کانال سایت در پیام‌رسان سروش

سروش @hshadir

ریشبسم الله

می‌گویند: «گر ریش بود نشان اسلام، بزغاله بود حجت الاسلام»

این بیت بی‌ادبانه و توهین‌آمیز دو پیام می‌تواند داشته باشد که یکی حق است و دیگری نادرست.

پیام حق این است که ریش و ظاهر مؤمنانه اساس اسلام نیست و کسی نباید خیال کند اگر ظاهر چهره و پوشش خود را اسلامی کرد، دیگر یک مسلمان واقعی است؛ بلکه باید باطن و درونش را نیز اسلامی کند و بکوشد تا باورها و اخلاق و فضایل و روحیات درونی اسلام را نیز در درونش به دست آورد.

پیام نادرستی که ممکن است از این بیت به دست آید این است که چون ریش نشان اسلام حقیقی نیست، پس چه ریش بگذاری چه نگذاری، فرقی به حالت نمی‌کند؛ به‌جای ریش گذاشتن، برو و اخلاق و رفتارت را درست کن و حقیقت اسلام را دریاب و خودت را اسیر این ظواهر نکن!

متأسفانه گه‌گاه شنیده می‌شود که برخی از مذهبی‌ها نیز با این بهانه که ریش نشان اسلام نیست، صورت خود را می‌تراشند. چند روز پیش در یک نهاد ارزشی، آقایی متدین که صورتش را تراشیده بود، برای توجیه کار زشت خود به این بیت متوسل شده بود و انگار کشف تازه‌ای کرده باشد، گناه خود را در پشت این شعر پنهان می‌کرد. (مشاهده‌ی همین صحنه بهانه‌ی تحریر این یادداشت شد)

آری تراشیدن ریش (از ته زدن آن) حرام است و هیچ‌یک از مراجع تقلید اجازه‌ی چنین کاری را نداده‌اند. بله، بعضی از مراجع مثل امام خامنه‌ای در بیان حرمت تراشیدن ریش احتیاط می‌کنند؛ اما این احتیاط، واجب است، نه مستحب و از نظر نتیجه فرقی با فتوای حرمت ندارد؛ مگر این‌که مرجعی شایسته‌ی تقلید یافت شود که به جواز تراشیدن ریش فتوا داده باشد و مقلد مرجعی که احتیاط واجب کرده، در این حکم خاص از مرجع خود عدول کند و از مرجعی که احتیاط نکرده و فتوای صریح داده، تقلید کند. حقیقت این است که در این مسأله (تراشیدن ریش) چنین مرجعی وجود ندارد و همه‌ی مقلدانی که مرجعشان تراشیدن ریش را بنا بر احتیاط واجب حرام اعلام کرده است، تراشیدن ریش برایشان حرام است و چاره‌ای جز عمل به این احتیاط ندارند. خلاصه این‌که احتیاط واجب بودن ریش گذاشتن در نظر برخی مراجع تقلید، خللی در حرام بودن تراشیدن آن ایجاد نمی‌کند و باعث نمی‌شود که درباره‌ی این حکم سهل‌انگاری شود.

در پاسخ کسانی که می‌گویند: «گر ریش بود نشان اسلام، بزغاله بود حجت الاسلام» و با این حجت، ریش خود را می‌تراشند، باید گفت:

ریش نشان و سمبل اسلام است؛ اما نه از نشانه‌ها و سمبل‌های اصلی؛ یعنی درست است که با صرف ریش داشتن یا نداشتن نمی‌توان درباره‌ی مسلمان بودن یا نبودن کسی قضاوت کرد، اما ریش گذاشتن در اسلام واجب است و از ته تراشیدنش حرام است. اگر کسی با آگاهی از این حکم شرعی ریشش را بتراشد، گناه مرتکب شده و به همین اندازه از اسلام فاصله گرفته است.

پاسخ این بیت اغواگر را اگر با زبان شعر بدهیم، چنین می‌شود:

ریش ار نَبُوَد نشـــــــــان اســـلام

پس داشتنـــــــش چرا شد الـزام؟!

*****

ریش است نشان ولی نه هر ریش

انوار شــــــرف، نه پشم درویش!

*****

ریشی  اگر  از ریــــــا و پُز  بود

آن، ریــش نبود و مـوی بـــز بود

*****

گر  لایـــــــق  ریشی  ای  بـرادر

هم‌چــهره شـــو با آل پیمبر (ص)

می‌توانید این مطلب را در شبکه‌ی اجتماعی خود به اشتراک بگذارید:

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn اشتراک در کلوب اشتراک در افسران

نظر شما چیست؟!


خاطره (تصادفی)

دخترخانم سرلخت!

بسم الله

در ایام دهه‌ی فجر ۱۳۹۵ برای برنامه‌ی تبلیغ دانش‌آموزی از طرف اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان، به رشت دعوت شده بودم. محل اسکانم خانه‌ی معلم بود. برای صرف غذا به رستوران خانه‌ی معلم رفته بودم و برای کاری، کنار در ورودی رستوران، مقابل پیش‌خوان منتظر بودم که دیدم خانمی با دخترش که ده دوازده ساله بود، وارد شدند. مادر چادری نبود ولی حجابش کامل بود؛ اما دخترش کاملاً سرلخت بود و چیزی بر سر نداشت.

از مقابل من عبور کردند و رفتند و پشت میزی نشستند. در آن لحظه‌ی عبور، طبیعتاً فرصت هیچ عکس‌العمل مناسبی ـ از باب نهی از منکر ـ فراهم نبود. کارم تمام شده بود و می‌خواستم از رستوران بروم اما نه با دست خالی! حتماً باید عکس‌العمل مناسبی به این رفتار نادرست نشان می‌دادم. با خود اندیشیدم که چه کنم! به این نتیجه رسیدم که پیامی روی برگه‌ی کاغذی بنویسم و به دست مادر بدهم و بروم.

کاغذی از جیبم درآوردم و روی آن نوشتم:

ادامه مطلب...

پرسش و پاسخ (تصادفی)

توبه برای گناهی وحشتناک!

پرسش

من يه دختر 17 ساله هستم. يک ماهه که تغيير مسير داده‌ام و مي‌خوام يکي از بنده‌هاي خوب خدا باشم ولي گذشته‌م نااميدم مي‌کنه. احساس مي‌کنم هيچ‌وقت بخشيده نخواهم شد و انگار جزء اشقيا هستم.

من دختر خوبي بودم. هيچ مشکلي نداشتم؛ ولي به دليل کم‌بود محبت دچار انحراف اخلاقي شدم و تا جاهاي خيلي بدي پيش رفتم (برقراري رابطه‌ي جنسي با جنس مخالف). ولي حالا مدتي است که دلم مي‌خواد همون آدم قبلي بشم.

پدر و مادر من هردو تحصيل کرده هستن. صبح تا شب مادرم به مطب مي‌ره و پدرم به دانشگاه. پدرم بعد از اول راهنمايي ديگه بهم توجهي نمي‌کرد. فقط در حد سلام و خداحافظي با من حرف مي‌زد. من دختر بدي نبودم. همه‌ش به خاطر دوستمه. درسته که خودمم مقصر هستم ولي اون اين چيزا رو به من ياد داد. نمي‌دونستم با چه عفريته‌اي دارم دوستي مي‌کنم. منو با خودش مي‌برد سر قرارش با آدماي کثيف.

انحراف من از چت کردن شروع شد. اولين گناه من نتيجه‌ي اولين چت من بود. ديگه خسته شدم. به اين نتيجه رسيدم که گناه و بي‌عفتي عاقبتي جز پشيموني و بدبختي نداره. لطفاً کمکم کنيد. من جواب همسر و فرزندان آينده‌مو چي بدم؟! مي‌خوام برگردم به حالت عصمت و پاکي چند سال پيشم، مي‌شه؟ يا ننگ اين گناه تا ابد بر پيشاني من خواهد بود؟!

پاسخ

ادامه مطلب...
ما 60 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا

1088010
امروز108
دیروز807
این هفته108
این ماه23487
مجموع1088010

سلام!

سلام. از بازدیدتان از وب‌سایت محقّر بنده ممنونم!

این وب‌سایت یک سایت جامع و پرمحتوا نیست؛ بلکه یک پل ارتباطی بین من و مخاطبان عزیز به‌منظور دسترسی آسان و دائمی به بنده است. هرچند تلاش می‌کنم گه‌گاه مطالب ارزنده و مفید منتشر کنم ولی فقط در حدی که فرصت داشته باشم و به امر تحصیل و فعالیت علمی‌ام لطمه نزند.

اگر درباره‌ی نوشته‌هایم نظری داشتید، خوشحال می‌شوم نظرتان را در ذیل همان مطلب بیان کنید.

هرگونه نظر و انتقاد و پیشنهاد دیگری اگر داشتید، در بخش «تماس با من» مطرح کنید.

اگر مسأله‌ای هم بود که به نظرتان رسید من می‌توانم در پاسخ‌گویی و راهنمایی به شما کمکی بکنم، در بخش «پرسش و پاسخ» مطرح نمایید.

از خدا برای شما و خودم، آرزوی جسمی سالم، فکری بلند، ایمانی استوار، دلی مَحرم و عاشق، روحی باتقوا، روحیه‌ای پرانگیزه و بانشاط دارم. یا علی!