ردپای من در شبکه‌های اجتماعی

تبیان تبیان               تلگرام تلگرام

کودک فقیر در حال خوردن نان خالیبسم الله

امروز صبح بعد از صرف صبحانه چشمم به اضافات نانی افتاد که کنار سفره ریخته بودم و به ذهنم رسید که مطلبی در این باره بنویسم.

اگر به این خرده‌های سوخته در تصویر زیر خوب دقت کنید، خواهید دید که دیگر این‌ها حتا برای حیوانات نیز قابل استفاده نیستند. وقت‌هایی که من سفره را جمع می‌کنم، این اضافات را توی سطل آشغال می‌ریزم، نه در ظرف نان خشک؛ زیرا این‌ها نه تنها نان خشک نیستند، بلکه اصلاً نان نیستند؛ نه حرمت دارند و نه مصرف غذایی برای حیوانات.

من و خانواده‌ام همیشه نان را به این صورت مصرف می‌کنیم و تا جایی که کیفیت نان اجازه بدهد، نمی‌گذاریم چیزی از آن باقی بماند و جز تکه‌های سوخته بقیه را مصرف می‌کنیم. ظرف نان خشک ما یک ظرف ماست کوچک است که ماه‌ها می‌گذرد و پر نمی‌شود.

متأسفانه فرهنگ ما درباره‌ی مصرف مواد غذایی با فرهنگ اصیل اسلامی خیلی فاصله دارد و اسراف فراوانی در آن دیده می‌شود. در خانواده‌هایی دیده می‌شود که نان تهیه شده، بعد از این‌که تازگی خود را از دست می‌دهد، خیلی راحت و به عنوان نان خشک دور ریخته می‌شود. گمان می‌کنند همین که این‌ها را به عنوان نان خشک جمع می‌کنند و به مصارف دیگری می‌رسانند، دیگر اسراف نیست!

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: کم‌ترین اندازه‌ی اسراف، دور ریختن ته‌مانده؛ و پوشیدن لباس بیرون در خانه؛ و دور انداختن هسته است. (میزان‌الحکمه، باب اسراف)

می‌توانید این مطلب را در شبکه‌ی اجتماعی خود به اشتراک بگذارید:

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn اشتراک در کلوب اشتراک در افسران

نظر شما چیست؟!


خاطره (تصادفی)

یا فاطمةُ الزهراء

با نام خدا

سالي كه در مدرسه‌ي علميه‌ي جعفريه‌ي خلخال مشغول تحصيل بودم (بهتر است بگويم مشغول وقت‌گذراني بودم) هنوز حال و هواي جواني در سرم بود. يادم هست يك روز دور از چشم پدرم موتورش را برداشته بودم و با آن حال مي‌كردم. در گيرودار موتور سواري دسته‌كليدم كه كليد حجره هم در بين كليدها بود گم شد. عصر جمعه بود و فرداي آن روز يعني شنبه، بايد به مدرسه مي‌رفتم. هم‌اتاقيم هم كليد نداشت. مانده بودم كه چه‌كار كنم. از كار خودم (موتورسواري بي‌اجازه) بدم آمده بود و به خودم بدوبيراه مي‌گفتم.

خدا مي‌داند چه‌قدر دنبال كليد گشتم؛ ولي خبري نشد. وقتي هوا حسابي تاريك شد و من از پيدا كردن آن نااميد شدم، مأيوسانه به خانه برگشتم و شام خورده نخورده گرفتم خوابيدم.

ادامه مطلب...

پرسش و پاسخ (تصادفی)

آیا عبارت «اکفیانی فانکما کافیان» در دعای فرج کفر نیست؟!

پرسش:

وهابی‌ها شبهه‌ای را مطرح می‌کنند که ذهنم را درگیر کرده و دنبال جواب قانع کننده‌ای هستم. در دعای فرج این‌که گفته می‌شود: «یا محمد یا علی یا علی یا محمد اکفیانی فانکما کافیان و انصرانی فانکما ناصران» کفر نیست؟ چون ما پیامبر و امیرالمؤمنین را برای اجابت دعای خودمان کافی می‌دانیم.

پاسخ:

وقتی شما به همسرتان یا پدر یا مادرتان یا هرکس دیگری می‌گویید: «من تو را از همه بیش‌تر دوست دارم!» آیا مرتکب کفر شده‌اید؟! آیا کسی که به او این سخن را می‌گویید حق دارد تعجب کند و بپرسد: «یعنی مرا از خدا هم بیش‌تر دوست داری؟!» اگر چنین حرفی بزند، شما به او نمی‌خندید؟!

ادامه مطلب...
ما 55 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا

1003916
امروز541
دیروز870
این هفته541
این ماه22124
مجموع1003916

سلام!

سلام. از بازدیدتان از وب‌سایت محقّر بنده ممنونم!

این وب‌سایت یک سایت جامع و پرمحتوا نیست؛ بلکه یک پل ارتباطی بین من و مخاطبان عزیز به‌منظور دسترسی آسان و دائمی به بنده است. هرچند تلاش می‌کنم گه‌گاه مطالب ارزنده و مفید منتشر کنم ولی فقط در حدی که فرصت داشته باشم و به امر تحصیل و فعالیت علمی‌ام لطمه نزند.

اگر درباره‌ی نوشته‌هایم نظری داشتید، خوشحال می‌شوم نظرتان را در ذیل همان مطلب بیان کنید.

هرگونه نظر و انتقاد و پیشنهاد دیگری اگر داشتید، در بخش «تماس با من» مطرح کنید.

اگر مسأله‌ای هم بود که به نظرتان رسید من می‌توانم در پاسخ‌گویی و راهنمایی به شما کمکی بکنم، در بخش «پرسش و پاسخ» مطرح نمایید.

از خدا برای شما و خودم، آرزوی جسمی سالم، فکری بلند، ایمانی استوار، دلی مَحرم و عاشق، روحی باتقوا، روحیه‌ای پرانگیزه و بانشاط دارم. یا علی!