کانال سایت در پیام‌رسان سروش

سروش @hshadir

در یکی از سال‌هایی که در مدرسه‌ی علمیه‌ی معصومیه بودم (سال 1382) یک روز برای پهن کردن لباس‌های شسته به حیاط خلوت رفتم و متوجه چیزی شدم که قبلاً متوجه نشده بودم. در کف زمین از دل آسفالت علف‌هایی بیرون زده بودند که معلوم بود برای بالا کشیدن خود و برای رسیدن به روشنایی همت زیادی به خرج داده‌اند و زحمت بسیاری کشیده‌اند. اما عجیب‌تر از همه علفی بود که از لوله‌ی دو متری بیرون زده بود!

از یک طرف این علف‌های سخت‌کوش بیرون آمده از آسفالت را با علف‌های آسوده‌ی توی باغ و باغچه مقایسه می‌کردم و از طرف دیگر، این علف بیرون آمده از لوله را با علف‌های بیرون آمده از آسفالت مقایسه می‌کردم:

در آغاز حرکت همه‌ی آن‌ها مسیر دشواری را تا روشنایی پیش رو داشتند و باید لایه‌ی ضخیم آسفالت را از میان برمی‌داشتند؛ اما کار یکی از آن‌ها دشوارتر از بقیه بود. او به‌جای آسفالت، به بتن برخورد کرد و عبور از بتن او را خیلی بیش‌تر به زحمت انداخت. اما او به امید این‌که بعد از عبور از بتن به روشنایی خواهد رسید، سختی‌ها را تحمل کرد و پیش رفت...

تا این‌که از بتن رد شد ولی به جای روشنایی با تاریکی مواجه شد! جا داشت که ناامید شود و به تقدیرش بدوبیراه بگوید و همان‌جا بماند تا عمرش به سرآید؛ ولی او ناامید نشد و به راهش ادامه داد...

رفت و رفت و رفت... ولی تاریکی تمام شدنی نبود...

دیگر نایی برای رفتن نداشت. همه‌ی توانش را جمع کرد و یک قدم دیگر برداشت که ناگهان خود را در روشنایی دید. اطراف را نگاه کرد. دوستانش را ندید. به پایین نگاه کرد؛ دو متر پایین‌تر؛ آری دوستانش هم در روشنایی بودند؛ اما بسیار پایین‌تر از او. او بالاتر از همه بود و کسی مثل او به روشنایی این‌قدر نزدیک نبود. سرش را به سوی آسمان بلند کرد و نفس عمیقی کشید و آرام زمزمه کرد:

هرکه در این بزم مقرب‌تر است          جام بلا بیش‌ترش می‌دهند

این عکس را همان روز گرفته‌ام ولی امروز داشتم آلبوم قدیمی تصاویرم را مرور می‌کردم که این عکس را دیدم و به ذهنم رسید این ماجرا را در بخش خاطرات سایتم منتشر کنم.

می‌توانید این مطلب را در شبکه‌ی اجتماعی خود به اشتراک بگذارید:

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn اشتراک در کلوب اشتراک در افسران

دیدگاه‌ها   

+2 #1 رشتسامان 1394-11-18 16:35
خیـــــــــــــ ـــــــلی جالب بود
چه نکته بینی ظریفی
نقل قول کردن

نظر شما چیست؟!


خاطره (تصادفی)

سلام علیکم

با نام خدا

امروز (82/8/19) نماز ظهر و عصر را پشت سر آيت الله جوادي آملي حفظه الله خواندم. كمي زودتر از وقت رفته بودم. در صف اول جماعت نشسته بودم و مشغول مطالعه بودم. بعد از چند دقيقه حاج آقا از در پشتي تشريف آوردند و جمعيت راه باز كردند و حاج آقا با متانت خاص خود سلام‌كنان جلو آمدند. من به ايشان نزديك نبودم و نمي‌توانستم از نزديك سلام بگويم. حاج آقا از بين صفوف عبور كرده، به جايگاه امام جماعت رسيدند. سر مباركشان را براي سلام دادن به سمت مخالف من برگردانده بودند و پشتشان به من بود. من در دلم خيلي رسمي به ايشان گفتم: «السلام عليكم». ايشان به سمت ما برگشتند و از بين آن‌همه افراد، به من ـ‌كه نسبتاً دور بودم ـ‌نگاه كردند و جواب سلامم را دادند.

صدايشان را نشنيدم ولي عبارت «سلام عليكم» به خوبي از حركت لب‌هايشان مشهود بود. قبلاً چنين كرامتي را درباره‌ي يكي از ائمه عليهم السلام خوانده بودم ولي اين بار با چشم خودم درباره‌ي يكي از شاگردان اهل بيت عليهم السلام مشاهده كردم.

پرسش و پاسخ (تصادفی)

چگونه می‌توانم خودم را بشناسم و بحران هویت را پشت سر بگذارم؟

بسم الله                                                    پرسشگر: خانم، 17 ساله

برای خودشناسی و مدیریت مناسب بحران هویت، باید چند پروژه باز کنید:

1. پروژه‌ی نقاط ضعف و قوت

شما مثل هر کس دیگری نقاط ضعف و قوتی دارید. از جهات مختلف (چهره و اندام، فکر و هوش، اخلاق و روحیات فردی و اجتماعی، احساس و عاطفه، عقیده و آرمان، و...) ضعف‌ها و قوت‌هایی دارید.

ابتدا خودتان یک قلم و کاغذ بردارید و نقاط ضعفتان را از جهات مختلف روی یک برگ کاغذ بنویسید و نقاط قوتتان را در کاغذی دیگر.

بعد چند نفر از خانواده و فامیل و دوستان و آشنایان (اعم از هم‌سن و کوچک‌تر و بزرگ‌تر) که فکر می‌کنید شناخت قابل قبولی روی شما دارند، انتخاب کنید و یک برگه‌ی کاغذ به دستشان بدهید و از آن‌ها بخواهید صادقانه و بدون ملاحظه، چند مورد از بدی‌ها و خوبی‌های شما را بنویسند و به شما بدهند. می‌توانید برای موارد، عدد تعیین کنید؛ مثلاً حداقل سه مورد و حداکثر پنج مورد نقاط ضعف و قوت.

ادامه مطلب...
ما 61 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا

1137621
امروز658
دیروز802
این هفته4619
این ماه15405
مجموع1137621

سلام!

سلام. از بازدیدتان از وب‌سایت محقّر بنده ممنونم!

این وب‌سایت یک سایت جامع و پرمحتوا نیست؛ بلکه یک پل ارتباطی بین من و مخاطبان عزیز به‌منظور دسترسی آسان و دائمی به بنده است. هرچند تلاش می‌کنم گه‌گاه مطالب ارزنده و مفید منتشر کنم ولی فقط در حدی که فرصت داشته باشم و به امر تحصیل و فعالیت علمی‌ام لطمه نزند.

اگر درباره‌ی نوشته‌هایم نظری داشتید، خوشحال می‌شوم نظرتان را در ذیل همان مطلب بیان کنید.

هرگونه نظر و انتقاد و پیشنهاد دیگری اگر داشتید، در بخش «تماس با من» مطرح کنید.

اگر مسأله‌ای هم بود که به نظرتان رسید من می‌توانم در پاسخ‌گویی و راهنمایی به شما کمکی بکنم، در بخش «پرسش و پاسخ» مطرح نمایید.

از خدا برای شما و خودم، آرزوی جسمی سالم، فکری بلند، ایمانی استوار، دلی مَحرم و عاشق، روحی باتقوا، روحیه‌ای پرانگیزه و بانشاط دارم. یا علی!