3. محتوای شهادت آن‌ها با یکدیگر مطابقت و هماهنگی داشته باشد.

4. اگر یکی از چهار شاهد از شهادت خود برگردد، سه نفر دیگر باید حد قذف و نسبت ناورا (80 ضربه‌ی شلاق) بخورند.

علت این همه سخت‌گیری در شهادت این است که کسی هوس بدنام کردن دیگران به کله‌اش خطور نکند.

می‌بینیم که با توجه به چنین شرایطی، یا چنین حکمی هرگز اجرا نمی‌شود و یا به ندرت و فقط برای کسانی تحقق پیدا می‌کند که آشکارا و در ملأ عام به چنین کاری دست می‌زنند، آن هم با داشتن همسر، که چنین جنایتی مستحق مجازاتی بدتر از سنگسار است.

حال ممکن است پرسیده شود: پس علت و حکمت حکم سنگسار چیست؟ آیا لغو و بیهوده نیست؟!

برای پاسخ باید به دو نکته توجه کرد: اولاً این حکم بیش‌تر برای تهدید و ترساندن است و در واقع حکمی است پیشگیرانه. ثانیاً با توجه به اهمیت خانواده و تأثیر بسیار بالای آن در تربیت و رشد فرد و جامعه، به راحتی می‌توان سختی مجازات هر عاملی را که بخواهد در این کانون رشد خللی ایجاد کند دریافت.

هر قدر حفظ کیان خانواده و عفت اجتماعی اهمیت دارد، به همان اندازه مجازات تجاوز کنندگان به این حد شدیدتر خواهد بود.

امتیاز کلی این مطلب (0)

0 از 5 ستاره
  • #810

    یآشآ

    ته این پست یه متنی درج شد:
    اولاً این حکم بیش‌تر برای تهدید و ترساندن است و در واقع حکمی است پیشگیرانه. ثانیاً با توجه به اهمیت خانواده و تأثیر بسیار بالای آن در تربیت و رشد فرد و جامعه، به راحتی می‌توان سختی مجازات هر عاملی را که بخواهد در این کانون رشد خللی ایجاد کند دریافت.
    هر قدر حفظ کیان خانواده و عفت اجتماعی اهمیت دارد، به همان اندازه مجازات تجاوز کنندگان به این حد شدیدتر خواهد بود
    ـــــــــــــــــــ
    به یه حرف از یه بزرگ اشاره میکنیم "اشتباه اول حق توعه...ولی اشتباه دوم نه"
    مطمعنن شما قبول دارید که 95% مسلمان ها و مردم ایران روی احساسات(نفس)خود غلبه نمیکنن....واقعا شما مطمئنید که توی این شرایط هوس انگیز قرار بگیرید اینکار رو انجام نمیدید؟....با اینکه مطمئنم که قبول نمیکنید ولی 60% مردم اگه تو این موقعیت باشن انجام میدن
    ـــــــــــــــــــ
    وقتی که کلاس نهم بودم از معلم دینی به خاطر اینکه اعدام عمل وحشیانه ای هست شکایت کردم....رو به من گفت:"اگه تو باعث بشی که نظم کلاس از بین بره من تو رو از کلاس بیرون میندازم و در این صورت بچه ها عبرت میگیرن و اینکار رو تکرار نمی کنن"....آزمایشات روانشناسی نشان میدن که عمل های وحشیانه و غیر انسانی مثل سنگسار که در انسان اثار مخربی داره بعد از چند هفته از بین میره(البته به خودش شخص هم ربط داره)....من توی کلاس نهم چیزی پیدا نکردم که بگم....ولی اگه امروز پیشم بود بهش میگفتم که"شما میتونید بجای بیرون انداختن به بچه های کلاس یاد بدید که نظم رو رعایت کنن و اگر رعایت نکردن اونا رو نصیحت کنید:)"
    اگه حرفی دارید توی تلگرام بهم پیام بدید....آیدی بنده: ...
    به امید روزی که روزانه یه مسلمان 17 دقیقه مطالعه کنه:))))

    ***** پاسخ *****

    این‌که ترسوندن از مجازات سخت دقیقاً چه‌قدر می‌تونه نسبت به ارتکاب جرم و گناه بازدارندگی داشته باشه، نیازمند بررسی میدانی و آماری است. من آمار دقیقی در دست ندارم ولی شما هم اگه درصد و آمار و مطالبی به عنوان آزمایش‌های روان‌شناسی نقل می‌کنید حتماً باید سند و منبعش رو هم ذکر کنید؛ وگرنه توقع نداشته باشید که ما حرف شما رو بپذیریم.
    اما فارغ از مباحث آمار و درصد، به نظر می‌رسه اصل تأثیر وعید (ترساندن از مجازات سخت) در تربیت انسان‌ها غیرقابل انکاره. به همین دلیل بدون استثنا در همه‌جای دنیا به این اصل اهمیت داده می‌شه و برای جلوگیری از جرم‌های رانندگی و غیررانندگی، جریمه‌های سنگین وضع می‌کنند و این جریمه‌ها رو از راه‌های مختلف به مردم هشدار می‌دن. اگه قرآن خونده باشید متوجه می‌شید که خدا هم از شیو‌ه‌ی ترساندن از عذاب سخت خیلی استفاده کرده و این به وضوح تأیید کننده‌ی تأثیر مثبت این شیوه‌ی تربیتی است.
    البته این فرمایش شما هم کاملاً درسته که شیوه‌های ایجابی (مثل گفت‌وگو و نصیحت و تفهیم و تشویق) بر شیوه‌های سلبی (ترساندن و هشدار دادن) مقدم و مرجّح است و باید تا جایی که می‌شه از شیوه‌های ایجابی استفاده کرد و شیوه‌های سلبی رو تنها برای جایی نگه داشت که دیگر شیوه‌های ایجابی جواب‌گو نیست یا برای تکمیل شیوه‌ی ایجابی از شیوه‌های سلبی استفاده کرد و شیوه‌های ایجابی رو اصل و اساس قرار داد؛ اما شما از این تقدم شیوه‌های ایجابی بر شیوه‌های سلبی نتیجه می‌گیرید که شیوه‌های سلبی اساساً غلط و باطله که من فکر می‌کنم این سخن شما نادرست و ناپذیرفتنیه.
    مجازات سنگسار نیز یک شیوه‌ی سلبی برای تربیت انسان‌ها است که در جای خود لازم و مفید است.
    به امید روزی که هر مسلمان در کنار روزانه ۱۷ رکعت نماز، ۱۷ دقیقه مطالعه هم داشته باشه!

  • #809

    امین

    سلام
    به نظر من تو وحشیانه بودنش شک نیست . توجیح نکنید همونقدر که خیانت وحشیانست و رواجش وحشتناکتر .
    ولی مگه کنترل شد؟ با اون همه حکم و سختگیری مگه شد اونی که میگفتن اسلام میخواد ؟
    جواب من ، نه
    قضیه ریشه در اخلاق داره نه دین . از اول راه اشتباه رفته شده از اول استقرار جمهوری اسلامی. شعایر و ظواهر ش مبنای با اخلاقی . ظاهر بوششی شد بر نقص های کشنده اخلاقی و رفتاری و هرگونه مخلفت با فاسدان با ظاهر دینی حکم مرگ و طرد داشت. در بهترین حالت نابودی روحیه برای مخالفان.
    به طرز وحشتناکی مخالفت با راه حکومت ، هرچند غلط سیاسی و منافقانه تعبیر میشه برای همین اول باید حکومت تکلیفشو با نقد روشن کنه تو مسایل بسیار دم دستی تر تا بعد برسیم به نقد دستورات دینی.ما تو کوچه اول نقد نابود میشیم.

    ***** پاسخ *****

    سلام و سپاس
    حکم سنگسار برای جلوگیری از مطلق خیانت نیست؛ بلکه برای جلوگیری از خیانت آشکار و بی‌مبالات است که ارتکابش چنان در ملأ عام باشد که چهار نفر آن را با تمام جزئیات مشاهده کرده باشند. به نظر شما چنین فحشایی در جامعه‌ی ما رواج دارد که می‌پرسید: «ولی مگه کنترل شد؟ با اون همه حکم و سختگیری مگه شد اونی که میگفتن اسلام میخواد»؟!
    امروزه اصلاً حکم سنگسار اجرا نمی‌شود و اجرایش نیز از دستور کار قوه‌ی قضاییه خارج شده است. یکی از دلایل آن، همین نداشتن مورد ابتلا است. به نظر شما آیا فحشای علنی در جوامع اسلامی ریشه‌کن نشده است؟! آیا این‌که چنین فحشایی (در سطحی که نیازمند اجرای حکم سنگسار باشد) در جامعه وجود ندارد، این نشانه‌ی موفقیت احکام اسلام نیست؟!
    فحشاهای غیرعلنی و روابط نامشروع پنهایی ربطی به سنگسار ندارد و برای کنترل و اصلاح آن‌ها باید فکری دیگر کرد که یکی از آن‌ها اهتمام به اخلاق و تربیت اخلاقی جامعه است؛ مسیری که اسلام در آن پیش‌رو است و هیچ مکتب و مذهبی به گرد پایش نمی‌رسد؛ اما در کمال تعجب می‌بینیم که شما اسلام را به بی‌توجهی به اخلاق متهم می‌کنید. خیلی خیلی عجیب است!!!
    شما دین را در برابر اخلاق قرار داده‌اید و دوگانه‌ی «دین یا اخلاق» درست کرده‌اید؛ درحالی‌که اخلاق بخشی جدایی‌ناپذیر از دین اسلام است. چنین دوگانگی و تعارضی را بین قوانین دینی و اخلاق نیز احساس می‌کنید؛ درحالی‌که ارتباطی تنگاتنگ بین قوانین دینی و ارزش‌های اخلاقی وجود دارد.
    به نظر می‌رسد برداشت و تلقی شما از «اخلاق» مبتنی بر پایه‌های علمی نیست. اگر در این زمینه مطالعاتی داشته‌اید، پس لطفاً به این پرسش بنده پاسخ بدهید: منشأ ارزش‌ها و الزام‌های اخلاقی چیست؟ نظر اسلام و نظر مکاتب دیگر در این باره چیست؟
    با سلام
    در پاسخ ادعای شما مبنی بر «امروزه اصلاً حکم سنگسار اجرا نمی‌شود و اجرایش نیز از دستور کار قوه‌ی قضاییه خارج شده است. یکی از دلایل آن، همین نداشتن مورد ابتلا است»، باید عرض کنم بنابر گزارشات سازمانها و نهادهای حقوق بشری از جمله بنیاد عبدالرحمن برومند (https://www...) از سال ۱۳۵۷ تا کنون، ۴۸ مورد اعدام از طریق سنگسار به ثبت رسیده است. تنها در سالهای بین ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۷ ، چهار مورد اجرای حکم سنگسار گزارش شده است. آخرین مورد مربوط به «آقای جعفر کیانی»‌ است که در تاریخ ۱۴ تیرماه سال ۱۳۸۶ در زنجان سنگسار شد. (https://www....)

    ***** پاسخ *****

    بدخواهان جمهوری اسلامی ایران برای فشار بر ایران از هیچ کاری فروگذار نمی‌کنند. برای بدنام کردن نظام اسلامی ایران به دنبال بهانه‌های واهی می‌گردند و اگر کاهی پیدا کردند از آن کوهی می‌سازند و اگر هم چیزی پیدا نکردند، خودشان جعل می‌کنند (مثل فیلم سینمایی سنگسار ثریا) و با قدرت رسانه‌ای وسیعی که دارند، تلاش می‌کنند همه‌ی دنیا را نسبت به ایران و انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی بدبین کنند.
    بنده ادعا کردم که سال‌ها است حکم سنگسار در ایران اجرا نمی‌شود. شاهد روشن آن هم رسانه‌های رنگارنگ ایرانی است. اگر چنین چیزی بود، حتماً خبر آن در رسانه‌های داخلی مثل بمب منفجر می‌شد.
    اگر ادعا کرده بودم که هیچ کسی در دنیا ایران را به نقض حقوق بشر و اجرای سنگسار متهم نمی‌کند، آن وقت فرمایش شما و مطلبی که از سایت عبدالرحمان برومند آدرس داده‌اید، درست بود. لازم به ذکر است که این سایت، نه از نظر علمی و نه از نظر حقوقی هیچ اعتباری ندارد و قابل استناد نیست. به همین دلیل این سایت از طرف دولت جمهوری اسلامی ایران مسدود شده است. به‌جای این سایت، می‌توانستید به منابع رسمی‌تری که ایران را به نقض حقوق بشر متهم می‌کنند استناد کنید. البته اجرای حکم سنگسار را در هیچ یک از منابع رسمی (هرچند ضد ایران) نمی‌توانید پیدا کنید. چون واقعاً سال‌ها است که چنین چیزی در ایران وجود ندارد.

  • #808

    م.ت

    سلام
    به نظر من تو وحشیانه بودنش شک نیست . توجیح نکنید همونقدر که خیانت وحشیانست و رواجش وحشتناکتر .
    ولی مگه کنترل شد؟ با اون همه حکم و سختگیری مگه شد اونی که میگفتن اسلام میخواد ؟
    جواب من ، نه
    قضیه ریشه در اخلاق داره نه دین . از اول راه اشتباه رفته شده از اول استقرار جمهوری اسلامی. شعایر و ظواهر ش مبنای با اخلاقی . ظاهر بوششی شد بر نقص های کشنده اخلاقی و رفتاری و هرگونه مخلفت با فاسدان با ظاهر دینی حکم مرگ و طرد داشت. در بهترین حالت نابودی روحیه برای مخالفان.
    به طرز وحشتناکی مخالفت با راه حکومت ، هرچند غلط سیاسی و منافقانه تعبیر میشه برای همین اول باید حکومت تکلیفشو با نقد روشن کنه تو مسایل بسیار دم دستی تر تا بعد برسیم به نقد دستورات دینی.ما تو کوچه اول نقد نابود میشیم.

    ***** پاسخ *****

    سلام و سپاس
    حکم سنگسار برای جلوگیری از مطلق خیانت نیست؛ بلکه برای جلوگیری از خیانت آشکار و بی‌مبالات است که ارتکابش چنان در ملأ عام باشد که چهار نفر آن را با تمام جزئیات مشاهده کرده باشند. به نظر شما چنین فحشایی در جامعه‌ی ما رواج دارد که می‌پرسید: «ولی مگه کنترل شد؟ با اون همه حکم و سختگیری مگه شد اونی که میگفتن اسلام میخواد»؟!
    امروزه اصلاً حکم سنگسار اجرا نمی‌شود و اجرایش نیز از دستور کار قوه‌ی قضاییه خارج شده است. یکی از دلایل آن، همین نداشتن مورد ابتلا است. به نظر شما آیا فحشای علنی در جوامع اسلامی ریشه‌کن نشده است؟! آیا این‌که چنین فحشایی (در سطحی که نیازمند اجرای حکم سنگسار باشد) در جامعه وجود ندارد، این نشانه‌ی موفقیت احکام اسلام نیست؟!
    فحشاهای غیرعلنی و روابط نامشروع پنهایی ربطی به سنگسار ندارد و برای کنترل و اصلاح آن‌ها باید فکری دیگر کرد که یکی از آن‌ها اهتمام به اخلاق و تربیت اخلاقی جامعه است؛ مسیری که اسلام در آن پیش‌رو است و هیچ مکتب و مذهبی به گرد پایش نمی‌رسد؛ اما در کمال تعجب می‌بینیم که شما اسلام را به بی‌توجهی به اخلاق متهم می‌کنید. خیلی خیلی عجیب است!!!
    شما دین را در برابر اخلاق قرار داده‌اید و دوگانه‌ی «دین یا اخلاق» درست کرده‌اید؛ درحالی‌که اخلاق بخشی جدایی‌ناپذیر از دین اسلام است. چنین دوگانگی و تعارضی را بین قوانین دینی و اخلاق نیز احساس می‌کنید؛ درحالی‌که ارتباطی تنگاتنگ بین قوانین دینی و ارزش‌های اخلاقی وجود دارد.
    به نظر می‌رسد برداشت و تلقی شما از «اخلاق» مبتنی بر پایه‌های علمی نیست. اگر در این زمینه مطالعاتی داشته‌اید، پس لطفاً به این پرسش بنده پاسخ بدهید: منشأ ارزش‌ها و الزام‌های اخلاقی چیست؟ نظر اسلام و نظر مکاتب دیگر در این باره چیست؟

  • #807

    مهدیه

    اما شما در این مقاله پاسخی در مورد اینکه آیا این عمل وحشیانه است ندادید
    تنها آن را توضیح دادید که خب همه میدانند
    ولی به نظر من هم این حکم خدا نیست
    امکان ندارد خداوند اینقدر بی رحم باشد!!

    ***** پاسخ *****

    آیه‌ی ۵۶ سوره‌ی نساء را بخوانید:
    كسانى كه به نشانه‏‌ها و معجزات ما كافر شدند، به‌زودى آن‌ها را در آتش دوزخ مى‏‌افكنيم و هر بار كه پوست آن‌ها سوخته شود، پوست ديگرى به جاى آن قرار مى‏‌دهيم تا مزّه‏‌ى كيفر را بچشند. همانا خداوند حکیمی شکست ناپذیر است.
    شما که مجازات سنگسار را بی‌رحمانه و وحشیانه می‌دانید، به نظرتان آیا کاری بی‌رحمانه‌تر و وحشیانه‌تر از این هست که کسی را در آتش بسوزانی و وقتی پوست تنش سوخت و از بین رفت، دوباره پوستش را برویانی و دوباره بسوزانی و باز برویانی و بسوزانی؟!
    خدا همان‌طور که مهربان‌ترین و داناترین و حکیم‌ترین است، همان‌طور خشن‌ترین و پرهیبت‌ترین و حساب‌رس‌ترین است. خدا را نباید از یک بُعد دید و قضاوت کرد. باید همه‌ی ابعاد را دید. وگرنه با نگاه تک‌بعدی، پزشک جراحی که تیغ تیزش را به آسانی در بدن بیمار بیچاره فرو می‌برد و پوست و گوشت و رگ و پی او را تکه تکه می‌کند، باید خیلی نامرد و بی‌رحم است؛ ولی چرا همان بیمار مظلوم و بیچاره، بدن خود را با اختیار خود به دست آن جراح جلاد می‌سپارد و بعد از پایان جراحی، به او پول می‌دهد و از زحمات فراوانش تشکر می‌کند؟!
    اگر درک کنیم که حکم خشن سنگسار به نفع مجرم و جامعه است، آن وقت دیگر این حکم را صرفاً خشن نخواهیم خواند؛ بلکه آن را هرچند خشن، ولی حکیمانه خواهیم دانست.

  • #806

    رسول

    با عرض سلام
    البته این حکم با اینکه در اصل مورد اجماع است ولی در مورد اجرای اون در زمان فعلی وبا توجه به هجمه هایی که علیه مسلمین وچهره ی رحمانی اسلام در حال وقوع هست از موارد اختلافیه حتی اگه اشتباه نکنم برخی مراجع معتقدند این حکم فقط در زمان حضور معصوم باید اجرا بشه.....اون دوست معترض عزیزمون هم باید بدونن قیاس فقه شیعی با اسلام تکفیری قیاس مع الغیر هست شما ببینید تو موصل به صرف کوچکترین اتهامی سنگسار و اجرا میکنن ولی فقه شیعی چه موانع سختی برای اجرا سنگسار مد نظر داشته یکم منصف باشید....حالا یه سوال دارم اگه کسی به همسر قانونی دیگری در حین سرقت از خانه اون هم جلوی چشم طفل خانم تجاوز کنن شما چه حمکی در نظر میگیری؟این حرکت غیر انسانی هست یا مجازات اون شخص؟؟؟متاسفانه خیلی ایرادات ما از احکامی مانند قصاص و سنگسار و.... بدلیل یک سویه نگریمونه وهیچ وقت خودمون و جای قربانی قرار نمیدیم وبر طبل انسانیت میکوبیم در ثانی الان حکم سنگسار تا جایی که میدونم واقعا اجرا نمیشه و تبدیل میشه به مجازات های جایگزین البته یه نکته هم میمونه اجرا کننده گان.حکم وهمونایی که قرار سنگ پرت کنن از کجا معلومه صالح و مومن هستن؟؟؟؟واقعا چهره ی رحمانی اسلام و نباید با پافشاری بر احکام مشابه مخدوش کرد...یادمون نره حکم سنگسار در چه عصری و در کدامین اقوام صادر شد اعرابی که اجدادشون در عصر جاهلیت همسران خود رو معاوضه میکردن.....امیدوارم فکر نکنید با دو پهاو حرف زدن سعی داشتم نظر دو طرف ماجرا رو جلب کنم دغدغه ی خودمو مطرح کردم.با ارزوی توفیق

  • #805

    م. عابدی

    انتظار دارم دوباره سوال دوم مرا بخوانید. در اهمیت و حفظ خانواده هیچ شکی نیست ولی این دلیل نمی شود که حالا اگر اشتباه بزرگی هم کرده او را به صورت وحشتناک و فجیعی بکشیم، و بگوییم حقش است، این می شود مثل تکفیری ها که می گویند حق شیعیان است که ما سرشان را ببریم. در حالی این نوع کشتن با فطرت مخالف دارد بسیار منزجر کننده است در حالی که برای حفظ خانواده حتی کم تر از حکم اعدام نیز کافی است. اما اینکه گفتید این حکم پیشتر بازدارنده تا برای تنبیه درست است اما این حکم در طول تاریخ بسیار اتفاق افتاده و کم آن نیز با حکم عقل و فطرت منافات دارد.

    ***** پاسخ *****

    شما می‌توانید حکم سنگسار را خشونت‌بار تلقی کنید، ولی به نظر من سزای کسی که با وجود داشتن همسر و امکان داشتن رابطه با او، به سراغ زن دیگری برود و در ملأ عام (حداقل در حضور چهار مرد) با او زنا کند، بیش‌تر از سنگسار است. کسی که دست به چنین کاری بزند، بویی از انسانیت نبرده است و هیچ حرمتی ندارد و باید زمین از لوث وجود نحسش پاک شود، ولی نه به صورت عادی، بلکه به گونه‌ای که درس عبرتی برای دیگران باشد.
    بسیار عالی
    بانظر مدیر سایت بسیار موافقم

  • #804

    ابراهیم

    سلام: خسته نباشید
    عاشق این سلیقه شما هستم . همیشه موضوعات جالبی درج میکنین: ممنون

  • #803

    سینا

    فکر شما عین همان تکفیری هاست که شیعیان را سر می برند در حالی که وقتی که کسی از بالا به دو نگاه می کند می گوید اینها چطور این گونه بر خلاف فطرت عمل می کنند.

    ***** پاسخ *****

    و لاتأخذکم بهما رأفة فی دین الله (نور، 2)
    اگر قرار باشد با احساسات تک‌بعدی قضاوت کنیم، پس اصل اعدام و قصاص و بریدن دست دزد هم بر خلاف فطرت (فطرت احساساتی تک‌بعدی!) است.
    شما فقط روی خشن و خون‌بار قضیه را می‌بینید درحالی که این قضیه رویی زیبا و محبت‌آمیز و سرشار از امنیت و آسایش هم دارد که خدا آن را می‌بیند؛ آن‌جا که می‌فرماید: «و لکم فی القصاص حیاة یا اولی الالباب لعلکم تتقون؛ در دل قصاص، زندگی نهفته است ای اهل خرد، به امید این‌که این حکم مایه‌ی تقوا و خویشتن‌داری شما شود».

  • #802

    سینا

    انتظار دارم دوباره سوال دوم مرا بخوانید. در اهمیت و حفظ خانواده هیچ شکی نیست ولی این دلیل نمی شود که حالا اگر اشتباه بزرگی هم کرده او را به صورت وحشتناک و فجیعی بکشیم، و بگوییم حقش است، این می شود مثل تکفیری ها که می گویند حق شیعیان است که ما سرشان را ببریم. در حالی این نوع کشتن با فطرت مخالف دارد بسیار منزجر کننده است در حالی که برای حفظ خانواده حتی کم تر از حکم اعدام نیز کافی است. اما اینکه گفتید این حکم پیشتر بازدارنده تا برای تنبیه درست است اما این حکم در طول تاریخ بسیار اتفاق افتاده و کم آن نیز با حکم عقل و فطرت منافات دارد.

    ***** پاسخ *****

    شما می‌توانید حکم سنگسار را خشونت‌بار تلقی کنید، ولی به نظر من سزای کسی که با وجود داشتن همسر و امکان داشتن رابطه با او، به سراغ زن دیگری برود و در ملأ عام (حداقل در حضور چهار مرد) با او زنا کند، بیش‌تر از سنگسار است. کسی که دست به چنین کاری بزند، بویی از انسانیت نبرده است و هیچ حرمتی ندارد و باید زمین از لوث وجود نحسش پاک شود، ولی نه به صورت عادی، بلکه به گونه‌ای که درس عبرتی برای دیگران باشد.

  • #801

    علیرضا 1

    سلام لطفا در مورد قطع کردن انگشتان دست سارق و آثار آن هم پست بزارید...

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان میهمان

0 / 5000 محدودیت حروف
متن شما باید کمتر از 5000 حرف باشد

مطالب برگزیده

جمهوری اسلامی ایران تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت


زنان و ازدواج پاسخ به چند ابهام درباره‌ی زنان و ازدواج در آیین اسلام


حجاب ده تلنگر درباره‌ی حجاب و عفاف


شراب یک لحظه مستی، یک عمر پستی! (شراب‌خواری)


یوسف علیه‌السلام علاقه به هم‌جنس زیبارو


دوستش دارم دوستش دارم (سلسله مقالات)


آزادی جنسی غربی چرا نباید در آزادی جنسی از غرب و اروپا که الگوی پیشرفت و تمدن هستند پیروی کنیم؟


عصبانیت چگونه عصبانیت خود را کنترل کنم؟


خودشناسی چگونه می‌توانم خودم را بشناسم و بحران هویت را پشت سر بگذارم؟


استخاره، آری یا نه، چرا و چگونه؟ استخاره، آری یا نه؟ چرا و چگونه؟


چگونه خوش‌تیپ و امروزی و در عین حال باحجاب باشم؟ چگونه خوش‌تیپ و امروزی و در عین حال باحجاب باشم؟


چرا خدا مشکل همه‌ی بنده‌هاشو حل می‌کنه جز ما؟! چرا خدا مشکل همه‌ی بنده‌هاشو حل می‌کنه جز ما؟!


چرا فقط اسلام؟! چرا ادیان دیگر نه؟! چرا فقط اسلام؟! چرا ادیان دیگر نه؟!


حسین علیه‌السلام در مصاف ابلیس حسین علیه‌السلام در مصاف ابلیس


رنج پُرارج (عادت ماهانه) رنج پُرارج (عادت ماهانه)


هدف آفرینش انسان هدف آفرینش انسان


حالا کی بهشت و جهنم رو دیده؟!! حالا کی بهشت و جهنم رو دیده؟!!


رجعت، افسانه یا حقیقت؟! رجعت، افسانه یا حقیقت؟!


حکم خشن سنگسار چگونه با عقل و فطرت انسانی سازگار است؟ حکم خشن سنگسار چگونه با عقل و فطرت انسانی سازگار است؟


آیا حکم اسلامی ارتداد با آزادی اندیشه و حقیقت‌جویی منافات ندارد؟! آیا حکم اسلامی ارتداد با آزادی اندیشه و حقیقت‌جویی منافات ندارد؟!


چگونه این چشم صاحب‌مرده را کنترل کنم؟ چگونه این چشم صاحب‌مرده را کنترل کنم؟


چگونه توبه‌ای پایدار و شکست‌ناپذیر داشته باشم؟ چگونه توبه‌ای پایدار و شکست‌ناپذیر داشته باشم؟


چرا امام خامنه‌ای؟ چرا امام خامنه‌ای؟


کنترل جمعیت یا انقراض شیعه؟! کنترل جمعیت یا انقراض شیعه؟!


شبهه‌ای درباره‌ی نماز و پاسخ آن شبهه‌ای درباره‌ی نماز و پاسخ آن


بررسی روزه‌ی دختران نه ساله + گفت‌وگو باچند فرشته‌ی نوبالغ بررسی روزه‌ی دختران نه ساله + گفت‌وگو باچند فرشته‌ی نوبالغ


هنری به نام «امر به معروف و نهی از منکر» هنری به نام «امر به معروف و نهی از منکر»


حقیقت دعا و اسرار اجابت حقیقت دعا و اسرار اجابت


شب قدر و معمای سرنوشت شب قدر و معمّای سرنوشت


20 راز در زندگی مشترک 20 راز در زندگی مشترک