کانال سایت در پیام‌رسان سروش

سروش @hshadir

توسل به اهل بیتپرسش

در آیه‌ی ۲۲ سوره‌ی فاطر آمده است: «وَ مَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِي الْقُبُورِ». یعنی: تو نمی‌توانی کسانی را که درون قبر هستند بشنوانی.
این آیات نشان می‌دهد زیارت قبر انسان‌های درگذشته و حرف زدن با آن‌ها و توسل به آن‌ها نادرست و غلط است.
پاسخ شما به این شبهه چیست؟

پاسخ

درباره‌ی این آیه چند نکته عرض می‌کنم:

۱. وهابی‌ها معتقدند توسل به پیامبر و دیگران بعد از مرگشان شرک است و برای اثبات ادعای خود به این آیه و آیات مشابه استناد می‌کنند؛ درحالی‌که حتا اگر برداشت آن‌ها از این آیه درست باشد ـ که درست نیست ـ حداکثر چیزی که می‌توان از این آیه فهمید، این است که گفت‌وگو با اصحاب قبور و کمک خواستن از آن‌ها بی‌فایده است، نه این‌که این کار «شرک» باشد!

۲. برای فهم معنای درست این عبارت از آیه‌ی ۲۲ سوره‌ی فاطر باید عبارت‌های قبل و بعدش را هم دید و فهمید. در آیات ۱۸ تا ۲۶ می‌خوانیم:

«...تو فقط كسانى را می‌توانی بیم بدهی كه از پروردگار خود خوف دارند و نماز را برپا مى‏دارند؛ هر كسی پاكى و تقوا پيشه كند، نتيجه‌ی آن به خودش بازمى‏گردد؛ و بازگشت همگان به سوى خدا است. (18) نابينا و بينا هرگز برابر نيستند، (19) و نه ظلمت‌ها و روشنايى، (20) و نه سايه‌ی آرام‌بخش و باد داغ و سوزان! (21) و هرگز مردگان و زندگان يكسان نيستند! خداوند پيام خود را به گوش هر كس بخواهد مى‏رساند، ولی تو نمى‏توانى سخن خود را به گوش آنان كه در گور خفته‏اند برسانى! (22) تو فقط انذاركننده‏اى (و اطاعت یا عصیان آن‌ها تأثیری در کار تو ندارد) (23) ما تو را به‌حق براى بشارت و انذار فرستاديم؛ و هر امّتى در گذشته انذاركننده‏اى داشته است. (24) اگر تو را تكذيب كنند، عجيب نيست؛ آنان نیز كه پيش از این‌ها بودند پيامبران خود را تكذيب كردند؛ آن‌ها با دلايل روشن و كتاب‌هاى پند و موعظه و كتب آسمانى روشنگر به سراغ آنان آمدند امّا كوردلان ايمان نياوردند. (25) سپس من كافران را سخت مؤاخذه و مجازات كردم؛ مجازات من چگونه بود؟! (26)

مطالعه‌ی این آیات به‌خوبی نشان می‌دهد که منظور از مردگان و انسان‌های داخل قبر، کافران لجوج و بی‌منطق است که هیچ حرفی در آن‌ها اثر نمی‌کند و منظور از «تو نمی‌توانی این مردگان را بشنوانی» این است که حرف تو با این‌که به گوش این‌ها می‌رسد، اما تأثیری در فکر و دل آن‌ها ندارد. اکثر مفسران قدیم و جدید شیعه و سنی این معنا را بیان کرده و تأیید کرده‌اند. برای اطلاعات بیش‌تر به کتب تفسیری یا کتابچه‌ی «دوازده نکته» اثر حجت الاسلام دکتر نجارزادگان مراجعه شود.

شبیه این معنا در سوره‌ی نمل نیز آمده است: إِنَّكَ لَاتُسْمِعُ الْمَوْتىَ وَ لَاتُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْاْ مُدْبِرِينَ(۸۰) وَ مَا أَنتَ بِهادِى الْعُمْىِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِايَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ(۸۱)؛ مسلّماً تو نمى‏توانى سخنت را به گوش مردگان برسانى، و نمى‏توانى كران را هنگامى كه رو برمى‏گردانند و پشت مى‏كنند بشنوانی. (80) و نيز نمى‏توانى كوران را از گمراهی‌شان برهانى؛ تو فقط می‌توانى سخن خود را به گوش كسانى برسانى كه آماده‌ی پذيرش ايمان به آيات ما هستند و در برابر حق تسليم‌اند.(81)

در آیه‌ی مورد بحث، کافرانی که بر کفرشان اصرار دارند به اموات تشبیه شده‌اند و وجه شَبَه و معیار این تشبیه «نشنیدن صدا» نیست، بلکه «تأثیر نداشتن شنیدن صدا» است؛ یعنی همان‌طور که انسان مرده دستش از دنیا کوتاه شده و کشف حقایق بعد از مرگ سودی به حالش ندارد و سرنوشتش را تغییر نمی‌دهد، کفار لجوج هم با این‌که سخنان پیامبر را می‌شنوند، اما لجاجت و تعصب بی‌منطقشان مانع فهم و درک است و باعث می‌شود از هدایت محروم بمانند. اگر وجه شبه را «نشنیدن صدا» بگیریم، معنای آیه نادرست خواهد بود؛ زیرا کفار لجوج از نظر شنوایی مشکلی نداشتند و امواج صدای پیامبر پرده‌ی گوش آن‌ها را می‌نواخت و آن‌ها اصوات و کلمات و جملات حضرت را می‌شنیدند و معنای ظاهری آن را می‌فهمیدند؛ اما نفس سرکش و طغیان‌گر و روحیه‌ی تکبرشان مانع تأمل و تعمّق بر روی سخنان پیامبر می‌شد و در نتیجه آن‌ها را از ایمان و تسلیم در برابر حق محروم می‌کرد؛ به عبارت دیگر، سخنان پیامبر در فکر و دل سخت و تاریک آن‌ها بی‌اثر بود و آن‌ها مرده‌دلانی بودند که صدای پیامبر به گوششان می‌رسید ولی از گوششان به فکر و دلشان نفوذ نمی‌کرد و باعث هدایتشان نمی‌شد.

حال که معلوم شد وجه شبه در تشبیه کفار به مردگان، «بی‌تأثیر بودن سخنان شنیده شده» است، نه «نشنیدن سخن»، معلوم می‌شود که استدلال وهابیان به این آیه برای اثبات درک نداشتن اهل قبور نادرست است.

۳. اگر «من فی القبور» را واقعاً انسان‌های مرده‌ی زیر خاک بدانیم و نه کافران تشبیه شده به مردگان، در این صورت این عبارت با توجه به عبارت‌های قبل و بعد چنین می‌شود که گویا حضرت پیامبر برای هدایت مردگان به قبرستان می‌رفته و با آنان سخن می‌گفته تا آن‌ها را به راه راست هدایت کند، اما خدا به او گوشزد می‌کند که این مردگان صدای تو را نمی‌شنوند و از این طریق نمی‌توانند هدایت شوند! آیا وهابیانی که با تمسک سطحی به این عبارت کوتاه و با بی‌توجهی به مجموعه‌ی این آیات، می‌خواهند ادعای بی‌ریشه‌ی خود را اثبات کنند، چنین معنایی را مضحک نمی‌دانند که پیامبر برای هدایت مردگان زیر خاک به قبرستان برود و با آنان سخن بگوید و خدا او را از این کار نهی کند و برایش توضیح دهد که این‌ها مرده‌اند و صدای تو را نمی‌شنوند؟!

۴. این آیه قبل از عبارت «و ما انت بمسمع من فی القبور» می‌فرماید: «ان الله یُسمع من یشاء؛ خدا هر کس را بخواهد می‌شنواند». حال سؤال این است: اگر دست مردگان و اهل قبور به کلی از این دنیا کوتاه شده و آن‌ها هیچ‌گونه حیات و درکی ندارند و شنیدن صدای زندگان برایشان غیرممکن است، پس چگونه است که خدا می‌تواند آن‌ها را بشنواند؟! اگر خدا می‌تواند مردگان را بفهماند و بشنواند، پس پیامبر نیز می‌تواند با اذن خدا با مردگان سخن بگوید و دیگران نیز اگر خدا اذن دهد، می‌توانند با مردگان که در حیات برزخی هستند ارتباط برقرار کنند. حیات برزخی بعد از مرگ همان چیزی است که شیعیان و بسیاری از اهل سنت به آن اعتقاد دارند؛ اما وهابیان متعصب و متحجر از درک و فهم آن محرومند.

۵. اگر به استناد این آیه خداوند پیامبرش را از زیارت اهل قبور و تکلم با آن‌ها نهی کرده است، پس چگونه است که حضرت اهل قبور را زیارت می‌کرده است و به آن‌ها سلام می‌داده و برایشان دعا می‌کرده است؟! این مطلب در منابع اهل تسنن نیز به وفور آمده است:

ـ از عايشه نقل شده است: «پيامبر خدا اجازه‌ی زيارت قبور را داد؛ أنَّ رَسُولَ اللَّهِ رَخَّصَ في زِيارَةِ الْقُبُورِ». (سنن ابن ماجه، ج ۱، ص 113)

ـ در احاديث وارد شده که پيامبر با چه جمله‏هايی اهل قبور را زیارت می‌کردند:
«السَّلامُ عَلَيْکُم دارَ قَوْمٍ مُؤمنينَ و إنّا و اِيَّاکُمْ مُتواعِدونَ غَداً و مُواکِلُونَ. و اِنَّا اِنْ شاء اللَّهُ بِکُم لاحِقُونَ، أللّهمَّ اغْفِر لأِهْلِ بقيع الغَرْقَدِ». (سنن نسایی، ج 4، ص 76)

ـ عایشه می‏گويد: پيامبر کيفيت زيارت قبور را به من آموخت و فرمود: «پروردگارم دستور داد که به بقيع بيايم و برای خفتگان آن طلب آمرزش کنم. می‏گويد: گفتم ای رسول خدا، چه بگويم؟ فرمود: بگو: سلام بر اهل ديار مؤمنان و مسلمانان! خداوند پيشينيان و آیندگان ما را رحمت کند! ما به‌زودی به شما ملحق خواهیم شد.»

«فَأمَرَني رَبِّي آتي الْبقِيعَ فَأَسْتَغْفِرَ لَهُمْ. قُلْتُ: کَيفَ أقُولُ يا رسول اللَّهَ؟ قالَ: قُولي: السلامُ علي أهل الدِّيارِ مِنَ الْمُؤمنينَ و المُسْلِمينَ يَرْحمُ اللَّه المُسْتَقْدِمينَ مِنّا وَ المُسْتأخِرينَ و إنَّا إنْ شاء اللَّه بِکُمْ لاحِقونَ». (صحیح مسلم، ج 3، ص 64؛ سنن نسایی، ج 3، ص 76)

ـ از حديث ديگری استفاده می‌‏شود که ‏پيامبر گرامی به‌طور دسته‌جمعی ‏به زيارت قبور می‏رفت و به یاران روش زیارت قبور را تعليم می‌داد:«کانَ رسوُلُ اللَّهَ يُعَلِّمُهُمْ اِذا خَرَجوا اِلَي الْمَقابِرِ فَکانَ قائِلُهُمْ يَقُول: السَّلامُ عَلَيْکُمُ أهْلَ الدِّيارِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُسْلِمِينَ و إنّا إنْ شاءَ اللَّهُ لاحِقُونَ أَسْئَلُ اللَّهَ لَنا وَ لَکُم الْعافِيَةَ...». (صحیح مسلم، ج ۳، ص ۱۱)

اگر اهل قبور حیات برزخی نداشتند، پس چگونه پیامبر برای آن‌ها دعا می‌کرد و دیگران را به دعا برای آن‌ها فرامی‌خواند؟! اگر اهل قبور صدای حضرت را نمی‌شنیدند و حضورش را درک نمی‌کردند، پس چگونه حضرت به آن‌ها سلام می‌داد و آن‌ها را مخاطب قرار می‌داد و با آن‌ها گفت‌وگو می‌کرد؟!

می‌توانید این مطلب را در شبکه‌ی اجتماعی خود به اشتراک بگذارید:

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn اشتراک در کلوب اشتراک در افسران

نظر شما چیست؟!


خاطره (تصادفی)

چشم برزخی

با نام خدا

استاد موحدي (استاد عقايد سال چهارم طلبگي) گفت:

مدتي بود كه براي نماز شب به حرم حضرت معصومه سلام الله عليها مي‌رفتم و در قنوت نماز وتر دعاي ابوحمزه‌ي ثمالي را (اگر اشتباه نكنم!) مي‌خواندم. بعد از مدتي چيزهايي مي‌ديدم كه در حالت عادي قابل مشاهده نيست. يك روز يكي از آشنايان را ديدم كه روحاني هم بود. ديدم كه صورتش خيلي تيره و تار و انگار گل‌آلود است. از ديگر رفقا از احوال او جويا شدم، يكي از رفقا گفت: سعي كن با او نشست و برخاست نكني. گفتم: چرا؟ گفت: افكار و عقايدش حسابي منحرف شده. مدتي است عقيده دارد امام باقر و امام صادق عليهما السلام بزرگ‌ترين خيانت را به اسلام و تشيع كرده‌اند!

ادامه مطلب...

پرسش و پاسخ (تصادفی)

چگونه نگذاریم ذهن و دلمان به تخیّلات کثیف آلوده شود؟

پرسش

چه کنیم که فکرمان را همانند چشممان پاک نگه داریم؟ چگونه نگذاریم ذهن و دلمان به تخیّلات شهوانی آلوده شود؟

پاسخ

برای کنترل ذهن و دل باید ورودی‌های آن را کنترل کنید. یکی از مهم‌ترین ورودی‌های آن همان چشم است و بدون کنترل چشم نمی‌شود دل را کنترل کرد (که هرچه دیده بیند، دل کند یاد!)

یکی دیگر از ورودی‌های ذهن و دل، خیال است. برای کنترل دل باید تخیّلات خود را هم کنترل کرد.

تخیلات ما دو دسته‌اند؛

ادامه مطلب...
ما 127 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا

1054653
امروز674
دیروز790
این هفته5472
این ماه17906
مجموع1054653

سلام!

سلام. از بازدیدتان از وب‌سایت محقّر بنده ممنونم!

این وب‌سایت یک سایت جامع و پرمحتوا نیست؛ بلکه یک پل ارتباطی بین من و مخاطبان عزیز به‌منظور دسترسی آسان و دائمی به بنده است. هرچند تلاش می‌کنم گه‌گاه مطالب ارزنده و مفید منتشر کنم ولی فقط در حدی که فرصت داشته باشم و به امر تحصیل و فعالیت علمی‌ام لطمه نزند.

اگر درباره‌ی نوشته‌هایم نظری داشتید، خوشحال می‌شوم نظرتان را در ذیل همان مطلب بیان کنید.

هرگونه نظر و انتقاد و پیشنهاد دیگری اگر داشتید، در بخش «تماس با من» مطرح کنید.

اگر مسأله‌ای هم بود که به نظرتان رسید من می‌توانم در پاسخ‌گویی و راهنمایی به شما کمکی بکنم، در بخش «پرسش و پاسخ» مطرح نمایید.

از خدا برای شما و خودم، آرزوی جسمی سالم، فکری بلند، ایمانی استوار، دلی مَحرم و عاشق، روحی باتقوا، روحیه‌ای پرانگیزه و بانشاط دارم. یا علی!