کانال سایت در پیام‌رسان سروش

سروش @hshadir

با نام خدا

سال اول يا دوم طلبگيم بود. چند روزي تعطيلي به تورمان خورده بود. من هم مثل بقيه سرم پر از هواي خانه و آغوش گرم خانواده بود؛ ولي جيبم خالي بود.

بين دوراهي رفتن و نرفتن مانده بودم. دلم مي‌گفت: برو؛ ولي جيبم با همه‌ي خالي بودنش مانع مي‌شد. يك روز از ايام تعطيلي گذشته بود و من هنوز نرفته بودم. يك دفعه به خودم آمدم و خطاب به خودم گفتم: اي نادان! پس توكل به خدا چه مي‌شود؟! نشسته‌اي و منتظر پول هستي؟! تو حركت كردي و خدا نداد؟! از تو حركت از خدا پول.

لذا وسايلم را جمع كردم و دل به دريا زدم. با دلي پر از توكل و جيبي پر از خالي زدم به خيابان. سوار ماشين حاجي‌آبادـ‌قم شدم كه مسير آن ده‌دوازده كيلومتر بيش‌تر نيست. به مقصد كه رسيديم با خونسردي تمام دست به جيب بردم ولي همچنان خالي بود. با خود گفتم شايد خدا پول را به جيب ديگرم حواله كرده است؛ لذا جيب ديگرم را بررسي كردم ولي او از جيب اولي خالي‌تر بود. جيب‌هاي ديگر را گشتم همه‌شان شبيه هم بودند.

حسابي كنف شده بودم و از دست خدا ـ‌معاذ الله‌ـ عصباني بودم كه چرا توكل ما را تحويل نگرفته بود. با شرمندگي از راننده جدا شدم و چون توكل خود را بي‌اثر ديدم تصميم گرفتم به حاجي‌آباد برگردم؛ ولي با كدام پول؟!

كيف دستيم را بررسي كردم و دفتري 60 برگ پيدا كردم كه هنوز تازه بود. آن را به مغازه‌اي بردم و ماجرا را برايش شرح كردم. او قبول كرد كه در ازاي دفتر كه بيش‌تر مي‌ارزيد، پول كرايه‌ي مرا بدهد.

آن روز هم گذشت و فردايش رفتم سراغ يكي از رفقا و مقداري پول از او قرض گرفتم و عازم وطن شدم.

بعد از آن ماجرا هر بار كه به ياد آن مي‌افتم، نصف دلم به حال خودم مي‌سوزد و نصف ديگر مي‌خندند.

می‌توانید این مطلب را در شبکه‌ی اجتماعی خود به اشتراک بگذارید:

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn اشتراک در کلوب اشتراک در افسران

نوشتن دیدگاه


خاطره (تصادفی)

عکس بد

با نام خدا

(16/12/1389) همين ديشب در حين كار با اينترنت، چيزي را داشتم جست‌وجو مي‌كردم كه صفحه‌اي توجهم را جلب كرد. با اين‌كه اصلاً خوب نبود (تصاوير بد داشت) ولي خيلي كنجكاو بودم آن صفحه را باز كنم. خيلي تلاش كردم كه توجيهي پيدا كنم براي ديدن آن صفحه ولي نشد كه نشد. آخرش بر كنجكاوي خود غلبه كردم و گفتم: به خاطر امام زمان بي‌خيال مي‌شوم.

نزديك‌هاي صبح بود كه خواب امام خامنه‌اي حفظه الله را ديدم كه به من نگاه مي‌فرمودند. مي‌دانيد كه طبق تعبير معبّران معتبر خواب، تعبير امام خامنه‌اي در خواب، امام زمان عليه السلام است. با طمأنينه‌ي خاصي راه مي‌رفتند. گويا از بيرون شهر به داخل شهر مي‌آمدند.

ادامه مطلب...

پرسش و پاسخ (تصادفی)

چگونه عصبانیت خود را کنترل کنم؟

پرسش

ببخشید حاج اقا من یه خورده اخلاقم بده. وقتی دعوام می‌شه با کسی، اگه شدید باشه نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم. جدیدًا با دوستم دعوام شد، یه لحظه کنترلم از دستم رفت، رفتم که بزنمش، این کارم کردم، دوستم جلومو گرفت. اصلاً نمی‌تونم خودمو کنترل کنم. به شدت عصبی و حساسم. بعد اون اون‌قدر پشیمون شدم که دوست داشتم بزنم خودمو بکشم. تا چند ساعت گریه کردم. واقعاً حالم بد می‌شه از کار خودم. اگه می‌شه یه راهی چیزی بگید.

پاسخ

خشم و غضب و عصبانیت یک واکنش روحی و یک نیروی تدافعی است که خدای حکیم در وجود همه‌ی انسان‌ها نهاده است. خشم یک نیرو و انرژی است که خودش قدرت تشخیص خوب و بد را ندارد. مانند نیروی الکتریسیته که خودش قدرت تشخیص ندارد؛ بلکه این انسان است که به کاربرد آن جهت می‌دهد و آن را در کار مفید یا مضر به کار می‌گیرد. خشم نیز چنین است. اگر خشم انسان تحت فرمان عقل فعالیت کند، نتایج خوبی در پی خواهد داشت؛ ولی اگر تحت فرمان نفس امّاره قرار بگیرد، جز صدمه و آسیب ثمری در پی نخواهد داشت.

خشم را نباید سرکوب و نابود کرد؛ چه این‌که چنین کاری اصلاً شدنی نیست. کاری که از یک انسان خوب و مؤمن انتظار می‌رود این است که خشمش را کنترل کند و در جهت درست به کار بگیرد.

برای کنترل خشم، سه راهکار اساسی و بنیادین معرفی می‌کنم و شش راهکار کاربردی.

ادامه مطلب...
ما 32 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

اللهمَّ احفَظ لنَا الامامَ الخامنه‌ای و بِیَدِهِ سَلِّمِ الامامَ المهدیَّ رایَةَ الاسلامِ و الثَّورَةِ بِاَعیُنِنا و بِنَصرِنا؛ خدایا امام خامنه‌ای را حفظ بفرما و با دست او پرچم اسلام و انقلاب را به دست امام مهدی برسان، در برابر چشمان ما و با یاری ما!

1194021
امروز367
دیروز1265
این هفته2984
این ماه19913
مجموع1194021

سلام!

سلام. از بازدیدتان از وب‌سایت محقّر بنده ممنونم!

این وب‌سایت یک سایت جامع و پرمحتوا نیست؛ بلکه یک پل ارتباطی بین من و مخاطبان عزیز به‌منظور دسترسی آسان و دائمی به بنده است. هرچند تلاش می‌کنم گه‌گاه مطالب ارزنده و مفید منتشر کنم ولی فقط در حدی که فرصت داشته باشم و به امر تحصیل و فعالیت علمی‌ام لطمه نزند.

اگر درباره‌ی نوشته‌هایم نظری داشتید، خوشحال می‌شوم نظرتان را در ذیل همان مطلب بیان کنید.

هرگونه نظر و انتقاد و پیشنهاد دیگری اگر داشتید، در بخش «تماس با من» مطرح کنید.

اگر مسأله‌ای هم بود که به نظرتان رسید من می‌توانم در پاسخ‌گویی و راهنمایی به شما کمکی بکنم، در بخش «پرسش و پاسخ» مطرح نمایید.

از خدا برای شما و خودم، آرزوی جسمی سالم، فکری بلند، ایمانی استوار، دلی مَحرم و عاشق، روحی باتقوا، روحیه‌ای پرانگیزه و بانشاط دارم. یا علی!