ردپای من در شبکه‌های اجتماعی

تبیان تبیان               تلگرام تلگرام

با نام خدا

(16/12/1389) همين ديشب در حين كار با اينترنت، چيزي را داشتم جست‌وجو مي‌كردم كه صفحه‌اي توجهم را جلب كرد. با اين‌كه اصلاً خوب نبود (تصاوير بد داشت) ولي خيلي كنجكاو بودم آن صفحه را باز كنم. خيلي تلاش كردم كه توجيهي پيدا كنم براي ديدن آن صفحه ولي نشد كه نشد. آخرش بر كنجكاوي خود غلبه كردم و گفتم: به خاطر امام زمان بي‌خيال مي‌شوم.

نزديك‌هاي صبح بود كه خواب امام خامنه‌اي حفظه الله را ديدم كه به من نگاه مي‌فرمودند. مي‌دانيد كه طبق تعبير معبّران معتبر خواب، تعبير امام خامنه‌اي در خواب، امام زمان عليه السلام است. با طمأنينه‌ي خاصي راه مي‌رفتند. گويا از بيرون شهر به داخل شهر مي‌آمدند.

از خواب كه بيدار شدم خيلي خوشحال شدم و ياد ديشب افتادم. خيلي دوست دارم آمدن از بيروش شهر به درون شهر را به نزديك شدن ظهور حضرت تعبير كنم ولي من كه تعبير خواب بلد نيستم!

می‌توانید این مطلب را در شبکه‌ی اجتماعی خود به اشتراک بگذارید:

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn اشتراک در کلوب اشتراک در افسران

دیدگاه‌ها   

0 #2 گرگانسورپرایز 1395-06-01 20:58
ای وای
من هم خواب امام خمینی رو دیدم .
با پدرم میرفتیم مسجدی که امام خمینی توش نماز میخوند.
یک بار امام در حال رفتن به سمت محراب به من اخم کرد..
متاسفم

اگه تعبیر معبران درست باشه.!!!!
نقل قول کردن
0 #1 تهرانI am a girl! 1395-03-21 20:02
سلام
خانم تون به خاطر این خاطره و این که اول ش دوست داشتین و کنجکاو بودین اون صفحه رو باز کنید، دعواتون نمی کنه؟!
یا این که بگه از کجا معلوم همین یه بار کنجکاو شده باشین؟!

***** پاسخ *****

خانمم چه موضوعیتی داره این‌جا؟! چرا خدا رو نمی‌گین؟! چرا امام زمان رو نمی‌گین؟!
وسوسه‌ی گناه همیشه بوده و هست. همیشه باید مراقب بود.
الهی لاتَکِلنی الی نفسی طَرفَةَ عینٍ ابدًا
خدایا مرا چشم به هم زدنی به خودم وامگذار!
نقل قول کردن

نظر شما چیست؟!


خاطره (تصادفی)

20 دقیقه سر کار

با نام خدا

همان سالي بود كه براي حفظ قرآن مرخصي تحصيلي گرفته بودم (و هيچ‌گاه موفق به حفظ كل قرآن نشدم)؛ مادرم هم نزد من بود. چند روزي را براي زيارت به قم آمده بود. روزي با هم روانه‌ي حرم شديم. به در حرم كه رسيديم طبق رسم معمول براي عرض سلام چند لحظه‌اي مكث كرديم. من احساس كردم كه مادرم مي‌خواهد بيش‌تر بماند. گويا در دل حرف‌هايي داشت كه مي‌خواست در همان آغاز ورود بگويد؛ لذا هيچ عجله‌اي نكردم و كاملاً خونسرد ايستاده بودم و منتظر اولين حركت مادرم بودم كه وارد حرم شويم.

حدود بيست دقيقه گذشت ولي خبري نشد. در پايان مادرم گفت: نمي‌خواهي برويم داخل؟ گفتم: من منتظر شما هستم. گفت: من هم منتظر تو هستم. معلوم شد كه جفتمان سر كار بوده‌ايم!

پرسش و پاسخ (تصادفی)

چگونه لذت گناه را از دلم بیرون کنم؟

پرسش:

حاج آقا، لذت گناه رو چه‌طور می‌تونیم از دلمون بیرون کنیم؟ بعضی چیزها هستند که می‌دونیم خوب نیست، احتمال داره گمراهمون کنه، که سعی می‌کنیم ازش دور باشیم؛ ولی اگه دقت کنیم می‌بینیم که همون شور و علاقه باز هم هست تو دلمون و اصلاً کم نشده!

پاسخ:

در مرحله‌ی اول، وجود لذت گناه در دل ما اصلاً چیز بدی نیست و اصلاً لازم نیست دغدغه‌ی بیرون کردن لذت گناه از دل را داشته باشیم. اگر لذت گناهی در دل نداشته باشیم که ما را به سوی خود جذب کند، دیگر جهاد با نفس معنا نخواهد داشت؛ دیگر مجالی برای امتحان وجود نخواهد داشت؛ درحالی‌که برای رشد و تعالی انسان، جهاد و امتحان دو امر ضروری است.

ادامه مطلب...
ما 122 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا

1003918
امروز543
دیروز870
این هفته543
این ماه22126
مجموع1003918

سلام!

سلام. از بازدیدتان از وب‌سایت محقّر بنده ممنونم!

این وب‌سایت یک سایت جامع و پرمحتوا نیست؛ بلکه یک پل ارتباطی بین من و مخاطبان عزیز به‌منظور دسترسی آسان و دائمی به بنده است. هرچند تلاش می‌کنم گه‌گاه مطالب ارزنده و مفید منتشر کنم ولی فقط در حدی که فرصت داشته باشم و به امر تحصیل و فعالیت علمی‌ام لطمه نزند.

اگر درباره‌ی نوشته‌هایم نظری داشتید، خوشحال می‌شوم نظرتان را در ذیل همان مطلب بیان کنید.

هرگونه نظر و انتقاد و پیشنهاد دیگری اگر داشتید، در بخش «تماس با من» مطرح کنید.

اگر مسأله‌ای هم بود که به نظرتان رسید من می‌توانم در پاسخ‌گویی و راهنمایی به شما کمکی بکنم، در بخش «پرسش و پاسخ» مطرح نمایید.

از خدا برای شما و خودم، آرزوی جسمی سالم، فکری بلند، ایمانی استوار، دلی مَحرم و عاشق، روحی باتقوا، روحیه‌ای پرانگیزه و بانشاط دارم. یا علی!