کانال سایت در پیام‌رسان سروش

سروش @hshadir

با نام خدا

یکی از دعاهای معروف که در سحرهای ماه مبارک رمضان گوش و جان ما را می‌نوازد، دعای سحر است. اللهم اِنّي اَسأَلُكَ مِن بَهائِك بِاَبْهاهُ و كُلُّ بَهائِكَ بَهيءٌ اللهم اِنّي اَسأَلُكَ بِبَهائِكَ كُلِّهِ. این دعای زیبا، يك شکل و قالب سه فقره‌اي دارد كه اين قالب در كل دعا ثابت است و اسماء و صفات مختلف الهي در اين قالب زيبا جاي مي‌گيرند و به اين دعا شكل و حالت خاصي مي‌بخشند.

اين قالب چنين است:

اللهم اِنّي اَسأَلُكَ مِن ... (یکی از صفات خدا) بِاَفضَلِهِ؛

و كُلُّ ... (صفت مذکور) فاضِل؛

اللهم اِنّي اَسأَلُكَ بِـ ... (صفت مذکور) كُلِّهِ.

در تفسر و تبیین این دعا کتاب‌هایی نوشته شده که یکی از معروف‌ترین و بهترین کتاب‌ها، کتاب امام خمینی قدس‌سره است. با این‌که این کتاب از نظر قلم و محتوا سنگین و تخصصی است ولی با این‌حال مطالعه‌ی آن حتی برای کسانی که سطح بالایی ندارند خوب و مفید است.

من در اين‌جا فقط به بخشي از شرح دعاي سحر امام كه بيانگر تفسير اين هيأت و قالب است مي‌پردازم.

از نظر نحوی «من بهائك» متعلق است به «ابهاه» و «بابهاه» متعلق است به «اسألك»؛ يعني اللهم اني اسألك بابهي من بهائك. و حرف «باء» حرف قسم است.

مسؤول و مورد سؤال در اين فقرات چيست؟

بعضي آن را مجرور «با» مي‌دانند كه در این صورت قاعدتاً بايد «با» زائده باشد ولي امام (ره) مسؤول را محذوف مي‌داند كه با مُقسمٌ‌به (عنوانی که به آن قسم یاد می‌شود) مي‌توان به آن پي‌برد. مثل وقتي كه ما خدا را با نام خاصي مثل «رازق»، «كاشف الكرب» و مانند آن صدا مي‌كنيم، انتخاب اين نام‌ها از بين نام‌هاي خداوند به خواسته و نياز ما اشعار و اشاره دارد؛ مثلاً وقتي ما خداوند را با نام «رازق» مي‌خوانيم، تلويحاً اين را مي‌رسانيم كه حاجت و خواسته‌ي ما از خداوند، رزق و روزي است.

همين‌طور در اين دعا وقتي خدا را مي‌خوانيم و او را به چيزي قسم مي‌دهيم و خواسته‌ي خود را نمي‌گوييم، مقسمٌ به (چیزی که به آن قسم می‌خوریم) به خواسته و حاجت ما اشعار دارد و مي‌تواند بيانگر آن باشد و همين اشاره‌ي ظريف مي‌تواند جايگزين تصريح به خواسته باشد.

امام (ره) درباره‌ي اين كه مسؤول محذوف چيست، از استاد خود مرحوم شاه‌آبادي سؤال كرده‌اند كه پاسخ ايشان در پايان مي‌آيد.

سپس امام (ره) درباره‌ي ترتيب فقرات دعا كه در طول دعا نظم خاصي دارد مي‌فرمايند: هنگامي كه سالك به حضرت الهيّه (یکی از مقامات عرفانی) مي‌رسد و با چشم بصيرت حضرت واحديّت را مشاهده مي‌كند و ربّش با تجلّيات اسماء و صفات برايش تجلّي مي‌كند، او متوجه مي‌شود كه بعضي از اين اسماء و صفات، محيط و بعضي ديگر محاطند. بعضي فضيلت دارند و بعضي ديگر افضلند. در اين هنگام از پروردگارش درخواست مي‌كند و او را به ابهي و اجمل و اشرف و اكمل صفات و اسماء و آيات قسم مي‌دهد.

در مرحله‌ي بعد هنگامي كه از حضرت الهيه عبور مي‌كند و به حضرت احديت جمعي (یکی از مقامات عرفانی) مي‌رسد كه حضرات در آن مستهلك هستند و تَعَيُّنات و تكثرات در آن فاني‌اند و خداوند با مالكيت مطلقِ «لمن الملك اليوم لله الواحد القهار» بر او تجلّي مي‌كند، در اين مقام ديگر خبري از سؤال و مسؤول و سائل نيست؛ اين حالت سُكر و هَيمان و دَهشَت و اضطرابي است كه از ديدن يك‌باره‌ي جمال محبوب حاصل مي‌شود.

چون با توفيق الهي از اين هيمان و دهشت بيرون آمد و بعد از «محو» به «صحو» رسيد، در آن هنگام قدرت بر تمييز و تفرقه پيدا مي‌كند و مي‌بيند آن صفاتي كه در صحو اول با يكديگر متفاوت بودند و بعضي از بعضي ديگر بالاتر بودند، همه‌ي آن‌ها از تجلّيات ذات احدي محض و لمعات جمال نور حقيقي بَحْت هستند. ديگر در اين مقام افضليت و اشرفيت نمي‌بيند؛ بلكه همه را يك شرف و بهاء و جمال و ضياء مي‌بيند و مي‌گويد:

«كل بهائك بهيء و كل شرفك شريف؛‌ اشرفيتي در كار نيست؛ همه‌ي آن‌ها امواج درياي وجود تو است و لَمعه‌هاي نور ذات تو است و همه‌ي آن‌ها با كل متّحد است و همه‌ي آن‌ها همراه ذات است».

پس اثبات تفضيل و برتری بعضی از صفات الهی بر بعضی دیگر، در صحو اول است و نفي آن در صحو دوم كه بعد از محو است.

همه‌ي اين‌ها در صورتي است كه مقصودْ تجليات صفات و اسماء باشد؛ اما اگر منظور تجليات خَلقي و مظاهر حسناي فعلي باشد، در اين صورت منظور از «بهيء» و «ابهي» و «عظيم» و «اعظم»، اولياي خدا است كه بعضي فوق بعض هستند. و بالاترين آن‌ها خاتم الانبيا صلی‌الله‌علیه‌وآله است.

مانند برخي ديگر از روايات و ادعيه كه به اين مطلب تصريح دارد؛ از قبيل:

فرمايش پيامبر (ص): «كُنتُ نَبيًّا و آدمُ بَينَ الماءِ و الطّين؛ من پیامبر بودم درحالی‌که آدم هنوز بین آب و گل بود».

و مثل این فقره‌ی دعای ندبه: «اَينَ بابُ اللهِ الذي مِنهُ يُؤْتي، اَينَ وجهُ اللهِ الذي اليه يَتَوَجَّهُ الاولياءُ، اَينَ السَّبَبُ المُتَّصِلُ بينَ الارضِ و السَّماءِ».

امام از استاد خود پرسیده بود: مسؤول و مورد سؤال در فقرات دعای سحر (اللهم انی اسألک...) چیست؟ آيت الله شاه‌آبادي رحمه‌الله در پاسخ فرموده بودند: مسؤول، رسيدن به مقام اين اسماء است. وقتي مي‌گويد: اللهم اني اسألك من بهائك بابهاه، يعني خدایا من مقام ابهائيت را مي‌خواهم و می‌خواهم از بين تجليات بهائيه به تجلي اَتَمّ، استجلا يابم؛ كه دعايش مستجاب مي‌شود و مستجلي به تجلي اتم مي‌شود. در نتیجه‌ی استجلا به تجلی اتم، مي‌بيند كه همه‌ي تجليات بهائيه در ذات او مستهلكند و تفاوتی بین تجلیات نیست. به این ترتیب، با بیان عبارت «كل بهائك بهيء» مشاهده‌ی خود را توصیف می‌کند. و وقتي به اين مقام مي‌رسد از خدا مي‌خواهد كه هميشه در اين مقام باقي بماند و در آن متمكّن و مستقر باشد؛ لذا از او مي‌خواهد «اللهم اني اسألك ببهائك كله». پس سؤال در مقام اول غير از قسم به اسماء و صفات است و در مقام دوم با قسم به ذات خداوند (ببهائك كله) استقرار در اين مقام را از او مي‌طلبد.

می‌توانید این مطلب را در شبکه‌ی اجتماعی خود به اشتراک بگذارید:

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn اشتراک در کلوب اشتراک در افسران

نوشتن دیدگاه


خاطره (تصادفی)

خدا بیش‌تر از «استخاره» کارایی دارد!

چند روز پیش (19/7/93) سوار تاکسی شدم. راننده جوانی بیست و چند ساله بود. یکی دو دقیقه که گذشت از من که در صندلی جلو نشسته بودم پرسید: «ببخشید حاج آقا، اگه آدم مشروب خورده باشه، استخاره‌ش درست درمیاد؟»

داشتم جواب می‌دادم که «یک باور غلط بین بعضی از مردم وجود داره که فکر می‌کنن وقتی کسی مشروب می‌خوره دیگه تا چهل روز نجسه و نباید نماز بخونه و روزه بگیره و...» که حرفم را قطع کرد و گفت: «اصلاً استخاره درسته؟»

گفتم: «اصل استخاره که درسته ولی...» حرفم را قطع کرد و گفت: «استخاره‌ی اینترنتی چی؟ اون درسته؟ یه سایت‌هایی هست که استخاره می‌کنه و جواب می‌ده خوبه یا بد؛ بعضیا اون قدر پشت‌سر‌هم استخاره می‌کنن تا بالاخره خوب بیاد!»

ادامه مطلب...

پرسش و پاسخ (تصادفی)

هدف آفرینش انسان

پرسش
هدف از آفرینش انسان چیست؟ خدا چرا ما را آفریده است؟

پاسخ

آیا گمان کرده‌اید شما را بیهوده و عبث آفریده‌ایم؟! أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً1

هرچند در دنیای اندیشه‌ی غرب، هستند مکاتبی که حیات انسان و موجودات دیگر را بی‌هدف و سردرگم می‌پندارند؛ ولی بعید است انسان عاقلی پیدا شود که این‌همه ظرافت و نظم و دقت و ارتباط را در عالم خلقت ببیند و بگوید: هدفی پیش روی عالم هستی نیست و حرکت جهان بدون سو و جهت است. وقتی منِ انسان برای کوچک‌ترین کارهایم هدف دارم، چگونه آفرینش خود من می‌تواند بی‌هدف باشد؟!

ادامه مطلب...
ما 54 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

اللهمَّ احفَظ لنَا الامامَ الخامنه‌ای و بِیَدِهِ سَلِّمِ الامامَ المهدیَّ رایَةَ الاسلامِ و الثَّورَةِ بِاَعیُنِنا و بِنَصرِنا؛ خدایا امام خامنه‌ای را حفظ بفرما و با دست او پرچم اسلام و انقلاب را به دست امام مهدی برسان، در برابر چشمان ما و با یاری ما!

1194080
امروز426
دیروز1265
این هفته3043
این ماه19972
مجموع1194080

سلام!

سلام. از بازدیدتان از وب‌سایت محقّر بنده ممنونم!

این وب‌سایت یک سایت جامع و پرمحتوا نیست؛ بلکه یک پل ارتباطی بین من و مخاطبان عزیز به‌منظور دسترسی آسان و دائمی به بنده است. هرچند تلاش می‌کنم گه‌گاه مطالب ارزنده و مفید منتشر کنم ولی فقط در حدی که فرصت داشته باشم و به امر تحصیل و فعالیت علمی‌ام لطمه نزند.

اگر درباره‌ی نوشته‌هایم نظری داشتید، خوشحال می‌شوم نظرتان را در ذیل همان مطلب بیان کنید.

هرگونه نظر و انتقاد و پیشنهاد دیگری اگر داشتید، در بخش «تماس با من» مطرح کنید.

اگر مسأله‌ای هم بود که به نظرتان رسید من می‌توانم در پاسخ‌گویی و راهنمایی به شما کمکی بکنم، در بخش «پرسش و پاسخ» مطرح نمایید.

از خدا برای شما و خودم، آرزوی جسمی سالم، فکری بلند، ایمانی استوار، دلی مَحرم و عاشق، روحی باتقوا، روحیه‌ای پرانگیزه و بانشاط دارم. یا علی!