ردپای من در شبکه‌های اجتماعی

تبیان تبیان               تلگرام تلگرام

بسم الله

به مناسبت دهه‌ی فجر امسال (1393) در دبیرستان امام خمینی (ره) اردبیل برنامه داشتم. هنگام خروج از مدرسه با دانش‌آموزی آشنا شدم که روحیات خاصی داشت. صحبت‌هایی با هم داشتیم. یکی از پرسش‌هایی که مطرح کرد درباره‌ی رقص و موسیقی بود:

چرا شماها رقص را بد می‌دانید؟! درحالی‌که آثار خوبی بر روح و روان انسان دارد و باعث شادی و نشاط است. من خودم هر وقت خسته و بی‌حوصله می‌شوم، موسیقی شادی می‌گذارم و چند دقیقه‌ای می‌رقصم و حسابی شارژ و سرحال می‌شوم. آثار مثبت رقص و موسیقی نشان دهنده‌ی این است که یا احکام دین دیگر کهنه شده است و به درد زندگی امروزه نمی‌خورد؛ یا این‌که شما آخوندها این حرف‌ها را از خودتان درآورده‌اید و به دین و مذهب چسبانده‌اید!

گفتم: کسی منکر این آثار رقص و موسیقی نیست. رقص و موسیقی و مشروبات الکلی و مواد روان‌گردان در جسم و روح انسان چنان تأثیر عمیقی دارند که با استقاده‌ی حساب‌شده از آن‌ها می‌توان مسیر زندگی یک انسان را به‌کلی تغییر داد. مثلاً کسی را که تصمیم به خودکشی گرفته، می‌توان با موسیقی مناسب از تصمیمش منصرف کرد و به زندگی بازگرداند.

پرسید: پس چرا شماها می‌گویید این‌ها حرام و ممنوع است؟!

گفتم: اگر انجام یک کار خیلی مهم (مثل همان نجات جان کسی که در حال خودکشی است) بسته به یکی از این موارد (رقص و موسیقی و...) باشد و راه و چاره‌ی دیگری در میان نباشد، شکی نیست که این کارها جایز و گاه واجب می‌شوند. اگر بتوان فرض کرد که بیماری خاصی هست که مصرف شراب تنها راه درمان آن است و دارو و درمان دیگری وجود ندارد یا در دسترس نیست، از نظر دین خدا مصرف شراب تا وقتی که این شرایط برقرار است، جایز است. شراب در حالت عادی حرام است؛ ولی چون فایده‌ی مهم‌تری بر مصرف آن مترتب می‌شود، استثنائاً در چنین شرایطی مصرف آن جایز می‌شود.

اما این‌که چرا این کارها (رقص و موسیقی و مصرف مشروبات و مواد روان‌گردان) در حالت عادی حرام و ممنوع‌اند، به این دلیل است که ضررشان خیلی بیش‌تر از فایده‌شان است. چرا مواد مخدر را نمی‌گویی؟! مگر تریاک و هرویین و کراک و شیشه باعث نشاط و شادی نیستند؟! آیا نشاط و شادی رقص و موسیقی قابل مقایسه است با نئشگی و حس و حالی که مواد مخدر به انسان می‌دهد؟! پس چرا از مواد مخدر طرفداری و دفاع نمی‌کنی؟! بله، به خاطر این‌که ضررهای تباه کننده‌ی مواد مخدر را خوب می‌دانی. اما این را هم بدان که رقص و موسیقی و مشروبات هم از طیف و خانواده‌ی مواد مخدر هستند و درست است که کم‌وبیش موجب شادی و نشاط و رفع خستگی و افسردگی هستند؛ ولی سه ویژگی دیگر دارند که اجازه نمی‌دهند هیچ عاقلی به سمت آن‌ها برود:

1. ویژگی اول این است که ضررهای جسمی و روحی جدّی و قابل توجهی دارند که بر اهلش پوشیده نیست. یکی از مهم‌ترین ضررها زوال عقل و خرد و برهم خوردن اعتدال روحی و روانی است. بسیاری از جرم‌ها و جنایت‌ها و رفتارهای پرخطر در حالت مستی و از خودبی‌خودی اتفاق افتاده است؛ مستی ناشی از مصرف مواد مُسکِر و روان‌گردان؛ دیوانگی ناشی از شنیدن موسیقی‌های تند؛ افسردگی و پوچ‌گرایی ناشی از شنیدن موسیقی‌های غمگین و ناامیدکننده؛ طغیان شهوت ناشی از رقص بی‌پروا و بی‌مبالات؛ و...

2. ویژگی دوم این است که شادی و نشاطی که این کارها به انسان می‌دهد به شدت سطحی و زودگذر است و صرفاً یک تسکین و التیام موقت است برای دردها و مشکلات جدی و عمیق.

3. و ویژگی سوم این‌که این‌ها اعتیاد آور و موجب وابستگی شدید هستند. از آن‌جایی که شادی و نشاط برآمده از این کارها سطحی و زودگذر است؛ انسان برای به دست آوردن شادی و نشاط بیش‌تر، مجبور است دوباره و سه‌باره... و برای همیشه آن‌ها را مصرف کند. و این یعنی اعتیاد و وابستگی که فرد را وادار می‌کند پول و مال و زندگی و آبروی خود را بدهد تا اندکی خوشی و لذت زودگذر به دست آورد. شاید یک بار رقصیدن و یک بار گوش دادن به موسیقی تند و یک بار مصرف مُسکرات این آثار مخرب را نداشته باشد، ولی اعتیاد به آن‌ها زندگی را تباه و نابود خواهد کرد.

خدا بهتر از ما می‌داند که این امور موجب لذت و خوشی و تسکین آلام و دردها است، ولی مگر فراموش کردن درد و غافل شدن از مشکلات، به معنای درمان درد و حل مشکلات است؟! خدا نمی‌خواهد ما سرکار باشیم و با فراموش کردن دردها و مشکلات، آن‌ها را حل شده و درمان شده بپنداریم! خدا می‌خواهد ما مردانه و با شجاعت به جنگ مشکلات و موانع رشد برویم و با واقع‌بینی با سختی‌های زندگی روبه‌رو شویم.

پرسید: اصلاً اگر خدا ما را دوست داشت و دلش برای ما می‌سوخت، چرا به داد ما نمی‌رسد و ما را در این همه مشکلات و بدبختی‌ها رها کرده؟!

گفتم: این دیگر سؤال دیگری است که جواب دیگری می‌طلبد. نتیجه‌ای که در این‌جا باید بگیریم این است که آفریدگار ما از ما می‌خواهد در برابر مشکلات و موانع، باید اهل فکر و اندیشه و تلاش و کوشش باشیم و واقع‌بینانه با سختی‌ها و موانع روبه‌رو شویم و با سرپنجه‌ی خردورزی و دورنگری و خیرخواهی گره‌ها را یکی یکی باز کنیم؛ نه این‌که مانند کبک سر خود را در برف فرو کنیم و با پناه بردن به مستی و طرب و غفلت و خوشی و فراموشی، روزبه‌روز در برابر مشکلات و موانع ناتوان‌تر و حقیرتر شویم!

می‌توانید این مطلب را در شبکه‌ی اجتماعی خود به اشتراک بگذارید:

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn اشتراک در کلوب اشتراک در افسران

دیدگاه‌ها   

0 #16 تهرانیحیی 1396-12-02 19:49
به نقل از سوگند:
قا دیگه خدایی بعضی از اخوندا شورشو در اوردن من به دوست داشتم تو خارج اونم مسلمون بود اون راحت بی حجاب میتونست بره بیرون عزیزان این مشکل اسلام نیست این مشکل مملکته مگه به زور میشه حجاب کرد اخه شما با این کار باعث میشید ما از اسلام زده بشیم اقا به نظر من حتی اگه رقص باعث تحریک نامحرمم بشه حرام نیست اهمگم حرام نیست بعضی از این اخون ا هیچ سوادی ندارن اچمدن اون بالا مالاها برای خودشون نشستن فقط چرتو پرت میگن که جاشون وسط جهنمه ما چرا نباید ازادب داشته باشیم موسیقی که اصلا خرام نیست چی چیو مخدره مهم عشقه تو زندگی اسلام میخواد ما خوشحال باشیم میخواد با عشق زندگی کنیم الان زمان پیامبر نیستش که مثلا اون موقعه پیامبر بت خر مید بن من که الان نباید با خر بیام تو کوچه خیابون

***** پاسخ *****

۱. وجوب حجاب و حرمت موسیقی مطرب از احکام روشن و مسلم اسلام است. فهمیدنش نیازی به آخوند ندارد. اگر شما مسلمان باشید و خواندن قرآن را بلد باشید و در عمرتان یک بار قرآن خوانده باشید، خودتان این احکام روشن را در قرآن می‌خواندید و می‌فهمیدید.

۲. به حکم اسلام، مسلمان هر جا که باشد، باید حجاب را رعایت کند؛ داخل و خارج ندارد!

۳. اگر اجباری بودن حجاب باعث زده شدن شما از اسلام می‌شود، پس اجباری بودن تحصیل هم باید باعث زده شدن شما از علم و دانش شود! اگر شد، آیا باید اجباری شدن تحصیل را لغو کرد؟ این به نفع مملکت است؟! عقل شما این طور حکم می‌کند؟!

۴. ضررها و آسیب‌های بعضی از موسیقی‌ها از نظر علمی ثابت شده و فقط حرف علمای اسلام نیست. خوب است کمی مطالعه داشته باشید!

۵. بله، مهم عشق است در زندگی؛ اما عشق با هوس فرق دارد! برای به دست آوردن عشق باید تن و جانت پاک باشد!

۶. برای تقلید از پیامبر لازم نیست شما هم اسب و شتر و الاغ سوار شوید؛ چون اوضاع و شرایط زندگی عوض شده و امروزه برای سفر و حمل و نقل وسایلی بهتر و کارآمدتر از اسب و الاغ وجود دارد. اما به تأسی از پیامبر باید حجاب و عفاف داشته باشید؛ این که دیگر عوض نشده! اگر هم عوض شده، برعکس عوض شده! برهنگی و بی‌حیایی و دریدگی و هوس‌رانی بیش‌تر شده! اگر در آن جامعه‌ی ساده‌ی عصر نبوی رعایت حجاب و عفاف لازم بود، امروزه که جاذبه‌های شهوانی بیداد می‌کند، باید لازم‌تر باشد! شما که به گذشت زمان و تغییر و تحول‌های زمانه اهمیت می‌دهید، چرا این‌جا برعکس عمل می‌کنید؟!


حاج خانم دلت از اسلام پره و دوست نداری مسلمون باشی و مادرت اجازه نمیده مسیحی بشی ، چرا سر علمای اسلام پیاده میکنی؟
نقل قول کردن
0 #15 تهراناحسان 1396-11-20 21:48
چرند ترین استدلالی بود که تو عمرم خونده بودم ، بنده خدا از رقص پرسیده ، اونوقت فقط با مشروب و مواد مخدر جوابشون رو دادن
نقل قول کردن
-1 #14 رشتسوگند 1396-07-14 09:02
قا دیگه خدایی بعضی از اخوندا شورشو در اوردن من به دوست داشتم تو خارج اونم مسلمون بود اون راحت بی حجاب میتونست بره بیرون عزیزان این مشکل اسلام نیست این مشکل مملکته مگه به زور میشه حجاب کرد اخه شما با این کار باعث میشید ما از اسلام زده بشیم اقا به نظر من حتی اگه رقص باعث تحریک نامحرمم بشه حرام نیست اهمگم حرام نیست بعضی از این اخون ا هیچ سوادی ندارن اچمدن اون بالا مالاها برای خودشون نشستن فقط چرتو پرت میگن که جاشون وسط جهنمه ما چرا نباید ازادب داشته باشیم موسیقی که اصلا خرام نیست چی چیو مخدره مهم عشقه تو زندگی اسلام میخواد ما خوشحال باشیم میخواد با عشق زندگی کنیم الان زمان پیامبر نیستش که مثلا اون موقعه پیامبر بت خر مید بن من که الان نباید با خر بیام تو کوچه خیابون

***** پاسخ *****

۱. وجوب حجاب و حرمت موسیقی مطرب از احکام روشن و مسلم اسلام است. فهمیدنش نیازی به آخوند ندارد. اگر شما مسلمان باشید و خواندن قرآن را بلد باشید و در عمرتان یک بار قرآن خوانده باشید، خودتان این احکام روشن را در قرآن می‌خواندید و می‌فهمیدید.

۲. به حکم اسلام، مسلمان هر جا که باشد، باید حجاب را رعایت کند؛ داخل و خارج ندارد!

۳. اگر اجباری بودن حجاب باعث زده شدن شما از اسلام می‌شود، پس اجباری بودن تحصیل هم باید باعث زده شدن شما از علم و دانش شود! اگر شد، آیا باید اجباری شدن تحصیل را لغو کرد؟ این به نفع مملکت است؟! عقل شما این طور حکم می‌کند؟!

۴. ضررها و آسیب‌های بعضی از موسیقی‌ها از نظر علمی ثابت شده و فقط حرف علمای اسلام نیست. خوب است کمی مطالعه داشته باشید!

۵. بله، مهم عشق است در زندگی؛ اما عشق با هوس فرق دارد! برای به دست آوردن عشق باید تن و جانت پاک باشد!

۶. برای تقلید از پیامبر لازم نیست شما هم اسب و شتر و الاغ سوار شوید؛ چون اوضاع و شرایط زندگی عوض شده و امروزه برای سفر و حمل و نقل وسایلی بهتر و کارآمدتر از اسب و الاغ وجود دارد. اما به تأسی از پیامبر باید حجاب و عفاف داشته باشید؛ این که دیگر عوض نشده! اگر هم عوض شده، برعکس عوض شده! برهنگی و بی‌حیایی و دریدگی و هوس‌رانی بیش‌تر شده! اگر در آن جامعه‌ی ساده‌ی عصر نبوی رعایت حجاب و عفاف لازم بود، امروزه که جاذبه‌های شهوانی بیداد می‌کند، باید لازم‌تر باشد! شما که به گذشت زمان و تغییر و تحول‌های زمانه اهمیت می‌دهید، چرا این‌جا برعکس عمل می‌کنید؟!
نقل قول کردن
+1 #13 مشهدغزال 1396-06-03 12:05
سلام.ببخشیدمیخو استم بدونم اینکه میگیدرقصیدن زن برای همسرش مشکلی نداره،اون زن باچی دقیقا میتونه برقصه؟موسیقی که باعث رقص بشه حرامه که!

***** پاسخ *****

سلام. رقص چیزی غیر از موسیقیه و بدون موسیقی هم ممکنه. گذشته از اون، هر موسیقی و آهنگی حرام نیست و چنین نیست که هر آهنگ و صدایی که همراهش رقص باشه، حرامه. ممکنه کسی با صدای سرود ملی هم بتونه رقص کنه، آیا این کار باعث می‌شه سرود ملی حرام بشه؟!

بله، آهنگی به درد رقص می‌خوره که ریتمیک باشه، اما هر آهنگ ریتم‌دار و ضربه‌داری حرام نیست.

به تعبیر شما، موسیقی‌ای که باعث رقص بشه حرامه، ولی اگر یک موسیقی آدم عادی رو به رقص درنیاره ولی طوره باشه که به رقص رقاص ریتم بده، این موسیقی اشکالی نداره و اگه این رقص، رقص زن پیش شوهرش باشه، نه رقص اشکال داره و نه آهنگ.
نقل قول کردن
0 #12 اصفهانزهرا.. 1396-05-23 07:43
باسلام و درود فراوان ک باحوصله و جواب هایی که دنبال ان هستیم و ذهنمان درگیر کرده وقت میگذارید و مسعله برای ما روشن میکنید

اماسوال من

رقصی ک بدون هیچ تحریکی و..
وفقط درمدرسه یا مجلس دوستانه دخترانه برای رفع خستگی و شادی دوستانه و بدور از هر حرام دیگر صرفا سرگرمی و شادی
اینم اشکال داره؟
شماگفتین که ممکنه دراون مجالس عکس بگیرن یا گناهی صورت بگیره ولی اینجا هیچ گناهی صورت نمگیره محیط مدرسه و دوستانه اس کارخاصی ک نمیکنیم ی کم میزنیم رو میز و ی چیزی می خونیم دست میزنیم و هو میکشیم و می رقصیم

می خوام بدونم این کار ک پاک پاک و فقط دور هم می خندیم وشادیم و بعد میریم سر درس و کلاس هم اشکال داره؟چون از اون نوعی ک شما ک میگید حرامه ک نیست وب هیچ وجه با دید ونگاه خاصی و گناه و..انجام نمیشه..

***** پاسخ *****

سلام و درود بر شما!

وقتی یه چیزی حساس و خطرناکه، نمی‌شه درباره‌ش این‌طور راحت حرف زد. مثلاً فرض کنید وقتی مادری فکر می‌کنه اجاق گاز برای بچه خطرناکه، بازی با اجاق گاز رو برای بچه‌هاش مطلقاً ممنوع می‌کنه و نمی‌پذیره که بعضی ور رفتن‌ها با اجاق گاز رو به اسم بازی بی‌خطر یا کم‌خطر به بچه‌هاش اجازه بده؛ دلیلش هم اینه که می‌گه:

اولاً تفکیک روشنی بین بازی کم‌خطر با اجاق گاز و بازی پرخطر وجود نداره؛

ثانیاً من اگه بازی‌های کم‌خطر رو اجازه بدم، خواه‌ناخواه زمینه رو برای بازی‌های پرخطر فراهم کردم؛

علاوه بر این‌که بازی‌های کم‌خطر می‌تونه کم‌کم به بازی‌های پرخطر تبدیل بشه و من نمی‌تونم نظارت درستی بر این بازی‌ها داشته باشم.

پس از اول جلوی هرگونه بازی با اجاق گاز رو می‌گیرم تا خطری دامن‌گیر خودم و بچه‌هام نشه و دچار پشیمانی بی‌حاصل نشم.

درباره‌ی رقص شاید شما فکر کنید که یک بازی و تفریح ساده است، اما آگاهان می‌دونن که رقص به دلیل ارتباط تنگاتنگش با «زیبایی‌دوستی»، «محبت و عاطفه»، و «شهوت»، خیلی حساس و پرریسکه و می‌تونه تبعات خطرناکی به دنبال داشته باشه. به همین خاطر به هیچ وجه نمی‌شه اجازه‌ی نزدیک شدن به‌ش رو داد؛ حتا به صورتی که شما اسمش رو می‌گذارید بازی و سرگرمی؛ به دلیل این‌که:

۱. تفکیک روشنی بین رقص بی‌خطر و رقص خطرناک وجود نداره و اجازه دادن به رقص بی‌خطر می‌تونه باعث سوءبرداشت و سوءاستفاده بشه و ممکنه خیلی‌ها به اسم رقص بی‌خطر گرفتار رقص‌های خطرناک بشن.

۲. اجازه دادن به رقص بی‌خطر زمینه رو برای رفتن به سمت رقص خطرناک فراهم می‌کنه و در واقع خودش نوعی تشویق عملی و جهت دهی منفی به حساب می‌یاد.

۳. به دلیل ضعف در نظارت بزرگ‌ترها بر فضاهای بازی و شادی و تفریح و سرگرمی، اگه رقص‌های بی‌خطر رسماً اجازه‌ی اجرا دریافت کنند، کم‌کم و به‌صورت نامحسوس این حرکات به رقص‌های خطرناک تبدیل خواهند شد و آسیب‌های آن دامن‌گیر همه خواهد شد.
نقل قول کردن
0 #11 شیراز2 1396-03-27 06:02
با عرض سلام. بسیار مطلب زیبایی بود.
من خودم معمولا به آهنگ های انگیزشی گوش میدم چه ایرانی یا خارجی. و آهنگایی توی حالت مذهبی که راجب خداست یا مثلا پیامبر اسلام (ص) این هم باز هم ایرانی هم خارجی گوش می دم.

می خواستم بدونم این ها هم حرام هستن؟

***** پاسخ *****

سلام. ممنون از لطفتون!

محتوای نامناسب (کفرآمیز یا شهوت‌آلود) یکی از ملاک‌های آهنگ و ترانه‌ی حرامه. ملاک‌های دیگری هم هست مثل طربناک بودن و متناسب با مجالس گناه بودن.

اگر آهنگ و ترانه‌ای طربناک باشه (بیش از حد شاد یا غمگین یا تند و ریتمیک باشه و انسان رو از نظر روانی از حالت عادی خارج کنه) گوش دادنش حرامه حتا اگه محتواش خوب باشه (مثلاً مدح پیامبر و ائمه باشه یا اشعار حافظ باشه).

حتا درباره‌ی خوندن قرآن و دعا و تواشیح هم ممکنه حد و مرز شرعی رعایت نشه و اثری تولید بشه که حرام باشه. صرف خوب بودن محتوا برای حلال بودن یک ترانه و آهنگ کافی نیست.
نقل قول کردن
0 #10 تهرانفندق 1396-02-25 07:40
شما آخوندا منقرض بشید فساد از بین میره بخدا شماها واسه مردمآسایش نمیزارید انقدر جلو مردم گرفتید انقدر حرام حرام کردید که اینطور شده وگرنه اگه ملت مختلط برقصن به مرور عادت میکنن و هیچ انسانی شهوتی نمیشه همش تقصیر شما و این دبن چرت و پرت شماست همه چی واسه زن حرامه اخه یکی نیست بگه مردک ما زنا چرا باید خودمونو واسه شهوتی شدن شما ها بپوشونیم اما شما تو آسایش باشید یکی نیست بگه چرا زن از موی مرد شهوتی نمیشه چرا مرد میشه انقدر شماها تاکید کردید که ملت هر چی ببینن شهوتی میشن

***** پاسخ *****

ما آخوندها از خودمون که حرف نمی‌زنیم. حرف خدا و پیغمبر رو بازگو می‌کنیم!

خدا زن و مرد رو این‌طوری آفریده و هزار نکته‌ی باریک‌تر ز مو این‌جا است!

اگه دوست داشتید کمی از این نکته‌های باریک‌تر ز مو رو بدونید، کتاب «دوستش دارم!» رو بخونید. تو صفحه‌ی اول سایت می‌تونید ببینیدش.
نقل قول کردن
+2 #9 مشهدمسیحا 1396-01-29 04:30
سلام
من که هیچ کدومو قبول ندارم
انواع موسیقی رو همیشه گوش می دم
اتفاقا بیشتر از قبل توفیق انجام عمل خیر نصیبم میشه..
اخلاق و رفتار خیلی بهتری هم پیدا میکنم....
تا ابد موسیقی گوش می دم....

***** پاسخ *****

سلام!

نقل شده که شیخ بهایی (که به دانش‌های مختلفی آراسته بود. همون که منار جنبون اصفهان رو ساخته!) در یک کاروان در حال سفر بود. از اون‌جایی که ظاهری ساده و فقیر داشت، مورد تمسخر و اذیت برخی از کاروانیان قرار می‌گرفت. برای این‌که پاسخ درخوری به رفتارهای ناشایست اون‌ها بده، موقع استراحت شبانه که همه‌ی کاروانیان خوابیده بودند، رفت و زنگوله‌ی شترها رو طوری دست‌کاری کرد که در طول حرکت روزانه، نغمه‌هایی ازشون به گوش می‌رسید که موجب غم و اندوه کاروانیان شد و باعث شد غروب اون روز همه‌شون افسرده و گریان باشند. شب بعد دوباره رفت و زنگوله‌ها رو طوری دست‌کاری کرد که نغمه‌های شاد و طرب‌آور تولید می‌کردند. اون روز همه‌ی کاروانیان شاد و خوشحال و قبراق بودند و خبری از غم و غصه نبود.
ابتدا نمی‌دونستند علت این غم و اندوه دیروز و شادی و شعف امروز چیه؛ ولی وقتی متوجه شدند شیخ بهایی با دست‌کاری زنگوله‌های شتران این کار رو کرده، به عظمت علمی و هنری او پی بردند و تکریمش کردند و از بی‌ادبی‌های قبلی خودشون عذرخواهی کردند.

بله عزیزم، موسیقی می‌تونه انسان رو شاد کنه و حتا احساس‌های عجیب معنوی به انسان تزریق کنه؛ ولی این نباید باعث بشه که در استفاده از موسیقی حلال و مثبت هم زیاده‌روی کنید!

نکته‌ای که نباید ازش غفلت کنید اینه که موسیقی دو جور تأثیر داره؛ ۱. تأثیر فوری و سطحی؛ ۲. تأثیر بلندمدت و عمیق.

ممکنه یک موسیقی در کوتاه‌مدت تأثیر مثبتی مثل ایجاد شادی و معنویت در شما داشته باشه، ولی این تأثیر سطحیه و شما از تأثیرهای منفی بلندمدت و عمیق اون در امان نیستید. دقیقاً مثل سیگار که تأثیر فوری و سطحی اون، ایجاد آرامش و تمرکز برای فرد سیگاریه ولی تأثیرهای خطرناک بلندمدت و عمیق رو هم در کنار این تأثیرهای کوتاه‌مدت و سطحی داره.

می‌گن بعضی از گاودارها (مخصوصاً در اسرائیل) برای گاوهاشون موسیقی مهیج و محرک پخش می‌کنند و این کار باعث می‌شه شیر بیش‌تری بدن. این ادعا اجمالاً درسته و پخش موسیقی خاص باعث می‌شه گاوها بیش‌تر شیر بدن ولی همون دانشمندانی که افزایش شیر گاو رو بر اثر موسیقی اثبات کرده‌اند، بعدها اظهار کرده‌اند: شیری که با پخش موسیقی تند به دست می‌یاد از کیفیت مناسبی برخوردار نیست و این‌که این کار باعث می‌شه عمر گاوها کوتاه بشه!

کتاب «موسیقی از دیدگاه فلسفی و روانی» از علامه جعفری رو در این زمینه مطالعه بفرمایید.
نقل قول کردن
+2 #8 تهرانآرم 1396-01-28 19:47
من دلم نمی خواد بی احترامی کنم
اما انصافا موسیقی چی کار به مواد داره ؟
چرا روحانیون راجب همه چی نظر می دند؟
بنظرتون خنده دار نیست که موسیقی حرام باشد؟
دنیا بدون موسیقی معنی ندارد
چرا گیر میدین به یک سری آدم که می خوان آزادانه کار کنند؟
صدا زن مشکلش چیه آخه؟ چه لهوی توش هست؟
چرا نمی ذارین ما که یکم موسیقی می فهمیم کارمون بکنیم

***** پاسخ *****

درود بر شما که آدم متین و مؤدبی هستید و اهل بی‌احترامی نیستید!

من فرمایش شما رو درباره‌ی «دانش» و «ثروت» و «ورزش» هم تکرار می‌کنم:

انصافاً علم و دانش چی‌کار به مواد داره؟!
چرا روحانیان راجع به همه چی نظر می‌دن؟!
به نظرتون خنده‌دار نیست که علم و دانش حرام باشه؟!
دنیا بدون علم و دانش معنا ندارد!
چرا گیر می‌دین به یک سری آدم که می‌خوان آزادانه علم و دانش به دست بیارن؟!

انصافاً پول و ثروت چی‌کار به مواد داره؟!
چرا روحانیان راجع به همه چی نظر می‌دن؟!
به نظرتون خنده‌دار نیست که پول درآوردن حرام باشه؟!
دنیا بدون پول و ثروت معنا ندارد!
چرا گیر می‌دین به یک سری آدم که می‌خوان آزادانه پول و ثروت به دست بیارن؟!

انصافاً ورزش چی‌کار به مواد داره؟!
چرا روحانیان راجع به همه چی نظر می‌دن؟!
به نظرتون خنده‌دار نیست که ورزش حرام باشه؟!
دنیا بدون ورزش معنا ندارد!
چرا گیر می‌دین به یک سری آدم که می‌خوان آزادانه ورزش کنن؟!

نظرتون درباره‌ی این‌ها چیه؟!

ما روحانی‌ها ـ که سعی می‌کنیم تعالیم اسلام رو درست بفهمیم و به مردم یاد بدیم ـ نظرمون اینه:

از نظر عقل و اسلام، موسیقی و علم‌آموزی و کسب درآمد و ورزش هیچ‌کدام به‌خودی‌خود چیز بدی نیستند؛ به همین دلیل حلال و جایز هستند؛ اما همه‌ی این‌ها می‌تونند در مسیر غلط مورد استفاده قرار بگیرند و به ضرر انسان باشند. در این صورت می‌شوند ممنوع و حرام!

از نظر اسلام، دانشی که منجر به تولید بمب اتم و سلاح کشتار جمعی می‌شه به ضرر بشریته و تعلیم و تعلمش حرامه. هم‌چنین کتاب‌هایی که انسان رو از خدا و ایمان و اخلاق و امید و شادی دور می‌کنه، خوندن و یاد گرفتنش مضر و ممنوعه؛ اما دانشی که به نفع دنیا و آخرت انسان باشه، خیلی خوب و پسندیده است و گاه لازم و واجبه.

از نظر اسلام، درآمدی که از راه گران‌فروشی و احتکار و دزدی و قاچاق به دست می‌یاد، ممنوع و حرامه؛ اما پول و ثروتی که از راه درست و بدون ضرر زدن به جامعه تولید بشه، نه تنها خوب و مطلوبه، بلکه گاه لازم و ضروریه.

از نظر اسلام، ورزشی که انسان رو از اخلاق و معنویت و دین دور کنه و کانالی باشه برای تهاجم فرهنگی و گند زدن به ادب و فرهنگ جامعه، ممنوع و حرامه؛ اما ورزشی که باعث تندرستی و نشاط و شادابی افراد جامعه بشه، خیلی خوبه و برای بعضی‌ها در شرایط خاصی، لازم و واجب هم می‌شه.

موسیقی هم مثل این‌ها، اگه ابزار ترویج شهوت و بی‌بندوباری و هوس باشه، حرامه؛ اما اگه چنین نباشه، جایز و بی‌اشکاله. می‌شه تصور کرد شرایطی رو که موسیقی در اون شرایط نه تنها پسندیده باشه، بلکه لازم و واجب هم باشه.

برخی از کج‌فکران معتقدند جایگاه خدا و دین صرفاً در خلوت سجاده در گوشه‌ی اتاقه و نباید خدا و دین رو به سایر حوزه‌های فردی و اجتماعی زندگی وارد کرد؛ اما اسلام می‌گه زندگی انسانی مثل زندگی حیوانات، محدود به عالم ماده و دنیا نیست؛ بلکه انسان برای رسیدن به هدفی والا و کمالی خاص و ممتاز آفریده شده و باید در مسیر رسیدن به کمال مطلوبش قرار بگیره؛ بنابراین علم و هنر و صنعت و تکنولوژی و هر چیز دیگه‌ای که به زندگی انسان مربوطه، در صورتی مطلوبه که در مسیر حرکت او در راه هدایت (صراط مستقیم) قرار بگیره؛ در غیر این صورت یا مُضر و خطرناکه، یا لغو و بی‌فایده است.

درباره‌ی موسیقی لهوی گفتنی است که از قضا یکی از بهترین راه‌های تهاجم فرهنگی، همین موسیقی است. علاوه بر اون، موسیقی لهوی سه ویژگی خطرناک داره که در این مقالک به‌شون اشاره کردم. این خطرهای جدی باعث می‌شه که انسان عاقل در مواجهه با موسیقی لهوی کاملاً با دقت و احتیاط رفتار کنه.

شما که یه کم موسیقی می‌فهمید، آیا می‌دونید نظر روان‌شناسان و روان‌پزشکان جهان درباره‌ی ضررهای روانی موسیقی‌های تند غربی (مثل پاپ و رپ و هوی متال و...) چیه؟!

شما که یه کم موسیقی می‌فهمید، آیا خبر دارید که چه تعدادی از موسیقی‌دان‌های بزرگ دنیا اواخر عمرشون دچار افسردگی یا جنون یا پوچ‌گرایی شدند یا خودکشی کردند؟!

شما که یه کم موسیقی می‌فهمید، آیا اطلاع دارید که جریان شیطانی ماسونی از هنر و صنعت موسیقی برای پیشبرد اهداف پلیدشون چه استفاده‌هایی می‌برند؟!
نقل قول کردن
+2 #7 همدانثمینه 1395-10-17 09:25
سلام ؛)
واقعا سایت خوبی دارید.خیلی ممنونم ازتون.
من درمورد رقص و علت حرمتش خیلی تحقیق
کردم و تنها جوابی هم که دیدم همین بود که
شما فرمودید((اگر تحریک کننده و همراه با اهنگ
مجالس لهو لعب باشد حرام است)) ولی انتقادی که
از شما و بقیه دارم اینه که چرا راه تشخیص رو به
ما نمیگید. ما از کجا بفهمیم که یک اهنگ خصوصیات
اهنگ مناسب این مجالس را داراست یا خیر.
و یک سوال دیگه : ایا نگاه "معمولی" به رقص "معمولی"
خانم ها (برای خانم) مشکل دارد؟!
باز هم تشکر میکنم از زحماتتون...

***** پاسخ *****

سلام. ممنون از لطفتون!

توقع ما از قانون و شرع نباید این باشه که همه‌ی موارد رو در همه‌ی موضوع‌ها بیان کنه. بلکه وظیفه‌ی اصلی قانون و شرع، ارائه‌ی معیارها و ملاک‌های کار درست و غلطه. تطبیق این معیارها بر مصادیق رو دیگه نمی‌شه همه جا از قانون و شرع انتظار داشت. این بخش کار رو دیگه باید خودمون زحمت بکشیم. مثلاً نیروی انتظامی درباره‌ی ارتباط با افراد مشکوک به ما هشدار می‌ده و ویژگی‌های افراد خطرناک رو بیان می‌کنه. تطبیق اون ویژگی‌ها بر افرادی که باهاشون روبه‌رو می‌شیم، دیگه کار خودمونه و درست نیست که انتظار داشته باشیم نیروی انتظامی همه‌ی آدم‌های خطرناک و مشکوک رو با اسم و رسم و عکس و فیلم به همه‌ی جامعه معرفی کنه، که اگر هم این کار رو بکنه، عملاً فایده نداره؛ چون کسی بیکار نیست بره چنین لیست طولانی‌ای رو بخونه. بله معرفی خلاف‌کارهای سابقه‌دار و حرفه‌ای که معدود هم هستند، کار بایسته‌ایه که انجام هم می‌شه؛ اما همه‌ی آدم‌های خطرناک که سابقه‌دار و شناخته شده نیستند؛ پس چاره‌ای جز معرفی ملاک و معیار نیست.

درباره‌ی ترانه و آواز و موسیقی هم نمی‌شه که همه‌ی خواننده‌ها و موسیقی‌دان‌ها و آثار رنگارنگشون رو لیست کرد و حلال و حرامشون رو مشخص کرد. این کار نه شدنیه، و نه درسته. کار درست اینه که یک معیار روشن و مشخص به مردم متدین داده بشه تا بتونن با در دست داشتن اون ملاک و معیارها، خوب و بد رو از هم تشخیص بدن.

معیار تشخیص ترانه و آهنگ حلال و حرام هم اینه که اگر ترانه یا آهنگی، یکی از این چند ملاک رو داشته باشه حرامه؛ وگرنه حلاله:

۱. طربناک باشه؛ یعنی انسان رو از حالت عقلانیت و تعادل روانی خارج کنه؛ مثلاً آهنگ یا ترانه‌ای که باعث می‌شه راننده‌ای با شنیدنش، از تعادل در رانندگی دور بشه و حرکت‌های خطرناک بکنه، طربناک و ممنوعه.

نکته‌ی ۱: توجه داشته باشید که هر گونه طَرَبی بد نیست؛ مثلاً کسی که با شنیدن تلاوت زیبای قرآن از خودبی‌خود می‌شه و احساس سبکی و پرواز به‌ش دست می‌ده، این نه تنها اشکالی نداره، بلکه خوب هم هست؛ چون چنین طرب مثبتی با عقلانیت منافات نداره و هرگز باعث نمی‌شه آدم در پی چنین طربی دست به کارهای احمقانه بزنه.

نکته‌ی ۲: طرب منفی همیشه در مسیر شادی و خنده نیست؛ بلکه ممکنه کسی در اثر گوش دادن به آهنگ و ترانه‌ای غمگین چنان گرفتار غم و ناراحتی بشه که از حالت تعادل خارج بشه و دچار افسردگی و پوچی بشه و حتی ممکنه به سمت خودکشی تمایل پیدا کنه. پس آهنگ غمگین هم می‌تونه طربناک باشه.

۲. دربردارنده‌ی محتوای حرام باشه؛ مثلاً شامل ابیات و جملات کفرآمیز یا مستهجن باشه؛

۳. تحریک کننده‌ی شهوت باشه؛

۴. با مجالس گناه تناسب و هم‌خوانی داشته باشه؛ یعنی مشابه آهنگ‌ها و ترانه‌هایی باشه که برای مجالس بزن و برقص و عیش و نوش مورد استفاده قرار می‌گیره.

هر آهنگ و ترانه‌ای که یکی از این ملاک‌ها رو داشته باشه، حرام و ممنوعه؛ در غیر این صورت، جایز و حلاله.

واقعاً اگه کسی اسیر جو و میل و گرایش خاصی نباشه، به آسونی می‌تونه تشخیص بده کدوم مورد، حرامه و کدوم مورد حلاله.

این رو هم عرض کنم که اگر موردی بود که نتونستیم درباره‌ش به نتیجه‌ی قطعی برسیم و درباره‌ی حلال یا حرام بودنش به تردید افتادیم، از نظر شرعی چنین موردی حلاله؛ چون ملاک حرمتش احراز نشده؛ ولی به عنوان یک توصیه‌ی اخلاقی و تربیتی گفته می‌شه از چنین مواردی اجتناب بشه تا از ضررهای احتمالیش در امان باشیم.

ممکنه کسی بگه: می‌شد ملاک و معیاری ارائه بشه که هیچ کس هیچ گاه در تشخیص ترانه و موسیقی حلال و حرام به تردید نیفته و دچار سرگردانی نشه. چرا دین چنین ملاک دقیق‌تری رو ارائه نداده؟!

در پاسخ باید گفت: می‌شه گفت این کار از طرف خدا عمدی بوده، تا یک فضایی ایجاد بشه برای امتحان دقیق‌تر آدم‌ها. اگه مرز حلال و حرام، زیادی روشن باشه، دیگه نمی‌شه احتیاط و بی‌احتیاطی آدم‌ها رو درست ارزیابی کرد. شاید خدا در بیان ملاک حرمت و حلیّت ترانه و آهنگ عمداً کمی ابهام گذاشته تا میزان احتیاط و بی‌احتیاط آدم‌ها در برخورد با تمایلات نفسانی‌شون محک زده بشه و اون‌ها با مدیریت امیال و خواسته‌های خودشون در چنین فضای لغزنده‌ای بتونند به درجات بالاتری از کمال و رشد دست پیدا کنند. در چنین فضای تردیدآمیزی کسی که شیفته‌ی امیال و لذت‌ها و هوس‌های زمینی خودشه، تلاش می‌کنه از حرمت احتمالی این ترانه و آهنگ مشکوک چشم بپوشه و دلشو به «ان‌شاءالله که مشکلی نداره!» خوش کنه؛ ولی کسی که فتح ارتفاعات و قله‌های کمال حقیقی براش اهمیت بیش‌تری داره، به مجرد احتمال مانع بودن این مورد مشکوک، اونو رها می‌کنه و به آسونی ازش می‌گذره و منتظر نهی صریح و رسمی خدا نمی‌مونه.

نگاه خانم به رقص خانم دیگه اگه «تماشا» حساب بشه، نوعی مشارکت در کاره و حکمش همون حکم رقصه. چون رقص بدون تماشاگر که معنا نداره. تماشای تماشاگران هست که به رقاص انگیزه می‌ده و اونو در کارش تشویق می‌کنه. اگه کسی تماشا نکنه، دیگه کسی در مجلس عمومی رقص نمی‌کنه! اما اگه یک نگاه معمولی و گذرا باشه و تماشا نباشه، در حکم رقص نیست؛ مثل این‌که شما در حال عبور، رقص رو می‌بینید؛ یا این‌که در جست‌وجوی کسی مجبورید ثانیه‌هایی رو برای نگاه به مجلس رقص صرف کنید.

موفق باشید!
نقل قول کردن
+1 #6 کرمان77 1395-04-20 10:42
سلام
من قسمتی از متن شمارو(مشروبات الکلی)بررای مادرم خوندم ولی ایشون میگه هرچیزی در اینترنت را نباید باورد کرد میگم ایشون طلبه هستن میگن ن سید صادق شیرازی هم طلبه هستن میگن کلا مشروبات الکلی حرام هستن.

***** پاسخ *****

سلام. حق با مادر شما است. به قول دکتر محمد جواد لاریجانی، اینترنت انبوهی از اطلاعات نیست؛ بلکه بهمنی از اطلاعات‌نماها است!

هر طلبه‌ای هم به صرف طلبه بودن قابل اعتماد نیست؛ دلیلش هم وجود سید صادق شیرازی‌ها است. اگه می‌خواید در دنیای کتاب و اینترنت و مجله و روزنامه بتونید حق رو از باطل تشخیص بدید، باید حرف رو از روی سند و مدرک و دلیل و استدلال بپذیرید و هرگز زیر بار حرف بدون مدرک و بدون دلیل نرید.

درباره‌ی مشروبات الکلی من هرگز نگفتم که کلاً حرام نیست؛ کلاً حرامه؛ ولی به فتوای همه‌ي فقها هر حرامی اگه به تشخیص پزشک متخصص و متعهد، بشه تنها دارو برای معالجه‌ی یک بیماری مهم، حلال می‌شه. این ادعا رو می‌تونید با مراجعه به سایت مراجع محترم تقلید راستی‌آزمایی کنید.

البته درباره‌ی مشروبات الکلی این حرف فقط در حد یک قاعده‌ی کلیه و من تا کنون موردی ندیدم و نشنیدم که پزشک متعهدی برای بیماری خاصی مشروبات الکلی تجویز کنه و این‌که کسی با مصرف مشروب از بیماری خاصی نجات پیدا کرده باشه. اطلاعات کامل‌تر و دقیق‌تر درباره‌ی مشروبات الکلی رو در مقالک «یک لحظه مستی، یک عمر پستی! (شراب‌خواری)» در همین سایت بخونید.
نقل قول کردن
+1 #5 تهرانI like dancing 1395-03-19 12:43
سلام
شما گفتین "رقصیدن زن برای شوهرش جایز است"
شما گفتین "موسیقی ای که باعث تحریک و... بشه حرامه"
خب خانمی که می خواد واسه همسرش برقصه، قاعدتا باید از موسیقی که مناسب این کاره استفاده کنه که شما مب فرمایید حرامه!
اینا با هم پارادوکس ندارن؟!

نظر شما در مورد علت یکسان نبودن شهادت و گواهی زن و مرد در دادگاه رو قبول ندارم.
چیزی که فرمودید کاملا نسبی بود و اصلا کلیت نداشت. چه بسا مردهایی که روحیه ی احساسی دارن و چه بسیار خانم هایی که به اندازه ی آقایون یا به اندازه ی بعضی آقایون عقلانی و منطقی فکر می کنن.
شاید بگید شما اکثریت رو در نظر می گیرین... اما شواهد نشون میده که دلیل شما واسه اکثریت هم چندان صدق نمی کنه و این حکم چندان موجب عدالت نمیشه و گاهی تر و خشک رو با هم می سوزونه.چون فقط و فقط مبتنی بر جـنـسـیتـه.
مثل این می مونه که من مثلا بگم به طور کلی اکثریت مرد ها مثلا خشک و بی احساس هستن. خب پس به این دلیل شما هم که تا به حال ندیدم تون خشک و بی احساس هستین!!! (البته به نظر من آقایون اصلا این طور نیستن و فقط یه مثال زدم)
آیا این منطقیه؟!
ضمنا تا جایی که من می دونم که گواهی اقوام درجه یک متهم اعم از زن و مرد جز در موارد خاص در دادگاه سندیت نداره. پس اگه قرار باشه یک زن در دادگاه در مورد کسانی که از اقوام درجه اول اون نیستن شهادت بده، بعیده به اون حد که شما گفتین تحت تأثیر احساسات قرار بگیره.
و اما ظاهر این حکم نشون میده که اسلام حتی در شرایط ایمانی و عقلی برابر و یا حتی در صورت برتر بودن زن از این لحاظ، باز هم به مرد اعتماد بیشتری داره و اون رو معتبر تر می دونه؛ حتی اگه از لحاظ عقل و ایمان پایین تر از زن باشه! چون این حکم مطلقه و در اون شرایطی برای زن در نظر پرفته نشده و درباره ی هر زنی صادقه.
از طرفی در یک رساله خوندم که شهادت دختر باکـره به اندازه ی شهادت یـک مرد حساب میشه و این مورد هم محل سواله.
ب نظر من باید قبول کنیم که بعضی احکام فرعی اسلام به طور کامل قابل تأمیم به همه زمان ها نیست؛
به طور مثال اگه از شما بپرسم که چرا اسلام دیه زن رو نصف مرد تعیین کرده، دلایلی مثل سرپرست بودن مرد و درآمدزایی و.. رو مطرح می کنید. بله این دلایل واسه جامعه ی زمان پیامبر(ص) خیلی صدق می کنه اما آیا این دلایل واسه زمان ما که اکثر خانم ها درآمد زایی می کنن و شاغل هستن و یا امکانش رو دارن و بیش از نیمی از صندلی های دانشگاه رو در اختیار دارن، و از دست دادن یک خانم با این شرایط درست به اندازه ی از دست دادن یک آقا برای یک خانواده ضرر های مادی و معنوی در پی داره، به نظرتون باز هم صدق میکنه؟
در پایان: من رقصیدن رو به عنوان یه ورزش و یه ورزشaerobic (هوازی) دوست دارم.البته نه از نوع مخرب(یعنی برای نامحرم و...) و به نظرم رقصیدن مثل خیلی چیزا دو جنبه+ و- داره؛ مثل چاقوی آدم کشی و چاقوی جراحی.

***** پاسخ *****

علیکم السلام!

۱. رقص کاری جدا از موسیقیه و می‌تونه بدون موسیقی انجام بگیره. علاوه بر این‌که خانم می‌تونه برای رقص برای همسرش از موسیقی حلال استفاده کنه؛ کافیه موسیقی مورد استفاده ریتم مناسب داشته باشه، بدون این‌که معیارهای موسیقی حرام رو داشته باشه.

۲. تفاوت بینش و نگرش زن و مرد (این‌که عواطف و احساسات خانم‌ها بیش‌تر از آقایون در بینش و نگرششون تأثیر می‌ذاره) در روان‌شناسی ثابت شده و شکی توش نیست. البته به قول شما استثناهایی هم هست و مردهایی یافت می‌شن که روحیات احساسی زنانه دارند و در مقابل، زن‌هایی یافت می‌شن که روحیات محاسبه‌گرانه‌ی مردانه دارند. طبیعیه که در دادگاه، قاضی آگاه باید به این موضوع توجه داشته باشه و شهادت مرد و زن رو بر اساس جنسیت صرف در نظر نگیره. اسلام همون‌طور که حکم کلی داره، برای موارد استثنا هم حکم متناسب با اون رو داره.

۳. «داشتن احساس و عاطفه» غیر از «دخالت دادن احساس و عاطفه در نگرش و ارزیابی» است؛ و خانم‌ها دومی رو بیش‌تر از آقایون دارند. احساسات و عواطف قوی در جای خود امتیاز بالایی برای خانم‌ها است و نشانه‌ی برتری اون‌ها بر مردها است؛ ولی در جایگاه شهادت در دادگاه و تعیین حکم دادگاه به نفع یا ضرر کسی، نقطه ضعف محسوب می‌شه که این ضعف با ضمیمه شدن دو شاهد به هم، جبران می‌شه.

۴. تحت تأثیر قرار گرفتن بینش خانم‌ها در برابر احساساتشون، فقط در مسأله‌ی اقوام و بستگان نیست؛ بلکه در اصل کشف حقیقت و تشخیص حق و باطل، خانم‌ها به دلیل غلبه‌ی احساسات بر محاسبات عاقلانه، از آقایون ضعیف‌تر هستند.

۵. خانم باکره و غیر باکره در این مسأله فرقی با هم ندارند. منبعی که این مطلب رو بهش نسبت می‌دید باید بررسی بشه.

۶. این فرمایش شما که «بعضی احکام فرعی اسلام به طور کامل قابل تعمیم به همه‌ی زمان‌ها نیست» کاملاً صحیحه و اساساً نقش فقیه و مرجع تقلید همینه که احکام مسائل روز رو از اصول شرعی استنباط کنه. و در این فرایند استنباط، به دلیل تغییر اوضاع و شرایط روز نسبت به گذشته، چه بسا حکمی عوض بشه. چه این که چنین تغییرهایی در طول تاریخ اسلام و تشیع بسیار رخ داده.

۷. در بحث دیه هم که تفاوت زن و مرد یک تفاوت اقتصادیه، اگر در موردی معلوم بشه که ارزش اقتصادی یک خانم (مثل سرپرست خانواده) همانند ارزش اقتصادی مرده، قاضی می‌تونه معادل دیه‌ی مرد رو برای زن در نظر بگیره. تا جایی که من اطلاع دارم، این موضوع در شرع و قانون پیش‌بینی شده.

۸. رقص به حلال و حرام تقسیم می‌شه. رقص حلال، علاوه بر رقص زن برای شوهر، رقص‌های محلی و سنتی (که نوعی پای‌کوبی و حرکت دادن پارچه و چوب و کارهایی از این قبیله) رو هم شامل می‌شه.
تفاوت رقص حرام با ایروبیک اینه که در رقص، جاذبه‌های شهوانی به نمایش گذاشته می‌شه و تلاش می‌شه حرکت‌ها تا حد ممکن تحریک کننده و از نظر جنسی جذاب باشه. بر خلاف ایروبیک که به جنبه‌های ورزشی و نرمشی بیش‌تر توجه می‌شه. به همین دلیل رقص حرامه ولی ایروبیک اشکالی نداره. البته به شرطی که به اسم ایروبیک عملاً رقص انجام نشه! (با توجه به تفاوت‌هایی که عرض شد)
رقص در تنهایی هم اگه مستلزم حرام و مفسده نباشه (مثل موسیقی حرام یا تحریک شهوت خود فرد) گناه نیست.
نقل قول کردن
+2 #4 کرجزهرا. 1395-03-16 08:01
من سوال دیگری هم دارم،من با خیلی ها در رابطه با دین اسلام ب بحث و گفتوگو نشستم من خودم دین اسلام رو قبول دارم و این روهم میدونم که ادیان دیگر نسبت ب دین ما ناقص تر اند ومن همیشه ب کسانی که ادیان دیگر را تبلیغ کرده و یا میپرسند که چرا دین اسلام را این همه قبول داری؟میگویم شما فرض کنید من انسان گرسنه ای باشم وبرای خوردن یک سیب کامل و یک نصفه سیب در دسترس باشد مسلما من سیبی را که کامل است برای خوردن برمیدارم چرا که من میدانم سیب کامل تر بیشتر پاسخگوی معده خالی من است اما با این همه سوالاتی میشود که من از پاسخ دادن ب انها عاجز میشوم،سوالات بی خودی است ولی جواب قانعی نمی یابم مثلا در این گفتو گو ها پرسیده میشود چرا در قرآن مرد یک نفر حساب میشود ولی زن نصف حساب میشود آیا این پایمال کردن حق زن نیست و من واقعا در پاسخ گویی در مانده ام واز این که نمیتوانم از دینم دفاع کنم خیلی ناراحت میشوم.یاخیلی ها می گویند که دین اسلا با اینکه کامل است اما هیچ شیعه ای کامل نیست،ومردمان کشورهای دیگر اگرچه دین دیگری دارند ولی قانون مند زندگی میکنند و مثل کشور ما در هر کاری دوز وکلک ندارند...وخیلی سوالات دیگه که نمیشه همه رو نوشت،چرا تو کشورما برنامه ای ترتیب نمیدن که کلاس هایی گذاشته بشه یا کارای دیگری انجام بشه که فرا گیر باشه و ب سوالات همه پاسخ داده بشه و حرف هایی که از سر جهالت زده میشه سرکوب کنند که کسای دیگری رو هم از راه درست ب کنار نبره،چون خیلی ها با این حرفها بهانه ای پیدامیکنند که جلوی دین و کتابمون جبه بگیرن

***** پاسخ *****

احسنت به شما خواهر مؤمن و آگاه و حق‌طلب! این روحیه‌ی خوب (اهمیت دادن به اعتقادات دینی و تلاش برای رسیدن به آگاهی بیش‌تر) رو قدر بدونید و تقویتش کنید. دین اسلام نه تنها با علم و آگاهی و تلاش برای فهم بیش‌تر مخالف نیست؛ بلکه ما رو به این کارها تشویق می‌کنه. چیزی که حق نباشه و قلابی باشه، باید از بالا رفتن آگاهی دیگران بترسه، اما چیزی که حق باشه و ذره‌ای از باطل توش نباشه، چرا باید از علم و آگاهی و استدلال و برهان و پرسش بترسه؟!
آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟!
از همین رو، هرچه مطالعه و تفکر و تأمل و پرسش ما درباره‌ی معارف اسلامی بیش‌تر بشه، درک و فهم ما عمیق‌تر می‌شه و بالاتر می‌ره. به همین خاطر قرآن و اهل بیت (ع) ما رو دائماً به تفکر و تعقل و اندیشیدن تشویق می‌کنند.

برای تفاوت دین اسلام و کامل‌تر بودنش نسبت به ادیان دیگه مثال خوبی زدید ولی کامل‌تر از اون هم می‌شه گفت. در این باره پرسش و پاسخ «چرا فقط دین اسلام؟ چرا ادیان دیگر نه؟» رو مطالعه کنید.

تفاوت جایگاه زن و مرد در قرآن، در دو موضوع مطرح شده؛ یکیش ارث و میراثه و یکیش شهادت و گواهی در دادگاه. اتفاقاً هر دوی این موارد از نقاط درخشش اسلامه. اگه کسی این دو موضوع رو درست مطالعه کنه، به دقت و ظرافت معارف اسلامی پی می‌بره. بررسی این دو موضوع نیاز به فرصت بیش‌تری داره ولی اجمالاً عرض کنم که تفاوت زن و مرد در بحث ارث و میراث، یک تفاوت اقتصادیه؛ یعنی از اون‌جایی که اداره‌ی اقتصادی خانواده بر عهده‌ی مرده، نیاز اقتصادی مرد از زن بیش‌تره و این تفاوت در تقسیم ارث، عین عدالته. شاید بشه گفت جا داشت هیچ سهمی از ارث به خانم نرسه، چون تأمین همه‌ی نیازهای ضروری خانم بر عهده‌ی آقا است، با این حال، خانم یک سهم از ارث به دست می‌یاره که مال خودشه و هر طور که دلش خواست مصرف می‌کنه ولی آقا همه‌ی سهم الارثی رو که به دست می‌یاره خرج زن و بچه‌ش می‌کنه. به این ترتیب، خانم در سهم الارث آقا سهیم می‌شه ولی آقا در سهم الارث خانم شریک نیست.

در بحث گواهی دادگاهی هم زن و مرد با هم تفاوت روان‌شناختی دارند؛ چون بینش و برداشت‌هاشون با هم متفاوته. مردها عقلانی‌تر به مسائل نگاه می‌کنند ولی خانم‌ها به دلیل داشتن عواطف و احساسات قوی، بینش و برداشت‌هاشون از حوادث پیرامون اغلب آمیخته با احساس و گرایش‌های روانیه و این روحیه، باعث آسان شدن لغزش در کشف حقیقته. به همین دلیل، ملحق شدن دو خانم به همدیگه احتمال این لغزش رو پایین می‌یاره. در این حکم اسلامی نیز دقت‌های روان‌شناختی وجود داره که قابل توجه روان‌پژوهان قرار گرفته.

درباره‌ی قضاوت درباره‌ی مسلمانان و فرهنگ زندگی مسلمانی با غیر مسلمانان اجمالاً عرض کنم که ضعف یک مسلمان (قانون گریزی، دوز و کلک داشتن، کم‌کاری، دروغ‌گویی، و...) رو در صورتی می‌شه به اسلام نسبت داد که سبک زندگی او اسلامی باشه و در اثر اسلامی زندگی کردن، به این ضعف‌ها و کاستی‌ها مبتلا شده باشه. ولی اگه اسلام با همه‌ی این ضعف‌ها مخالف باشه و جناب مسلمان با بی‌اعتنایی به ارزش‌های اسلامی خودش رو به این ضعف‌ها آلوده کرده باشه، اون وقت دیگه نباید این ضعف‌ها رو به اصل اسلام سرایت بدیم.
تمیزی، ادب، قانون‌مندی، احترام، وجدان کاری، و آموزه‌هایی از این دست، همه اسلامی هستند و اگه من مسلمان از این ارزش‌ها تهی باشم، این نشانه‌ی دوری من از اسلامه. جمله‌ی معروف شیخ جمال الدین اسدآبادی رو نشنیدید که گفته: من در ممالک اسلامی مسلمان می‌بینم ولی اسلام نمی‌بینم و در ممالک غیراسلامی، اسلام می‌بینم ولی مسلمان نمی‌بینم!
اگه کسی ارزش‌های اسلامی رو اجرا کنه، کار اسلامی انجام می‌ده؛ هرچند مسلمان نباشه و اگه کسی ارزش‌های اسلامی رو پایمال کنه، کارش غیراسلامیه، هرچند از نظر شناسنامه مسلمان باشه.
ما اسلام رو حق می‌دونیم و به هر قیمتی از حق دفاع می‌کنیم ولی مجبور نیستیم به هر قیمتی از مسلمان‌ها دفاع کنیم! اتفاقاً علت این همه عقب موندگی مسلمان‌ها همین عمل نکردن به آموزه‌های اسلامیه.

توصیه‌ی مهم من به شما خواهر گرامی اینه که یک سیر مطالعاتی اسلام‌شناسی درباره‌ی موضوعات مهم شروع کنید و روزانه چند صفحه از کتاب‌های برگزیده‌ی موضوع مورد نظر رو مطالعه کنید. تنها راه ارتقای معارف اسلامی، مطالعه و تفکر و گفت‌وگوی علمیه. اگه خواستید می‌تونم درباره‌ی این سیر مطالعاتی کمکتون کنم.
موفق و پیروز باشید!
نقل قول کردن
+2 #3 کرجزهرا. 1395-03-16 07:33
حرف های شما راجع ب مشروبات و مواد مخدر صحیحه،ولی برای رقص و موسیقی دیگه چرا آخه مثلا ما وقتی به مجلس شادی دعوت میشیم طبق عادت های اجتماعی موسیقی و رقص هست و ماهم برای شاد بودن میرقصیم آخه کار خاصی نمیکنیم آقایون پیش آقایون و خانوم ها پیش خانوم ها میرقصن یعنی هیچ نا محرمی هم نیست،چهار تا پا انداختنو دست بالا کردن که شهوت کسی رو هم تحریک نمیکنه،اینطور باشه که راه رفتن هم حرامه ممکنه کسی تحریک بشه تازه رقص در مفابل محارمه ولی راه رفتن جلو چشم همه است اگه به اینطور چیزا باشه که حرف زدن هم حرامه ممکنه مثلا عموی من از صدای من لذت ببره،اگه موسیقی حرامه پس برای چی تو یه کشور اسلامی مجوز خوانندگی رو میدن که آهنگایی میخونن اعم از غمگین که روح رو تضعیف میکنه و شاد که وابستگی ایجاد میکنه،؟میشه آیه ای از قرآن کریم رو بگین که توش نوشته باشه موسیقی و رقص حرامه خیلی دوست دارم خودم برم دنبالش،لطفا منو قانع کنید وجوابمو بدید

***** پاسخ *****

۱. اون فرهنگی که می‌گه در جشن عروسی حتماً باید رقص و آواز طربناک باشه، اسلامی نیست. اسلام می‌گه ازدواج عبادته و جشن عروسی بهتره تو مسجد باشه! از نظر اسلام رقص و موسیقی غنایی در جشن عروسی حرامه حتی اگه مجلس مختلط نباشه. در این باره، مقالک «جشن عروسی از نگاه اسلام» رو (در بخش: نوشته‌ها> یادداشت‌ها> فرهنگ و تربیت) مطالعه کنید.

۲. سه تا نکته‌ای که در این پرسش و پاسخ بیان کرده‌ام (۱. زوال عقل و برهم خوردن اعتدال روحی و روانی؛ ۲. سطحی و زودگذر و تسکینی بودن شادی و نشاط به دست آمده؛ ۳. ایجاد اعتیاد و وابستگی شدید) هر سه در موسیقی و آهنگ هم هست؛ البته با درجه‌ای کم‌تر از مشروب و مواد مخدر.

۳. شما خودتون پاک هستید و فکر می‌کنید همه مثل شما پاک و سالم هستند. خبر ندارید چه تحریک‌ها و چه فتنه‌هایی در جشن‌های عروسی به پا می‌شه! مجرد و متأهل هم نمی‌شناسه!

۴. تو مجالس عروسی که خانم و آقا از هم جدا هستند، آفات و آسیب‌ها نسبت به مجالسی که مختلط برگزار می‌شه کم‌تره ولی از همین مجالس هم عکس و فیلم، مخفیانه یا حتی آشکارا تهیه می‌شه که تبعات منفی بسیاری داره.

۵. راه رفتن هم اگه با ناز و عشوه باشه باعث تحریک می‌شه. به همین خاطر توصیه می‌شه در همه‌ی رفتارها حتی راه رفتن، حیا و عفت داشته باشید و با متانت و وقار راه برید.

۶. قضیه درباره‌ی حرف زدن با نامحرم هم همینه؛ قرآن به خانم‌ها می‌فرماید: فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذي في‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً: با نامحرم با نرمی و خضوع سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند. و سخن شايسته بگوييد. (احزاب، 32).

۷. رابطه‌ی انسان با محارمش (مثل عمو و دایی) از نظر جسمی (ژنتیکی) و روحی (عواطف و علایق) طوری هست که در حالت طبیعی، مانع بروز اصطکاک‌های شهوانی می‌شه. با این حال، اگه خانمی احساس کنه که محرمی از محارمش در اثر ارتباط با او دچار تحریک می‌شه، باید اقدام‌های لازم رو انجام بده و نباید بی‌تفاوت باشه.

۸. مطلق آهنگ و موسیقی حرام نیست؛ بلکه تنها موسیقی و آهنگی حرامه که ملاک‌های حرمت رو داشته باشه. یعنی یا دربردارنده‌ی محتوای حرام باشه یا تحریک کننده‌ی شهوت باشه یا این‌که با مجالس گناه تناسب و هم‌خوانی داشته باشه. آهنگی که این‌طور نباشه حرام نیست. سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران اینه که جلوی موسیقی حرام رو بگیره ولی از طرفی حد و مرز تشخیص موسیقی حرام و حلال کمی ابهام داره و از طرف دیگه، تعهد و تقید بعضی مسؤولان نسبت به ارزش‌های دینی ضعیفه؛ این دو امر باعث می‌شه با موسیقی نامناسب برخورد مناسبی صورت نگیره. به همین خاطر، امام خامنه‌ای در پاسخ به سؤالی که ازش پرسیدن «آیا آهنگ‌هایی که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می‌شه، همه‌ش حلاله؟» جواب داده: «نه‌خیر؛ صرف پخش شدن از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران دلیل بر مجاز و حلال بودن نیست. هر کسی باید تشخیص خودش رو در نظر بگیره».

۹. درباره‌ی آیه‌ی حرمت رقص و موسیقی، اولاً لازم نیست همه‌ی جزئیات شریعت در قرآن بیان شده باشه. قرآن به طور کلی فرموده: «ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا؛ یعنی هرچه رسول الله به شما گفته، بگیرید و عمل کنید و هر چه نهی کرده، از آن پرهیز کنید.» حرمت رقص و موسیقی هم در کلام و سنت رسول الله (ص) ثابت شده. ثانیاً آیاتی که ما رو از لهو و لعب و اشتغال به کارهای باطل و بی‌فایده نهی می‌کنه، شامل رقص و موسیقی هم می‌شه و ضرورتی نداره که این عناوین به صورت جداگانه مطرح بشه.
نقل قول کردن
+5 #2 ساریسرباز ولایت 1394-01-01 20:05
به نقل از سرباز ولایت:
حرف های شما کاملا صحیح و درست اما باید قبول کنید یکسری از موسیقی ها واقعا موجب آرامش روح است.این را نمی توان منکر شد اگه بخواهید منکر این شوید به واقع منکر طبیعت و خلقت شده اید مثلا آواز پرندگان ،صدای آبشار و حتی با صوت قرآن را خواندن به گونه ای که حالت موسیقی دارد.البته من کاملا با موسیقی لهو و لعب و راک مخالفم ولی هر موسیقی رو نمی توان حرام دانست.
این یک واقعیت است!

××××
پاسخ:
حرف شما کاملاً متین و درست است؛ اما موضوع سخن در این مطلب، موسیقی حرام است نه مطلق موسیقی. به گمانم قراین کافی برای این مطلب در متن وجود دارد.
به هر حال این تذکر شما باعث می‌شود تصریح کنم به این‌که موضوع این پرسش و پاسخ موسیقی حرام است نه مطلق موسیقی. درباره‌ی رقص هم این‌طور است؛ زیرا رقص هم مثل موسیقی حلال و حرام دارد. به فتوای همه‌ی مراجع رقص زن برای شوهر جایز است و هیچ مفسده‌ای ندارد.

احسنت.این پاسخ شما به من این اطمینان را داد که بتوانیم در آینده در زمینه های مختلفی به بحث و گفتگو بنشینیم.البته من خودم به لطف خدا دانشجو معلم هستم واز جهت فرهنگی شغل من با شما مشترک است یعنی هر دو وظیفه ی انتقال فرهنگ صحیح و اسلامی را داریم.امید است این تبادل سخن بر معرفتمان بیفزاید.
در پناه حق
نقل قول کردن
+1 #1 ساریسرباز ولایت 1394-01-01 08:57
حرف های شما کاملا صحیح و درست اما باید قبول کنید یکسری از موسیقی ها واقعا موجب آرامش روح است.این را نمی توان منکر شد اگه بخواهید منکر این شوید به واقع منکر طبیعت و خلقت شده اید مثلا آواز پرندگان ،صدای آبشار و حتی با صوت قرآن را خواندن به گونه ای که حالت موسیقی دارد.البته من کاملا با موسیقی لهو و لعب و راک مخالفم ولی هر موسیقی رو نمی توان حرام دانست.
این یک واقعیت است!

××××
پاسخ:
حرف شما کاملاً متین و درست است؛ اما موضوع سخن در این مطلب، موسیقی حرام است نه مطلق موسیقی. به گمانم قراین کافی برای این مطلب در متن وجود دارد.
به هر حال این تذکر شما باعث می‌شود تصریح کنم به این‌که موضوع این پرسش و پاسخ موسیقی حرام است نه مطلق موسیقی. درباره‌ی رقص هم این‌طور است؛ زیرا رقص هم مثل موسیقی حلال و حرام دارد. به فتوای همه‌ی مراجع رقص زن برای شوهر جایز است و هیچ مفسده‌ای ندارد.
نقل قول کردن

نظر شما چیست؟!


خاطره (تصادفی)

پیامک‌بازی بچه‌ی 19 ماهه!

چند روز پیش مطلع شدم یکی از دوستان طلبه که در اوایل طلبگی در مدرسه‌ی علمیه‌ی بقیة‌الله (ع) در حاجی‌آباد قم با هم هم‌دوره بودیم، دستی در خرید و فروش روغن زیتون دارد و برای دوستان و آشنایان روغن زیتون باکیفیت تهیه می‌کند. شماره‌اش را گرفتم تا مقداری روغن زیتون برای مصرف دارویی سفارش بدهم. به شوخی برایش پیامک زدم:

ـ سلام حاجی، می‌گن شما به طلبه‌های حاجی‌آبادی روغن زیتون صلواتی می‌دین!

جواب زد:

ـ بله آقا! خودتونو معرفی نمی‌کنین؟

ادامه مطلب...

پرسش و پاسخ (تصادفی)

چرا محبت و علاقه بین دو همسر بعد از مدتی کم می‌شود؟ چه کار می‌شود کرد؟

پرسش

وقتی دو نفر ازدواج می‌کنن، اوایل خیلی محبت وعلاقه هستش ولی بعد یه مدت، زندگیشون روال عادی می‌گیره و خیلی از آدم‌ها رو هم می‌شناسم بعد اینکه زندگیشون این‌جور می‌شه، گلایه می‌کنن و می‌گن که اشتباه کردیم ازدواج کردیم و... اینا چجوره؟ چرا این‌جور می‌شه؟ اگه قراره واقعا همه‌ی زندگی‌ها این‌جور باشه، خب خیلی‌ها دیگه ازدواج نخواهند کرد!

الان خیلی از دور و وری‌های من گلایه دارن و همش چیزی می‌شه برمی‌گردن بهم می‌گن زود ازدواج نکنیا و... تو ازدواج چیزی نیست. مجردی راحتتری و از این حرف‌ها.

پاسخ

در پاسخ این سؤال، راز بیستم از مقاله‌ی «۲۰ راز در زندگی مشترک» را یادآور می‌شوم؛ بعد، توضیح تکمیلی را عرض می‌کنم:

«راز بیستم: سردی بعد از محبت

یكی از پیچیدگی‌های روابط زناشویی آن است كه وقتی همه چیز خوب پیش می‌رود و از محبت همسرتان برخوردار هستید، احساس می‌كنید كه از نظر عاطفی از او فاصله گرفته‌اید. گاهی وقت‌ها شما دل‌باخته و شیفته‌ی همسرتان می‌شوید اما بعد تصور می‌كنید كه در حضور او هیچ احساس خاصی ندارید.

این حالت كاملاً متداول و عادی است كه آقا و خانمی كه به شدت یكدیگر را دوست دارند، از یكدیگر ناراحت و منزجر شوند و حتی با هم دعوا كنند. این تغییرات ناگهانی با این كه گیج كننده است، امری عادی و رایج به شمار می‌رود.

مهم این است كه نباید به اشتباه فكر كنیم كه عشق میان ما و همسرمان مرده است.

ادامه مطلب...
ما 115 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا

1003918
امروز543
دیروز870
این هفته543
این ماه22126
مجموع1003918

سلام!

سلام. از بازدیدتان از وب‌سایت محقّر بنده ممنونم!

این وب‌سایت یک سایت جامع و پرمحتوا نیست؛ بلکه یک پل ارتباطی بین من و مخاطبان عزیز به‌منظور دسترسی آسان و دائمی به بنده است. هرچند تلاش می‌کنم گه‌گاه مطالب ارزنده و مفید منتشر کنم ولی فقط در حدی که فرصت داشته باشم و به امر تحصیل و فعالیت علمی‌ام لطمه نزند.

اگر درباره‌ی نوشته‌هایم نظری داشتید، خوشحال می‌شوم نظرتان را در ذیل همان مطلب بیان کنید.

هرگونه نظر و انتقاد و پیشنهاد دیگری اگر داشتید، در بخش «تماس با من» مطرح کنید.

اگر مسأله‌ای هم بود که به نظرتان رسید من می‌توانم در پاسخ‌گویی و راهنمایی به شما کمکی بکنم، در بخش «پرسش و پاسخ» مطرح نمایید.

از خدا برای شما و خودم، آرزوی جسمی سالم، فکری بلند، ایمانی استوار، دلی مَحرم و عاشق، روحی باتقوا، روحیه‌ای پرانگیزه و بانشاط دارم. یا علی!