پرسش
چرا اسلام قانون ظالمانهی بردهداری را تأیید کرده است؟!
پاسخ
تصويري كه از برده و بردهداري در ذهن ما وجود دارد تصويري است دردآور و ناراحت كننده؛ اينكه انساني همنوع خود را چون حيواني در بند كند و او مجبور باشد بدون هيچ اعتراضي انواع و اقسام آزار و اذيت ها را تحمل كند.
منشا اين تصور تنفرآميز، نوع رفتار ستمگراني است كه تاريخ آن را براي ما نقل ميكند. افرادي كه با تكيه بر زر و زور اين اجازه را به خود ميدادند كه انساني ديگر را در بند كرده و او را با عنوان برده به دارایيهاي خود اضافه كنند.
اين پديدهی زشت انساني كه زاييدهی حدنشناسي و زيادهخواهي برخي انساننماها بود، با طلوع اسلام با چالش جدي مواجه شد. اسلام كه دين آزادي و آزادگي است و بندگي را فقط در برابر خداوند متعال روا ميداند، از همان آغاز ظهور عَلَم مخالفت با اين رفتار غيرانساني را برافراشت و با شعار ضد تبعيض نژادي به مبارزهاي جدي، ضربتي و قاطعانه با انواع و اقسام بردهگيري و بردهداري پرداخت.
مسلم است ديني كه تنها ملاك برتري افراد بر يكديگر را تقواي الهي ميداند و عبوديت و بندگي را مخصوص خداي متعال اعلام ميكند نميتواند حتي يك روز هم بردگي و بندگي انساني براي انسان ديگر را تحمل كند. از اين رو يكي از گناهان نابخشودني در اسلام سلب آزادي از انسانها و تبديل آنها به يك متاع است.
رسول مكرم اسلام صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «بدترين مردم كساني هستند كه كارشان خريد و فروش انسانها است.»1 و نيز فرمودند: «خداوند هر گناهي را ميبخشد جز سه گناه؛ كسي كه مهر همسرش را انكار كند، يا حق كارگري را غصب نمايد، و يا انسان آزادي را بفروشد».2 بر اساس اين حديث، غصب حقوق زنان و حق كارگران و سلب آزادي از انسانها سه گناه نابخشودني در اسلام شمرده ميشود.
تا اینجا موضع اسلام در برابر پدیدهی شوم بردهداری و عکسالعمل آن برای مقابله با آن بود. اما مسألهای دیگر در اسلام هست که گاه گمان میشود همان بردهداری معهود است، و نتیجهی این گمان نادرست این میشود که اسلام با بردهداری موافق است و آن را تأیید میکند. آن مسأله، مسألهی اسرای کافر است که در جنگ با مسلمانان به اسارت درآمدهاند. شباهت اندک احکام اسرای جنگ به بردهداری باعث شده است که عدهای نادانسته و عدهای دانسته و مغرضانه اسلام را به ظلم و خشونت علیه انسانهای ضعیف متهم نمایند.
اسير كافر به نامسلماني گفته ميشود كه عملاً در مقابل نظام اسلامي قد علم كرده و از پذيرفتن سرپرستي نظام عادلانهی اسلامي سر باز ميزند. او نه اسلام را قبول دارد و نه نظام اسلامي را؛ بلكه براي سرنگوني و يا حداقل تضعيف آن نيز دست به كار شده و اقدام عملي ميكند.
چنين كسي وقتي به چنگ مسلمانان افتاد و اسير آنها شد، سه كار در مورد او ميتوان انجام داد؛ 1. كشتن او؛ 2. آزاد كردن او؛ 3. نگهداري او.
در اسلام كشتن اسير ممنوع است. آزاد كردن او هم به صلاح و عاقلانه نیست؛ برميگردد و با دادن اطلاعات به همدستان خود با توان و جرأت بيشتري به سپاه آنها ملحق شده، دوباره به جنگ مسلمانها ميآيد. ميماند يك راه و آن هم نگهداري او است.
از آنجايي كه اسلام دين رشد و تربيت الهي و مكتب تزكيه و تعليم است، با برنامهاي دقيق و حساب شده از اين «نگهداري» در راستاي تبليغ، تزكيه و تربيت اسلامي اسيران جنگي به بهترين وجه ممكن بهره جسته است؛ تا هم هدف كنترل و حفظ اسيران جنگي محقق شده باشد و هم آيين تبليغ و تربيت اسلامي پياده شود.
در اين نظام پيشرفتهی اسيرداري، اسيران ناآشنا با اسلام تحت سرپرستي خانوادههاي مسلمان قرار ميگيرند؛ آنگاه از نزديك و به صورت عملي با اسلام و زندگي اسلامي آشنا میشوند و در نهايت پس از انس با اسلام و تربيت اسلامي آزاد ميشوند و به اين ترتيب دوران اسارت آنها خاتمه مييابد.
به بیان دقیقتر، دستور اسلام دربارهی اسرای جنگ در صورت پیروزی مسلمانان این است که بعد از پایان جنگ با آنها به یکی از روشهای زیر برخورد شود:
الف: از آنان فديه گرفته شده، آزاد شوند.
ب: با اسيران مسلمان مبادله شوند.
ج: با ارائهی خدماتی مانند آموختن خواندن و نوشتن به مسلمانان، آزادي خود را به دست آورند.
در مواردي كه راههاي قبلي ممکن یا به صلاح نباشد، به جاي اينكه آنها را بكشند، براي خدمت، به كار بگمارند و بين مردم تقسيم كنند.3
نتیجه اینکه بردهداری غیرانسانی به این معنا که انسانهای آزاد از خانه و کاشانهی خود ربوده شوند و به بردگی کشیده شوند، هرگز در اسلام مورد تأیید قرار نگرفته؛ بلکه اسلام با آن مخالفت کرده و با دستورهای هنرمندانه (تشویق به آزاد کردن بندهها و قرار دادن پاداش بسیار برای این کار و قرار دادن آزادی بندهها به عنوان کفارهی گناهان و...) در جامعهی تحت مدیریت خود آن را به تدریج از بین برده است؛ اما مسألهی اسرای جنگی و نگهداری آنها چیزی است غیر از بردهداری و احکام آن هم در مقایسه با مکاتب دیگر، نمونه و بینظیر است.
چند نکته:
ـ بردههایی که مسلمان بودهاند و در تاریخ از آنها یاد شده است، بعد از اسارتشان مسلمان شدهاند نه اینکه با وجود مسلمان بودن، به اسارت گرفته شدهاند.
ـ تفاوت جایگاه حقوقی اسیر جنگی با یک مسلمان آزاد امری عادلانه و طبیعی و منطقی است. به همین خاطر احکام دیه و قصاص دربارهی آنها متفاوت است. اگر غیر از این بود، جای تعجب و انتقاد بود.
ـ حلال شدن زن و مرد نسبت به یکدیگر و اجازهی برقراری رابطهی جنسی آنها امری اعتباری است که در اختیار شارع مقدس است و او برای شکلگیری چنین رابطهای چند راه گذاشته است که یکی از آنها، خواندن صیغهی عقد است؛ راه دیگر، مالکیت بر برده است؛ یعنی همین که مردی بر زن بردهای مالک شد، آنها بر یکدیگر حلال میشوند و میتوانند رابطهی جنسی داشته باشند. پس هرگز نباید چنین اجازهای را تجاوز به حقوق انسانها قلمداد کرد. همانطور که ازدواج و عقد کردن قانون و شرایط خاصی دارد، حلال شدن کنیز به مالک و برقراری رابطهی جنسی با او هم تحت ضوابط و احکام خاصی است که اجازهی داشتن چنین رابطهای و تداوم آن منوط به رعایت آن احکام است.4
ـ همانطور که اگر زندانبانی تخلف کرد و با زندانیش بدرفتاری کرد، نباید اشتباه او را بهانه کرد و اصل زندان و زندانی کردن مجرمان را زیر سؤال برد؛ همانطور اگر مالکی به بردهی زیردستش ستم کرد و حقوق او را نادیده گرفت، نباید اصل نظامی را که به انسانها اجازه میدهد کسی (اسرای دشمنان) را به بندگی بگیرد، زیر سؤال برد. هرگز تخلف مجری قانون را نباید به پای خود قانون نوشت.
ـ در تنظیم این نوشتار از وبسایت «مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی» استفاده شده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــ
1. کافی، ج 5، ص 114
2. بحارالانوار، ج 100، ص 129
3. فرهنگ فقه مطابق با مذهب اهل بیت(ع)، ج 1، ص 491
4. جواهر الکلام، ج 30، ص 284




چگونه خوشتیپ و امروزی و در عین حال باحجاب باشم؟
رنج پُرارج (عادت ماهانه)
رجعت، افسانه یا حقیقت؟!
حکم خشن سنگسار چگونه با عقل و فطرت انسانی سازگار است؟
چگونه این چشم صاحبمرده را کنترل کنم؟
چگونه توبهای پایدار و شکستناپذیر داشته باشم؟
شبههای دربارهی نماز و پاسخ آن
نظرات (2)