لجن ته‌نشین شده!

با نام خدا

امروز سر درس شواهد الربوبیه، استاد حسینی آملی (از شاگردان علامه حسن‌زاده آملی) متناسب با بحث، نکته‌ای گفتند که مرا عمیقاً به فکر فروبرده و تا الآن ذهنم را مشغول کرده است.

گفتند: بیش‌تر مردم وقتی آب صاف و زلال حوض پر از آب را می‌بینند، لذت می‌برند و آن را تحسین می‌کنند؛ ولی کسی که شامّه‌ی تیزی دارد، می‌تواند بوی لجن ته‌نشین شده در کف حوض را احساس کند.

آب توی حوض شفاف و صاف و زلال به نظر می‌رسد ولی وقتی چوبی را برمی‌داری و توی حوض می‌گردانی، لجن ته‌نشین شده بالا می‌آید و آن وقت می‌بینی دیگر خبری از آب زلال و تمیز نیست.

گفتند: درون انسان نیز چنین است؛ گاهی نگاه می‌کنی و جز روحی زلال و صاف نمی‌بینی؛ غافل از این‌که لجن‌های زیادی در درون هست ولی چون ته‌نشین شده، دیده نمی‌شود. کافی است در شرایط خاصی درون انسان کمی متلاطم شود، آن وقت لجن‌ها بالا می‌آیند و حقیقت آلوده و تاریک روح را که زلال و تمیز جلوه می‌کرد، نمایان می‌کنند.

گفتند: اگر می‌بینی بعضی وقت‌ها زبانت از کنترل خارج می‌شود و در اثر عصبانیت به پدر و مادر یا همسر و فرزندت حرف تندی می‌زنی، بدان که هنوز درونت لجن دارد که در حالت عادی ته‌نشین است و فقط با تلاطم شرایط خاص بالا می‌آید و خودش را نشان می‌دهد.

گفتند: ما نباید گول صفا و زلالی روحمان در شرایط عادی را بخوریم؛ باید در شرایط خاص و پرتلاطم درونمان را ارزیابی کنیم و اگر لجنی دیدیم، روحمان را تطهیر کنیم و برسیم به جایی که یک ذره لجن و آلودگی در درونمان نباشد و در متلاطم‌ترین شرایط زندگی و در سخت‌ترین مراحل امتحان هم صفا و زلالی روحمان آلوده و تیره نشود.

گفتند: به دلیل غفلت از لجن‌های ته‌نشین شده است که افرادی در سطوح بالا ـ حتی در مقام مرجعیت تقلید ـ خودشان را خراب می‌کنند و عاقبت‌به‌شر می‌شوند.

گفتند: مراقب لجن‌های ته‌نشین شده‌ی درونتان باشید! با دقت و همت بالا مترصّد باشید و در لحظات پرتلاطم زندگی وقتی لجن درونتان بالا آمد و گند زد به زلالی روحتان، بعد از ته‌نشین شدن دوباره، گول زلالی ظاهری بازگشته را نخورید و با جدّیّت تمام برای دفع لجن‌های ته‌نشین شده برنامه داشته باشید.

امتیاز کلی این مطلب (0)

0 از 5 ستاره
  • #764

    فرجي بنيادشهيد

    متن خوبي بود استفاده كرديم . انشاله كه موفق باشين . خدا روح مرحوم پدرتان راشاد كند .اگر خواستيد ازوب بنده هم ديدن فرماييد. باتشكر.<br />www.abdollahf4176.blogfa.com<br />ـــــــــــــــــــ<br />پاسخ مدیر سایت:<br />سلام آقای فرجی، ممنون از لطفتون. از وب شما هم دیدن کردم. خدا توفیقتون بده. التماس دعا.

  • #763

    ناصر

    با سلام و سپاس از زحمات شما برادر عزیز خواهشمند است در مورد بزرگان شهرستان خلخال بویژه حضرت آیت الله العظمی یکتایی مطالب بنویسید .<br />ـــــــــــــــــــــــ<br />پاسخ مدیر سایت:<br />سلام، ممنون از لطفتون<br />من توفیق اینو نداشتم که با آیت الله یکتایی (حفظه الله) حشر و نشر مستقیم داشته باشم؛ لذا مشاهدات مستقیم درباره‌ی ایشون ندارم که عرض کنم. اون‌هایی که با ایشون ارتباط مستقیم داشتن و دارن باید بگن که نمی‌گن و این کوتاهی باعث شده ایشون غریب و ناشناخته باشن.<br />بنده فقط یک خاطره از آیت‌الله یکتایی دارم که مربوط به سال 1374 است؛ وقتی که 15 ساله بودم و اون سال اولین سال طلبگیم و تنها سال تحصیل من در مدرسه‌ی جعفریه‌ی خلخال بود.<br />اون موقع ایشون کم و بیش به خلخال رفت و آمد داشتند و در مدرسه‌ی جعفریه اتاقی داشتند که در اون‌جا ساکن می‌شدند و احیاناً با مراجعان دیدار و جلسه داشتند.<br />شنیده بودیم که ایشون جز نان و ماست چیز دیگری نمی‌خورند. برام مهم بود که مطمئن بشم آیا این حرف درسته یا نه. یک روز موقع ظهر از یک حجره‌ای (در طبقه‌ی دوم) که به اتاق ایشون (در طبقه‌ی اول) اشراف داشت و قسمتی از اتاقشون از توی پنجره دیده می‌شد، داشتم ایشون رو تماشا می‌کردم و دیدم که یک پارچه‌ای رو باز کردند که توش یک تکه نون و یک شیشه‌ی ماست بود. از اون زاویه‌ی نگاهی که داشتم، فقط یک پارچه و یک تکه‌ی نون و یک شیشه‌ی کوجک ماست و دو دست پیر و ساده دیده می‌شد که نون رو تکه می‌کرد و به ماست می‌زد و بالا می‌رفت.<br />بعد از چند لحظه دیگه نگاهم رو برگردونم؛ چون هم به جواب سؤالم رسیده بودم و هم نگاه بیش از این مقدار رو بی‌ادبی و فضولی می‌دونستم.<br />این زهد و سادگی ایشون برام باورنکردنی بود.<br />خدا حفظشون کنه و درجاتشون رو عالی بکنه!

  • #762

    علیرضا

    سلام <br />یادتون نره بعد از لجن زدایی دلتون حتما روش یه فیلتر هم بزارید...

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان میهمان

0 / 5000 محدودیت حروف
متن شما باید کمتر از 5000 حرف باشد