ردپای من در شبکه‌های اجتماعی

تبیان تبیان               تلگرام تلگرام

با نام خدا
صبح يكي از روزهاي سال پنجم طلبگيم بود. مي‌خواستم از منزل روانه‌ي مدرسه بشوم. دست در جيب خود كردم ديدم جز يك سكه‌ي 25 توماني بيش‌تر ندارم كه حتي كرايه‌ي تاكسي هم نمي‌شد. گفتم: خدايا، من اين را صدقه مي‌دهم تو هم به من لااقل كرايه‌ي تاكسي بده. سكه را به صندوق صدقات انداختم و بعد از آن گرمكن پوشيدم كه راهي مدرسه شوم. دست كردم در جيب گرمكن و احساس كردم توي جيبم اسكناسي هست. درآوردم ديدم 250 تومان است. براي چندمين بار بود كه به حقيقت «من جاء بالحسنة فله عشر امثالها؛ هركه كار خوبي انجام بدهد ما ده‌برابر به او پاداش مي‌دهيم» پي مي‌بردم.

می‌توانید این مطلب را در شبکه‌ی اجتماعی خود به اشتراک بگذارید:

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn اشتراک در کلوب اشتراک در افسران

دیدگاه‌ها   

+1 #1 زنجانرستمی 1392-10-03 17:43
سلام كارخداهمينه،همي شه ازجايى گره هاروبازميكنه كه به فكركسی نميرسه.وهميشه به وعده اش عمل ميكنه.التماس دعا.
نقل قول کردن

نظر شما چیست؟!


خاطره (تصادفی)

دخترخانم سرلخت!

بسم الله

در ایام دهه‌ی فجر ۱۳۹۵ برای برنامه‌ی تبلیغ دانش‌آموزی از طرف اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان، به رشت دعوت شده بودم. محل اسکانم خانه‌ی معلم بود. برای صرف غذا به رستوران خانه‌ی معلم رفته بودم و برای کاری، کنار در ورودی رستوران، مقابل پیش‌خوان منتظر بودم که دیدم خانمی با دخترش که ده دوازده ساله بود، وارد شدند. مادر چادری نبود ولی حجابش کامل بود؛ اما دخترش کاملاً سرلخت بود و چیزی بر سر نداشت.

از مقابل من عبور کردند و رفتند و پشت میزی نشستند. در آن لحظه‌ی عبور، طبیعتاً فرصت هیچ عکس‌العمل مناسبی ـ از باب نهی از منکر ـ فراهم نبود. کارم تمام شده بود و می‌خواستم از رستوران بروم اما نه با دست خالی! حتماً باید عکس‌العمل مناسبی به این رفتار نادرست نشان می‌دادم. با خود اندیشیدم که چه کنم! به این نتیجه رسیدم که پیامی روی برگه‌ی کاغذی بنویسم و به دست مادر بدهم و بروم.

کاغذی از جیبم درآوردم و روی آن نوشتم:

ادامه مطلب...

پرسش و پاسخ (تصادفی)

توبه برای گناهی وحشتناک!

پرسش

من يه دختر 17 ساله هستم. يک ماهه که تغيير مسير داده‌ام و مي‌خوام يکي از بنده‌هاي خوب خدا باشم ولي گذشته‌م نااميدم مي‌کنه. احساس مي‌کنم هيچ‌وقت بخشيده نخواهم شد و انگار جزء اشقيا هستم.

من دختر خوبي بودم. هيچ مشکلي نداشتم؛ ولي به دليل کم‌بود محبت دچار انحراف اخلاقي شدم و تا جاهاي خيلي بدي پيش رفتم (برقراري رابطه‌ي جنسي با جنس مخالف). ولي حالا مدتي است که دلم مي‌خواد همون آدم قبلي بشم.

پدر و مادر من هردو تحصيل کرده هستن. صبح تا شب مادرم به مطب مي‌ره و پدرم به دانشگاه. پدرم بعد از اول راهنمايي ديگه بهم توجهي نمي‌کرد. فقط در حد سلام و خداحافظي با من حرف مي‌زد. من دختر بدي نبودم. همه‌ش به خاطر دوستمه. درسته که خودمم مقصر هستم ولي اون اين چيزا رو به من ياد داد. نمي‌دونستم با چه عفريته‌اي دارم دوستي مي‌کنم. منو با خودش مي‌برد سر قرارش با آدماي کثيف.

انحراف من از چت کردن شروع شد. اولين گناه من نتيجه‌ي اولين چت من بود. ديگه خسته شدم. به اين نتيجه رسيدم که گناه و بي‌عفتي عاقبتي جز پشيموني و بدبختي نداره. لطفاً کمکم کنيد. من جواب همسر و فرزندان آينده‌مو چي بدم؟! مي‌خوام برگردم به حالت عصمت و پاکي چند سال پيشم، مي‌شه؟ يا ننگ اين گناه تا ابد بر پيشاني من خواهد بود؟!

پاسخ

ادامه مطلب...
ما 25 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا

1003375
امروز870
دیروز863
این هفته6796
این ماه21583
مجموع1003375

سلام!

سلام. از بازدیدتان از وب‌سایت محقّر بنده ممنونم!

این وب‌سایت یک سایت جامع و پرمحتوا نیست؛ بلکه یک پل ارتباطی بین من و مخاطبان عزیز به‌منظور دسترسی آسان و دائمی به بنده است. هرچند تلاش می‌کنم گه‌گاه مطالب ارزنده و مفید منتشر کنم ولی فقط در حدی که فرصت داشته باشم و به امر تحصیل و فعالیت علمی‌ام لطمه نزند.

اگر درباره‌ی نوشته‌هایم نظری داشتید، خوشحال می‌شوم نظرتان را در ذیل همان مطلب بیان کنید.

هرگونه نظر و انتقاد و پیشنهاد دیگری اگر داشتید، در بخش «تماس با من» مطرح کنید.

اگر مسأله‌ای هم بود که به نظرتان رسید من می‌توانم در پاسخ‌گویی و راهنمایی به شما کمکی بکنم، در بخش «پرسش و پاسخ» مطرح نمایید.

از خدا برای شما و خودم، آرزوی جسمی سالم، فکری بلند، ایمانی استوار، دلی مَحرم و عاشق، روحی باتقوا، روحیه‌ای پرانگیزه و بانشاط دارم. یا علی!