دانینیم!

امروز صبح که از سر درس فقه آیت الله خاتمی برمی‌گشتم، نرسیده به پل بازارچه در پیاده‌رو پیرمردی را دیدم که مقداری آدامس روی پارچه‌ای ریخته بود و می‌فروخت. خودش هم روی صندلی تاشو نشسته بود و از سوز سرما در خودش فرورفته بود.

از او گذشتم ولی خیالم در کنارش ماند؛

ـ آخر مگر همه‌ی این آدامس‌ها چند تومن می‌شود که سود فروش آن‌ها چقدر باشد!

ـ فروش این آدامس‌های ناچیز در این سرما هیچ توجیهی نمی‌تواند داشته باشد جز این‌که؛

     ـ یا کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است و او در واقع دارد چیز دیگری مثل مواد مخدر می‌فروشد و کار غیرقانونی خود را با ظاهر آدامس فروشی پوشش داده است.

     ـ یا اصلاً نیاز به پول و درامد ندارد و این کار را برای تفریح و تفنّن و برای این‌که بی‌کار نباشد و حوصله‌اش سرنرود انجام می‌دهد.

     ـ یا این‌که واقعاً وضع معیشتی او این‌قدر اسف‌بار است که به ثمن بخس حاصل از این تجارت ناچیز نیازمند است و کار دیگری هم از دستش برنمی‌آید و دستش به جای دیگری هم بند نیست.

ـ دو مورد اول قابل باور است ولی باور توجیه سوم خیلی سخت است.

ـ به هر حال سوژه‌ی خوبی است برای سایت. این ماجرا را در سایتم منتشر می‌کنم و قضاوت را به عهده‌ی خوانندگان می‌گذارم. پس بروم و از او عکسی هم بگیرم.

چند قدمی را که از او دور شده بودم برگشتم و یک عکس از پشت سر گرفتم که به نظرم جالب نیامد. جلواش رفتم و یک عکس هم از روبه‌رو گرفتم. سرش را بلند کرد و لبخندی زد. احساس کردم بی‌ادبی است بی‌مقدمه از او عکس بگیرم و بدون هیچ صحبتی برگردم بروم، به همین خاطر پرسیدم:

ـ حاجی، آدامس‌ها رو چند می‌دی؟

ـ سه تا هزار

یک دو هزار تومنی درآوردم و گفتم:

ـ سه تا بده.

برای گرفتن سه آدامس موزی و یک هزار تومنی خم شدم. صورتش را که از نزدیک دیدم مهرش به دلم نشست. پرسیدم:

ـ همه‌ی این آدامس‌ها چند تومن می‌شه؟

ـ سی هزار تومن خریدم.

ـ سودش چقدر می‌شه؟ اگه همه‌شو بفروشی چند تومن پول تو جیبت می‌مونه؟

با انگشت‌هایش عدد سه را نشان داد و گفت:

ـ سه هزار

با تعجب پرسیدم:

ـ سه هزار تومن به کجا می‌رسه؟!

زبانش عوض شد و با زبان مادری گفت:

ـ دانینیم! (دیگه چی‌کار کنم!)

بعد با انگشتش خدا را نشان داد و گفت:

ـ آلله، دولاندران آلله دی (خدا، خدا است که ما رو می‌گردونه).

امتیاز کلی این مطلب (0)

0 از 5 ستاره
  • #722

    دلارام

    این وضع مملکت ماست که یه عده مثل این آقا باید با چه بدبختی خرج زن و بچشو جور کنه یه عده هم مثل سران مملکت که هیچ زحمتی نمیکشن توی بههههههههترین وضع زندگی کنن یه چیزی هم طلبکار باشن

    ***** پاسخ *****

    البته بعضی از سران مملکت، نه همشون.

  • #721

    بنده خدا

    حالا این سه هزار تومن خرج خودشه یاخانوادش؟؟؟؟؟؟؟

  • #720

    ناشناس

    این هم از جمهوری اسلامی!!!

    ***** پاسخ *****

    بله، اگه جمهوری اسلامی نبود، جای تعجب نبود، چون جمهوری اسلامیه، تعجب می‌کنیم؛ وگرنه در غیر جمهوری اسلامی که از این موارد فت و فراوونه!

  • #719

    العبد

    این درد رو به کجا ببیریم...
    دیوانه ام کردی... مطلبت رو شانسی دیدم. من خودم اذری زبانم وقتی حرفای پیرمرد رو خوندم جگرم اتیش گرفت.

  • #718

       

    حتی یه ساعت خراب هم روزی دوبار زمان رو درست نشون میده!

  • #717

    بنده خدا

    حالا 3هزارتومن امثال این پیرمردوکه بابتشم شاکر خداست و با اون کسایی که 30 ملیاردم سیرشون نمیکنه مقایسه که میکنم یاد حرف امام علی افتادم که فرمودند: هرجا ثروتی جمع شد حق مظلومی خورده شده انشالا صبر می کنیم تا آقامون ظهور کنه .وقتی فکر میکنم که با اومدن اقامون چه دنیای زیبایی خواهیم داشت همه باهم مساوی می شن ظلم و فقرنیست نمی تونم نگم :(اللهم عجل لولیک الفرج)
    الهی که هیچ پدری شرمنده خانوادش نباشه0

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان میهمان

0 / 5000 محدودیت حروف
متن شما باید کمتر از 5000 حرف باشد