کانال سایت در پیام‌رسان سروش

سروش @hshadir

با نام خدا

(بهار 1387) از پياده‌رو مي‌رفتم و اميرمهدي هم بغلم بود. مردي ميان‌سال در كنار من راه مي‌رفت و با خود چيزهايي مي‌گفت. به طرف من برگشت و گفت:

زمانه‌ي بدي شده. مردم بد شده‌اند. از خدا نمي‌ترسند. منو اذيت مي‌كنند. من از خدا مي‌ترسم...

از حرف‌هايش معلوم بود كمي شيرين عقل است. گفتم: اين دنيا همش همينه؛ خوب و بد قاطي‌اند. زشت و زيبا با هم قاطي شده‌اند. ولي همش كه اين دنيا نيست. ان‌شاءالله روز قيامت خدا حساب همه رو مي‌رسه. اون جا خوب و بد از هم جدا مي‌شن...

خيلي ذوق زده و متعجب پرسيد: مردونه؟! گفتم: آره و كمي ديگر در مورد قيامت و آخرت برايش توضيح دادم. انگار خبر خيلي جالبي شنيده باشد گل از گلش شكفت و با لبخند و خوشحالي گفت: تو منو با اين حرف‌ها خوشحال كردي. تو منو دوست داري!

می‌توانید این مطلب را در شبکه‌ی اجتماعی خود به اشتراک بگذارید:

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn اشتراک در کلوب اشتراک در افسران

نظر شما چیست؟!


خاطره (تصادفی)

اف بی آی

با نام خدا

(پاييز 1389) يك روز در خانه (قم) مشغول مشاوره‌ي پيامكي با يكي از دانش‌آموزان خلخال بودم كه گوشي زنگ زد. برداشتم ديدم آقاي اف بی آی، یکی از مسؤولان فرهنگي سپاه خلخال و مسؤول هيأت رزمندگان خلخال است. بي‌سلام و عليك گفت: آقا تو چرا تو سايت ما اين چرت و پرت‌ها را نوشته‌اي؟! بعد از احوال‌پرسي پرسيدم: كدوم سايت؟ گفت: سايت هيأت رزمندگان خلخال. گفتم: عجب! سايتتون هك شده؟ به جان خودم من خبر ندارم. گفت: تو خودت اين كار رو كردي! گفتم: من اصلاً آدرس سايت شما رو بلد نيستم. آدرسش چيه؟ گفت: نمي‌دونم. من اين‌جا مي‌نويسم: «هيأت رزمندگان اسلام خلخال» اين صفحه مي‌ياد. شروع كرد به خواندن مطالبي كه درباره‌ي برنامه‌ي دعاي ندبه و همكاري مؤسسه‌ي هدا و هيأت رزمندگان خلخال و از اين حرفا بود.

ادامه مطلب...

پرسش و پاسخ (تصادفی)

توبه برای گناهی وحشتناک!

پرسش

من يه دختر 17 ساله هستم. يک ماهه که تغيير مسير داده‌ام و مي‌خوام يکي از بنده‌هاي خوب خدا باشم ولي گذشته‌م نااميدم مي‌کنه. احساس مي‌کنم هيچ‌وقت بخشيده نخواهم شد و انگار جزء اشقيا هستم.

من دختر خوبي بودم. هيچ مشکلي نداشتم؛ ولي به دليل کم‌بود محبت دچار انحراف اخلاقي شدم و تا جاهاي خيلي بدي پيش رفتم (برقراري رابطه‌ي جنسي با جنس مخالف). ولي حالا مدتي است که دلم مي‌خواد همون آدم قبلي بشم.

پدر و مادر من هردو تحصيل کرده هستن. صبح تا شب مادرم به مطب مي‌ره و پدرم به دانشگاه. پدرم بعد از اول راهنمايي ديگه بهم توجهي نمي‌کرد. فقط در حد سلام و خداحافظي با من حرف مي‌زد. من دختر بدي نبودم. همه‌ش به خاطر دوستمه. درسته که خودمم مقصر هستم ولي اون اين چيزا رو به من ياد داد. نمي‌دونستم با چه عفريته‌اي دارم دوستي مي‌کنم. منو با خودش مي‌برد سر قرارش با آدماي کثيف.

انحراف من از چت کردن شروع شد. اولين گناه من نتيجه‌ي اولين چت من بود. ديگه خسته شدم. به اين نتيجه رسيدم که گناه و بي‌عفتي عاقبتي جز پشيموني و بدبختي نداره. لطفاً کمکم کنيد. من جواب همسر و فرزندان آينده‌مو چي بدم؟! مي‌خوام برگردم به حالت عصمت و پاکي چند سال پيشم، مي‌شه؟ يا ننگ اين گناه تا ابد بر پيشاني من خواهد بود؟!

پاسخ

ادامه مطلب...
ما 80 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا

1088015
امروز113
دیروز807
این هفته113
این ماه23492
مجموع1088015

سلام!

سلام. از بازدیدتان از وب‌سایت محقّر بنده ممنونم!

این وب‌سایت یک سایت جامع و پرمحتوا نیست؛ بلکه یک پل ارتباطی بین من و مخاطبان عزیز به‌منظور دسترسی آسان و دائمی به بنده است. هرچند تلاش می‌کنم گه‌گاه مطالب ارزنده و مفید منتشر کنم ولی فقط در حدی که فرصت داشته باشم و به امر تحصیل و فعالیت علمی‌ام لطمه نزند.

اگر درباره‌ی نوشته‌هایم نظری داشتید، خوشحال می‌شوم نظرتان را در ذیل همان مطلب بیان کنید.

هرگونه نظر و انتقاد و پیشنهاد دیگری اگر داشتید، در بخش «تماس با من» مطرح کنید.

اگر مسأله‌ای هم بود که به نظرتان رسید من می‌توانم در پاسخ‌گویی و راهنمایی به شما کمکی بکنم، در بخش «پرسش و پاسخ» مطرح نمایید.

از خدا برای شما و خودم، آرزوی جسمی سالم، فکری بلند، ایمانی استوار، دلی مَحرم و عاشق، روحی باتقوا، روحیه‌ای پرانگیزه و بانشاط دارم. یا علی!