یکشنبه, 29 ارديبهشت 1398

شماره‌ی پیام‌رسان (فعلاً فقط سروش):
۰۱ ۸۸ ۷۵۰ ۰۹۹۰

 کانال سایت در پیام‌رسان سروش
hshadir@

بررسی دقیق مسأله‌ی «اصلح یا صالح مقبول؟»

با نام خدا
«بعید است رأی بیاورد.»
«قبول دارم اصلح است ولی رأی نمی‌آورد.»
«دوست دارم به او رأی بدهم ولی رأی دادن به کسی که رأی نخواهد آورد، دور ریختن رأی است.»

حتماً شما هم جملاتی شبیه این‌ها را شنیده‌اید. این جملات اشاره دارند به یک مسأله‌ی بحث‌برانگیز با عنوان «اصلح یا صالح مقبول؟». این مسأله یکی از بحث‌های مبنایی انتخابات است که در همه‌ی سطوح جامعه از بزرگان گرفته تا مردم عادی، مورد بحث و مناقشه است.

یعنی آیا وظیفه‌ی ما این است که فردی را انتخاب کنیم که بهترین و شایسته‌ترین فرد باشد؟ یا اگر یک فرد خوب و شایسته را انتخاب کردیم ـ‌هرچند که بهتر از او هم وجود داشته باشد ـ، باز به وظیفه‌ی خود عمل کرده‌ایم؟

در نگاه اول به نظر می‌رسد که پاسخ خیلی روشن است. واضح است که انتخاب اصلح بر انتخاب صالح رجحان دارد و با وجود فرد اصلح (بهترین)، انتخاب صالح (خوب) عاقلانه نیست. اگر مطلب این‌قدر روشن است، پس چرا عده‌ای با آن مخالفت می‌کنند؟
باید توجه کنیم که این دعوا فقط با این فرض معنا پیدا می‌کند که فرد صالح، در بین مردم مقبولیت داشته باشد و شانس انتخاب شدنش بیش‌تر باشد و فرد اصلح چنین نباشد؛ یعنی مقبولیت و شانس انتخاب شدن نداشته باشد. پس صورت مسأله را دوباره و با بیانی دقیق‌تر چنین می‌نویسیم:
آیا وظیفه‌ی ما این است که فردی را انتخاب کنیم که بهترین و شایسته‌ترین فرد باشد، هرچند که مقبولیت عامه و شانس برنده شدن نداشته باشد؟ یا اگر فرد خوب و شایسته‌ای بود که مقبولیت داشت و از شانس بالایی برای پیروزی برخوردار بود، می‌توانیم به او رأی بدهیم؟
این‌بار هم وقتی با انصاف به مسأله نگاه می‌کنیم می‌بینیم باز هم پاسخ آن روشن است. رأی دادن و رأی گرفتن که یک کار تشریفاتی و از سر بیکاری نیست! ما می‌خواهیم به کسی رأی بدهیم که بر جامعه مدیریت کند و در میدان کار و با تکیه بر حمایت و پشتیبانی مردم، به اداره‌ی امور ملت بپردازد. بسیار روشن است کسی که در بین مردم مقبولیت ندارد و مردم به او هیچ اقبالی نشان نمی‌دهند نمی‌تواند رئیس جمهور کشور باشد.
برتری انتخاب «صالح مقبول» بر «اصلح نامقبول» وقتی روشن‌تر می‌شود که در میان نامزدها، افرادی ناصالح و ضعیف هم به چشم بخورند که از جهاتی شانس پیروزی هم داشته باشند. در چنین فرضی، رأی دادن به اصلح نامقبول مساوی است با انتخاب شدن فرد ناصالح؛ در حالی که رأی دادن به صالح مقبول، همان‌طور که از انتخاب شدن اصلح جلوگیری می‌کند، از برگزیده شدن فرد ناصالح هم ممانعت می‌کند. و روشن است که روی کار آمدن صالح بهتر از روی کار آمدن ناصالح است.
به عبارت دیگر، داشتن مقبولیت عمومی شرط اصلح بودن است. یعنی اگر کسی در بین مردم مقبولیت نداشت، نمی‌تواند اصلح باشد، حتی اگر از جهات دیگر بهترین و بالاترین باشد. اصلح کسی است که از همه‌ی جهات که یکی از آن‌ها مقبولیت عمومی است، مناسب‌ترین باشد.
حال که مسأله این‌قدر واضح است، پس چرا عده‌ای به ارجحیت صالح مقبول تن نمی‌دهند و اصرار دارند که وظیفه‌ی ما ـ‌بدون لحاظ اقبال یا عدم اقبال مردم‌ـ انتخاب اصلح است؟
نکته‌ی قابل توجه این است که مرکز ثقل این دعوا، «مقبولیت» و «ملاک تشخیص مقبولیت» است. از کجا می‌شود فهمید چه‌کسی مقبولیت دارد و چه‌کسی ندارد؟ آیا پذیرش و اقبال مردم یک امر ثابت و غیرقابل تغییر است؟
شاید با داشتن اطلاعات وسیع درباره‌ی وضعیت فکری و روحی جامعه و حال و هوای مردم، بتوان نبض جامعه را در دست گرفت و حدس خیلی قوی زد که به چه‌کسی اقبال دارد و به چه‌کسی ندارد؛ و هم‌چنین شاید با ابزارهایی مثل نظرسنجی بتوان حدس و گمان‌هایی هرچند قوی زد که چه‌کسی از چند درصد مقبولیت برخوردار است؛ اما آیا می‌توان به این حدس‌های قوی اطمینان داشت؟ آیا «تبلیغات» در روی آوردن و روی گرداندن مردم تأثیر ندارد؟
تجربه به روشنی نشان داده است که این حدس و گمان‌ها هرچه‌قدر که قوی و مستند باشد، باز هم اطمینان‌بخش نیست. مگر آقای خاتمی چهره‌ای شناخته شده و مقبول بود؟ البته که نبود؛ ولی با تبلیغات گسترده‌ی درست و غلط توانست از رقیبان شناخته‌شده‌ی خود مانند آقای ناطق نوری پیشی بگیرد. یا مگر نام آقای احمدی‌نژاد می‌توانست در برابر نام و آوازه‌ی پیر سیاست ایران، آقای هاشمی عرض اندام کند؟ اما دیدیم که با معرفی و تبلیغات و اطلاع‌رسانی به مردم، همه به شکل خیره‌کننده‌ای به سوی او کشیده شدند و او را که به نظر برخی، اصلح نامقبول بود، بر صالح مقبول ترجیح دادند.
اگر من به چنین یقینی دست پیدا کنم که با تمام تلاش در معرفی و تبلیغ فرد اصلح به جامعه، باز او رأی نخواهد آورد، در این صورت، از اصلح عدول می‌کنم و به صالح مقبول رأی می‌دهم؛ ولی چنین یقینی دست‌نیافتنی است؛ زیرا توجه به دو نکته باعث می‌شود که نتوانیم به حدس و گمان‌های خودمان درباره‌ی مقبولیت کسی اعتماد داشته باشیم؛
نکته‌ی اول، عقربه‌ی اقبال مردم است که بسیار حساس است و در گردش خود به این سو و آن سو، بسیار بسیار پیچیده عمل می‌کند. به‌گونه‌ای که ممکن است با یک اتفاق ساده و با یک حادثه‌ی جزئی (که البته حکایت‌گر مطلبی اساسی است؛ مانند یک کلید کوچک که ما را به فضای وسیع پشت در دلالت می‌کند) 180 درجه تغییر جهت بدهد و موضعی کاملاً متفاوت با موضع سابق بگیرد. هرچه آگاهی ما در حوزه‌ی جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اجتماعی بالاتر برود، به تشخیص و پیش‌بینی صحیح حرکت‌ها و نوسانات عقربه‌ی اقبال مردم نزدیک‌تر می‌شویم؛ اما آیا همه‌ی کسانی که ادعای تشخیص مقبولیت یا عدم مقبولیت افراد را دارند، از چنین آگاهی بالایی برخوردارند؟!
نکته‌ی دوم، عوامل اقبال یا ادبار جامعه است که در عوامل شناخته‌شده منحصر نمی‌شود. عوامل ناشناخته‌ی فراوانی هستند که مدّعیان تشخیص از آن‌ها غافلند. امور متافیزیکی و ماورائی (به تعبیر قرآن، امور غیبی) مانند: دعا، قضا و قدر الهی، توجه و عنایت ملکوتیان (اعم از انبیا و ائمه و اولیای الهی و فرشتگان) هستند که کار تشخیص پدیده‌های اجتماعی را برای کوته‌بینان به سختی دشوار می‌کنند.
با توجه به این دو نکته، مسأله‌ی اقبال یا ادبار مردم و مقبولیت یا عدم مقبولیت عمومی، به چنان پیچیدگی و غموضی دچار می‌شود که دخالت ندادن آن در تشخیص اصلح، کاری عاقلانه و منطقی می‌نماید.
نتیجه آن‌که ما باید با در نظر گرفتن شایستگی‌ها، به بهترین فرد رأی بدهیم و توهّم مقبولیت یا عدم مقبولیت را در انتخاب خود دخالت ندهیم. واقعاً مگر اقبال مردم دست من است که بتوانم برای آن خط و نشان بکشم؟!

با این نگاه صاف، کلمات بزرگان برای ما معنای بهتری پیدا خواهد کرد؛
امام خامنه‌ای:
«هیچ کسی در صحنه‌ی انتخابات وارد نمی‌شود، مگر این که شورای نگهبان صلاحیت او را اعلام کند. بنابراین کسانی که وارد صحنه‌ی انتخابات می‌شوند، اشخاصی هستند که شورای نگهبان ـ‌که امین مردم در این قضیه است‌ـ پای اسم آن‌ها را امضا کرده و اعلام صلاحیت نموده است. بنابراین همه صلاحیت دارند؛ منتها، امر ریاست جمهوری بالاتر از این حرف ها است. باید گشت و اصلح را پیدا کرد، باید گشت و امین‌ترین را انتخاب کرد. باید جست‌وجو کرد و در بین این چند نفر، به طور نسبی قادرترین بر اداره کشور را پیدا کرد؛ مهم این است.
چون این امر مهم است، تفاضل هرچه هم کم باشد، اهمیت پیدا می‌کند. در کارهای کلان، این طور است. فرق دو مَبلغی که با هم اندکی تفاضل دارند، اگر جنسی که می‌خواهیم با این مبلغ تهیه بکنیم، یک کیلو و دو کیلو جنس است، خیلی اهمیت ندارد؛ اما وقتی که آن‌چه می‌خواهیم جابه‌جا بکنیم، فرضاً هزاران تن از این جنس است، آن هنگام تفاضل در قیمت وقتی هم کم باشد، حجم زیادی می‌یابد و اهمیت پیدا می‌کند. همه کارهای کلان این طور است.
» (13/2/76)
نیز:
«ملت باید تلاش خود را بکند، باید زحمت بکشد و دنبال اصلح بگردد. من مکرّر عرض کرده‌‏ام که مسأله، مسأله‏‌ى دین و خدا و اداى تکلیف است. هم‌چنان که اصل انتخابات یک تکلیف الهى است، انتخاب اصلح هم یک تکلیف الهى است. قبلًا هم گفتیم که تفاضل ولو کم باشد، در این قضیه بسیار است. باید بگردید، بین خودتان و خدا حجّت پیدا کنید؛ یعنى بتوانید از راهى بروید که اگر خداى متعال پرسید شما به چه دلیل به این فرد رأى دادید، بتوانید بگویید به این دلیل. بین خودتان و خدا، دلیل و حجّتى فراهم کنید و بعد با خیال راحت بروید رأى بدهید. مردم باید این کار را بکنند و ما هم از خدا مى‏خواهیم و دعا و آرزو مى‏کنیم که خداى متعال دل‌هاى مردم را به سمت نامزد اصلح؛ آن‌که واقعاً صلاحیتش بیش‌تر است هدایت کند.» (31/2/76)
نیز:
«من و شما بایستى در بین این مجموعه نگاه کنیم و کسى را که اصلح است، انتخاب کنیم. این هم وظیفه بسیار مهمى است.» (11/2/80)
نیز:
«مردم سعى کنند صالح‏ترین را انتخاب کنند. آن کسانى که نامزد ریاست جمهورى می‌شوند و در شوراى نگهبان صلاحیت آن‏ها زیر ذره‌بین قرار می‌گیرد و شوراى نگهبان صلاحیت آن‏ها را اعلام می‌‏کند، این‏ها همه‏‌شان صالحند؛ امّا مهم این است که شما در بین این افراد صالح بگردید و صالح‏ترین را پیدا کنید. این‌جا جایى نیست که من و شما بتوانیم به حداقل اکتفا کنیم؛ دنبال حداکثر باشید؛ بهترین را انتخاب کنید.» (22/2/88)
نیز:
«باید خودتان تحقیق كنید، ملاحظه كنید، دقت كنید، از انسان‌های مورد اعتمادتان بپرسید تا به اصلح برسید و اصلح را انتخاب كنید... نگاه كنيد، تشخيص بدهيد، اصلح را بشناسيد و برای ادای تكليف، اسم او را به صندوق رأی بيندازيد.» (1/1/92)

علامه مصباح یزدی:
«ما تكليف واجب شرعي داريم كه فرد اصلح را شناسايي كنيم و به او رأي بدهيم و اگر در شناسايي اصلح كوتاهي كنيم يا بعد از شناختن او به ديگري رأي بدهيم، گناه بزرگي مرتكب شده‌ايم.»

مرحوم آیت الله خوشوقت:
«نباید از ترس رأی نداشتن اصلح، سراغ صالح برویم و در نهایت کشور را بدهیم دست خائنین و افراد بی‌کفایت.»

همه‌ی ما با سیره‌ی امام خمینی (ره) آشنا هستیم که بارها می‌فرمودند: «ما مأمور به تکلیف هستیم نه نتیجه.» همین سیره و تفکر را در فرمایش‌های امام خامنه‌ای می‌توان مشاهده کرد:
«مردم هم نگاه کنند و اصلح را انتخاب کنند... شما تلاش خود را بکنید؛ مشورت خود را بکنید؛ از کسانى که فکر مى‌کنید مى‌توانند شما را راهنمایى کنند، راهنمایى بخواهید؛ به هر نتیجه‌اى که رسیدید، عمل کنید و رأى بدهید؛ اجر شما را خداى متعال خواهد داد. ما مأموریم که به آن‌چه مى‌فهمیم و به آن‌چه تکلیف الهى تشخیص مى‌دهیم، عمل کنیم؛ مطابق با واقع شد یا نشد، اجر ما محفوظ است. اجر کسى که عامل به تکلیف است، پیش خداى متعال محفوظ است.» (3/3/84)

البته تکلیف‌گرایی به معنای بی‌توجهی و غفلت از نتیجه نیست. در موارد بسیاری، تکلیف را نتیجه تعیین می‌کند. این مسأله در جای خود (فلسفه‌ی اخلاق و غیر آن) به تفصیل بررسی شده است. شاید بتوان خلاصه‌ی دیدگاه درست را چنین بیان کرد:
نتیجه اگر قطعی و یقینی باشد، تکلیف دایرمدار نتیجه است؛ مثل این‌که ما به استناد عقل و نقل یقین داریم که نتیجه‌ی ایمان و بندگی، سعادت ابدی و نتیجه‌ی کفر و عصیان، شقاوت همیشگی است. این نتیجه ما را به ایمان و بندگی تکلیف می‌کند و ما برای رسیدن به نتیجه‌ی مطلوب، مکلف هستیم رخت کفر و عصیان را از تن بیرون و به جای آن، جامه‌ی ایمان و بندگی به تن کنیم. اما اگر تکلیف قطعی و یقینی باشد ولی نتیجه، از نگاه ما مشکوک و مورد تردید باشد (مثل اغلب مسائل سیاسی و اجتماعی)، در چنین جایگاهی، باید به تکلیف عمل کنیم و تکلیف خود را به نتایج خودبافته‌ی مشکوک تعلیق نکنیم.

امتیاز کلی این مطلب (0)

0 از 5 ستاره
  • #1430

    کریم

    امام حسین اصلحی بود که همه می دونستند رای نمیاره - یعنی مردم ازش حمایت نمیکنند - و حتی خیلی ها به ایشون توصیه کردند که به کوفه نرو-
    حالا وظیفه مردم چیه وقتی میبینند این اصلح امکان پیروزی و دفع شر یزید را نداره و شاید دیگران (در ظاهر) بهتر بتونند
    طرفداران نظریه صالح مقبول احتمالا به امام حسین رای نمی دادند

  • #422

    ناشناس

    از متن خودتان کپی کرده و در قسمت نظرات گذاشتم دقت کنید به مضمون و مفهوم نوشته هایتان<br />فرمایش رهبری :<br />«مردم سعى کنند صالح‏ترین را انتخاب کنند. آن کسانى که نامزد ریاست جمهورى می‌شوند و در شوراى نگهبان صلاحیت آن‏ها زیر ذره‌بین قرار می‌گیرد و شوراى نگهبان صلاحیت آن‏ها را اعلام می‌‏کند، این‏ها همه‏‌شان صالحند؛ امّا مهم این است که شما در بین این افراد صالح بگردید و صالح‏ترین را پیدا کنید. این‌جا جایى نیست که من و شما بتوانیم به حداقل اکتفا کنیم؛ دنبال حداکثر باشید؛ بهترین را انتخاب کنید.» (22/2/88)<br />فرمایش جنابعالی :<br />برتری انتخاب «صالح مقبول» بر «اصلح نامقبول» وقتی روشن‌تر می‌شود که در میان نامزدها، افرادی ناصالح و ضعیف هم به چشم بخورند که از جهاتی شانس پیروزی هم داشته باشند. در چنین فرضی، رأی دادن به اصلح نامقبول مساوی است با انتخاب شدن فرد ناصالح؛ در حالی که رأی دادن به صالح مقبول، همان‌طور که از انتخاب شدن اصلح جلوگیری می‌کند، از برگزیده شدن فرد ناصالح هم ممانعت می‌کند. و روشن است که روی کار آمدن صالح بهتر از روی کار آمدن ناصالح است.<br />ایشان همه افراد عبور کرده از نظارت استصوابی شورای نگهبان را صالح می داند و به دنبال اصلح است ولی شما ادعای وجود ناصالح میان آنها را دارید<br />حرف رهبری را ملاک بدانیم یا شما را<br />ـــــــــــــــــــــــــــــ<br />پاسخ مدیر سایت:<br />شنیده‌اید «حَسَناتُ الاَبرارِ سَیِّئاتُ المُقَرَّبین»؟ نگاه شورای نگهبان بر اساس قانون، یک نگاه حداقلی است و با این نگاه هرکس مورد تأیید این شورا باشد، صالح است؛ ولی نگاه مردم برای انتخاب اصلح باید یک نگاه حداکثری باشد که با این میزان ممکن است فردی از نامزدها ناصالح شمرده شود. صالح بودن با نگاه حداقلی منافاتی با ناصالح بودن با نگاه حداکثری ندارد.

  • #421

    بانو

    گرچه شما هم گفته بودين ولي خب باز خواستم بگم واقعا ايجاد مقبوليت دست همين گروه هاي سياسي و ما مردم فعال و آگاه است ديگر! ما مي توانيم اصلح كاملا ناشناخته و بي رأي را چنان به همه بشناسانيم كه صاحب بيشترين رأي شود.<br />در نتيجه تئوري روي آوردن به صالح مقبول را بسيار راحت مي‌توان رد كرد.

  • #420

    بانو

    واقعا قلمتون درد نكنه كه به اين مطالبي كه واقعا مورد نيازن برا خلق حماسه سياسي اينقدر جامع و دقيق مي‌پردازيد و در اختيار ما قرارشون ميديد.<br />بنده شخصا بسيار از مطالبتان سپاسگذارم.

  • #419

    آرمان

    واقعا متن خوب و عالي اي بود! جامع و كامل به بررسي مسئله پرداخته بوديد.<br />ان‌شاءالله كه همه مردم و به خصوص حزب‌اللهي‌ها حواسشان به اين نكات باشد و با مد نظر قرار دادن اين‌ها حماسه سياسي را بيافرينند.

  • #418

    آرمان

    جملاتی از قبیل جملات اول متنتان که از این و آن شنیده‌ام:<br />اصلا وقتي يكي اصلح از نظر توانايي و گفتمان و آرمان‌هاست و از اون ور هم مي‌بينه كه شناخته شده و مقبول نيست، جزو ويژگي‌هاي اصلح بودنشه كه بايد به نفع اوني كه بهش نزديكه ولي مقبوله و پررأي؛ بكشه كنار.<br />يا وقتي ما مي‌بينيم كه يكي از همه نظر بالاتره ولي اينو هم مي‌دونيم كه رأي نمياره و تو نظرسنجي‌ها بالاتره، تكليف اينه كه به مقبول رأي بديم؛ به خصوص كه رقيبايي تو صحنه باشن كه اگه اونا رأي بيارن، شرايط خيلي بد مي‌شه. اصلا خود دين تو همچين شرايطي مي‌گه بايد اين مقبولو بهش رأي بدي تا صحنه رو به رقيب نبازي.<br />حالا وقتي اين اصلا از همه بهتره و اصلا اصلح، ولي وقتي تو همه نظرسنجي‌ها رأيش پايينه، با يه دونه رأي من به كجا مي‌رسه؟ خب منم رأيمو مي‌دم به اون صالح مقبول كه حداقل اون با رأي بالاتر و پرشور تر و باافتخارتر بياد بالا ديگه!

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان میهمان

0 / 5000 محدودیت حروف
متن شما باید کمتر از 5000 حرف باشد

مطالب برگزیده

جمهوری اسلامی ایران تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت


زنان و ازدواج پاسخ به چند ابهام درباره‌ی زنان و ازدواج در آیین اسلام


حجاب ده تلنگر درباره‌ی حجاب و عفاف


شراب یک لحظه مستی، یک عمر پستی! (شراب‌خواری)


یوسف علیه‌السلام علاقه به هم‌جنس زیبارو


دوستش دارم دوستش دارم (سلسله مقالات)


آزادی جنسی غربی چرا نباید در آزادی جنسی از غرب و اروپا که الگوی پیشرفت و تمدن هستند پیروی کنیم؟


عصبانیت چگونه عصبانیت خود را کنترل کنم؟


خودشناسی چگونه می‌توانم خودم را بشناسم و بحران هویت را پشت سر بگذارم؟


استخاره، آری یا نه، چرا و چگونه؟ استخاره، آری یا نه؟ چرا و چگونه؟


چگونه خوش‌تیپ و امروزی و در عین حال باحجاب باشم؟ چگونه خوش‌تیپ و امروزی و در عین حال باحجاب باشم؟


چرا خدا مشکل همه‌ی بنده‌هاشو حل می‌کنه جز ما؟! چرا خدا مشکل همه‌ی بنده‌هاشو حل می‌کنه جز ما؟!


چرا فقط اسلام؟! چرا ادیان دیگر نه؟! چرا فقط اسلام؟! چرا ادیان دیگر نه؟!


حسین علیه‌السلام در مصاف ابلیس حسین علیه‌السلام در مصاف ابلیس


رنج پُرارج (عادت ماهانه) رنج پُرارج (عادت ماهانه)


هدف آفرینش انسان هدف آفرینش انسان


حالا کی بهشت و جهنم رو دیده؟!! حالا کی بهشت و جهنم رو دیده؟!!


رجعت، افسانه یا حقیقت؟! رجعت، افسانه یا حقیقت؟!


حکم خشن سنگسار چگونه با عقل و فطرت انسانی سازگار است؟ حکم خشن سنگسار چگونه با عقل و فطرت انسانی سازگار است؟


آیا حکم اسلامی ارتداد با آزادی اندیشه و حقیقت‌جویی منافات ندارد؟! آیا حکم اسلامی ارتداد با آزادی اندیشه و حقیقت‌جویی منافات ندارد؟!


چگونه این چشم صاحب‌مرده را کنترل کنم؟ چگونه این چشم صاحب‌مرده را کنترل کنم؟


چگونه توبه‌ای پایدار و شکست‌ناپذیر داشته باشم؟ چگونه توبه‌ای پایدار و شکست‌ناپذیر داشته باشم؟


چرا امام خامنه‌ای؟ چرا امام خامنه‌ای؟


کنترل جمعیت یا انقراض شیعه؟! کنترل جمعیت یا انقراض شیعه؟!


شبهه‌ای درباره‌ی نماز و پاسخ آن شبهه‌ای درباره‌ی نماز و پاسخ آن


بررسی روزه‌ی دختران نه ساله + گفت‌وگو باچند فرشته‌ی نوبالغ بررسی روزه‌ی دختران نه ساله + گفت‌وگو باچند فرشته‌ی نوبالغ


هنری به نام «امر به معروف و نهی از منکر» هنری به نام «امر به معروف و نهی از منکر»


حقیقت دعا و اسرار اجابت حقیقت دعا و اسرار اجابت


شب قدر و معمای سرنوشت شب قدر و معمّای سرنوشت


20 راز در زندگی مشترک 20 راز در زندگی مشترک