سه شنبه, 29 آبان 1397

شماره‌ی پیام‌رسان (فعلاً فقط سروش):
۰۱ ۸۸ ۷۵۰ ۰۹۹۰

 کانال سایت در پیام‌رسان سروش
hshadir@

تقوای فعّال و تقوای منفعل

با نام خدا
حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله چند روز قبل از ماه رمضان خطبه‌ی زیبایی ایراد فرموده‌اند که بسیار معانی بلندی درباره‌ی ماه مبارک رمضان بیان می‌فرمایند. عبارات «نَومُکُم فیه عِبادةٌ؛ خوابتان در ماه رمضان عبادت است» و «اَنفاسُکُم فیه تَسبیحٌ؛ نفس‌های شما در ماه رمضان ذکر و تسبیح خداوند است» از آن خطبه است. در پایان این خطبه، امیرالمؤمنین علیه‌السلام که پای منبر پیامبر بودند، می‌پرسند: بهترین عمل در این ماه چیست؟ پیامبر پاسخ می‌دهند: «الوَرَعُ عَن مَحارِمِ اللهِ عزَّوَجَلَّ؛ ورع و تقوا در برابر گناهان».
مناسب دیدم مطالبی درباره‌ی تقوا برگرفته از کتاب ده گفتار شهید مطهری تقدیم کنم.

تقوا لازمه‌ی انسانیت
اگر قبول داریم که زندگی انسانی مخالف هرج‌ومرج است و اصولی مشخص دارد که هر انسانی باید از آن اصول پیروی کند و در چارچوب آن اصول رفتار کند، رعایت آن اصول و خودنگهداری در برابر هرج‌ومرج‌ها و هواهای نفسانی که آن اصول را برهم می‌زنند، همان تقوا است. پس تقوا یکی از ویژگی‌های زندگی انسانی است؛ مانند مراقبت از خود در برابر میکروب‌ها.
هرانسانی در هر مکتب و کیش و آیین باید تقوا داشته باشد، البته تقوا مراتب گوناگونی دارد که بالاترین درجه‌ی آن تقوای دینی است.

معنای واژه‌ی «تقوا»
یک اشتباه رایج درباره‌ی معنای تقوا این است که آن را به پرهیزکاری یا ترس ترجمه می‌کنند. در ترجمه‌ی «متقین» می‌گویند: پرهیزکاران و در ترجمه‌ی «اتقوا الله» و «اتقوا النار» می‌گویند: از خدا یا آتش جهنم بترسید. در حالی که معنای صحیح تقوا «خودنگهداری» است. متقین یعنی خودنگهداران؛ و اتقوا الله و اتقوا النار یعنی خود را از گزند آتش جهنم یا از گزند کیفر خدا حفظ کنید.
ریشه‌ی تقوا «وَقْی» است به معنای حفظ و صیانت. اتقاء یعنی احتفاظ و نگهداری و مراقبت.
راغب اصفهانی در مفردات می‌گوید: الوقایةُ حفظُ الشیءِ ممّا یُؤذیهِ و التقوی جَعلُ النَّفسِ فی وِقایهٍ مِمّا یُخاف.
تفاوت خودنگهداری با پرهیزکاری و ترس این است که خودنگهداری امری اثباتی و فعالانه است درحالی که ترس و پرهیز اموری نفیی و منفعلانه هستند. ترس و پرهیز از لوازم خودنگهداری هستند.

تقوای فعّال و تقوای منفعل
اگر ما تقوا را به معنای ترس و اجتناب تفسیر کنیم، نتیجه‌ی آن یک عکس‌العمل منفعلانه و نفیی خواهد بود (مثل کسی که برای خودنگهداری از بیماری، به بیمار یا مکان آلوده نزدیک نمی‌شود). اما اگر آن را به معنای ملکه (حالت راسخ در نفس) و قدرت خودنگهداری تفسیر کنیم، نتیجه‌ی آن یک عمل فعّالانه و اثباتی خواهد بود (مثل کسی که با تغذیه‌ی مناسب و با ورزش بدن خود را در برابر میکروب مقاوم می‌کند).
تفسیر تقوا به معنای منفعل آن خیلی رواج دارد. سعدی می‌گوید:
بدیدم عابدی در کوهســـاری            قنــاعت کرده از دنیــا به غاری
چرا گفتم به شهر اندر نیایی            که بــاری بند از دل برگشــایی
بگفت آن‌جا پریرویـــــان نغزند            چو گِل بسیار شد پیلان بلغزند.
باباطاهر می‌گوید:
ز دست دیده و دل هردو فریاد          که هرچه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز فولاد          زنم بر دیـــده تـــا دل گردد آزاد.
در این ابیات باباطاهر راه تحصیل تقوای کاملِ نگاه را کور کردن چشم و از بین بردن ابزار و موقعیت گناه می‌داند. البته می‌توان این شعر را طوری معنا کرد که معنای فعال تقوا مراد باشد؛ ولی آن معنا خلاف ظاهر است و در واقع نوعی توجیه است.
در کتب اخلاقی آمده که برخی از چهره‌های اخلاقی برای کنترل زبان خود در دهانشان سنگ‌ریزه می‌گذاشتند تا سختی حرف زدن باعث شود کم‌تر حرف بزنند.

وقتی سخن از اهمیت و ارزش تقوا است، معنای فعال آن مراد است. وقتی خدا ما را به تحصیل تقوا و عمل بر اساس تقوا تکلیف می‌کند، منظور تقوای فعال است و هرگز نباید گمان کنیم که تحصیل تقوا به معنای منفعل آن کافی است؛ یعنی ما باید با بالا بردن دانش و معرف و با خودسازی و مجاهدت به نیروی درونی مستحکم و استواری دست پیدا کنیم که در سخت‌ترین شرایط بتواند با عوامل گمراه‌کننده و وسوسه‌انگیز مقابله کند و اجازه ندهد ویروس‌های ویران‌گر اخلاق و معنویت به روح ما نفوذ کند.

سرباز خوب سربازی است که جان ارزشمند خود را مفت از دست ندهد و بتواند خود را از مهالک نجات بدهد و از خطرها به‌موقع بگریزد؛ ولی سرباز خوب‌تر سربازی است که علاوه بر توانایی گریز به‌موقع، بتواند با تکنیک‌ها و تاکتیک‌های حساب‌شده نقشه‌های دشمن را خنثی کند و به او یورش ببرد و او را عقب براند. کشته نشدن در جنگ، خود یک پیروزی است، اما پیروزی کامل نیست؛ پیروزی کامل فقط با شکست دشمن حاصل می‌شود.

با توجه به مثال سرباز و جنگ معلوم می‌شود که تقوای منفعلانه (پرهیز و اجتناب از گناه)، به معنای بد بودن این کار نیست. بلکه تقوا به معنای پرهیز (اختیاراً یا اجباراً) خوب و لازم است و گاهی بسیار ضروری است (مثلاً در مواجهه با جاذبه‌های جنسی؛ لاتقربوا الفواحش)؛ اما این معنا، تمام حقیقت تقوا نیست. پرهیز مقدمه‌ی رسیدن به حقیقت تقوا (ملکه‌ی خودنگهداری) است. پرهیز تا جایی ارزش دارد که تحصیل ملکه‌ی خودنگهداری را تسهیل کند؛ بیش از آن مضر و نشانه‌ی ضعف است و در واقع خودش نوعی بی‌تقوایی است. اگر پرهیز و اجتناب از گناه را تمام معنای تقوا بدانیم و با پرهیزکاری گمان کنیم که وظیفه‌ی خطیر تقوا را به‌طور کامل انجام داده‌ایم، نتیجه‌ی آن در مسائل اجتماعی، سکوت در برابر ناهنجاری‌ها و ترک امر به معروف و نهی از منکر و عافیت‌طلبی خواهد بود.
امیرالمؤمنین علیه‌السلام در تفسیر تقوا به حالت نفسانی نیرومند در برابر کژی‌ها، آن را به قلعه‌ای نفوذناپذیر تشبیه می‌فرماید: «ان التقوی دارُ حصنٍ عزیزٍ»1

تقوا و آزادی
تقوا نه تنها مانع آزادی انسان نیست، بلکه خود عامل آزادی است. آزادی حقیقی بدون تقوا ممکن نیست. تقوا مصونیت است نه محدودیت. تقوا مانند خانه است که برای انسان امنیت و آسایش ایجاد می‌کند و البته هرخانه‌ای چهار دیوار غیرقابل نفوذ دارد، ولی آیا می‌توان نام خانه را محدودیت نهاد؟!
انسان برهنه احساس سبکی و آزادی بیش‌تری می‌کند ولی آیا برای پوشاندن عیوبش و برای امنیت در برابر سرما و گرما و خطرات دیگر به لباس نیاز ندارد؟! آیا پوشیدن لباس محدودیت است؟!
در سطور قبل بیان کردیم که امیرالمؤمنین تقوا را به قلعه و خانه‌ای مستحکم تشبیه نمود. در قرآن نیز تقوا به لباس تشبیه شده است؛ «و لِباسُ التقوی ذلک خیرٌ»2
امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید: تقوا نه تنها آزادی را محدود نمی‌کند، بلکه آزادی و نجات و پیروزی فقط با تقوا حاصل می‌شود. فأن تقوی الله مفتاحُ سَدادٍ و ذخیرةُ معادٍ و عِتقٌ من کل مَلَکَةٍ و نجاةُ من کُلِّ هَلَکَةٍ؛ بها یَنجَحُ الطالبُ و یَنجُو الهاربُ و تُنالُ الرَّغائِبُ.3

حفظ تقوا
همان‌طور که ما به حفاظت خانه نیازمندیم، خانه هم به مراقبت ما نیاز دارد وگرنه کارایی خود را به مرور زمان از دست می‌دهد. تقوا نیز چنین است؛ همان‌طور که تقوا حافظ ما است، ما هم باید حافظ و نگهدار تقوا باشیم. رابطه‌ی بین ما و تقوا دو طرفه است.
امیرالمؤمنین علیه‌السلام: الا فَصُونُوها و تَصَوَّنوا بها؛ تقوایتان را صیانت کنید و از خودتان هم به وسیله‌ی تقوا مراقبت کنید.4
اوصیکم عبادَ اللهِ بِتَقوَی اللهِ؛ فَأنَّها حقُّ اللهِ علیکم و الموجِبةُ علی اللهِ حقَّکُم؛ و اَن تَستَعینُوا علیها بالله؛ و تَستَعینوا بها علی اللهِ. بندگان خدا، شما را به تقوای الهی توصیه می‌کنم؛ چه این‌که رعایت تقوا حق خداوند بر شما است و چیزی است که با رعایت آن شما بر خدا حق پیدا می‌کنید. توصیه می‌کنم از خدا در حفظ و نگهداری تقوایتان کمک بجویید و از تقوا در برابر خشم و کیفر الهی استمداد کنید.5

آثار تقوا
تقوا علاوه بر آثار اخروی در زندگی دنیوی هم آثار فراوانی دارد.
امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید: دواءُ داءِ قلوبِکم و شِفاءُ مَرَضِ اجسادِکم و صَلاحُ فَسادِ صُدورِکم و طَهورُ دَنَسِ اَنفَسِکم. تقوا دوای بیماری دلتان و شفای بیماری بدنتان و آرامش ناآرامی‌های روانتان و پاکی آلودگی روحتان است.6
اما دو اثر از آثار تقوا که در قرآن آمده، جلوه‌ی ویژه‌ای دارد:
1. بصیرت و روشن‌بینی
اِن تتقوا اللهَ یجعل لکم فرقاناً؛ اگر تقوا داشته باشید، خدا به شما بصیرت و نیروی تشخیص حق و باطل می‌دهد.7
2. رهایی از تنگناها و پیروزی بر شداید
و من یَتَّقِ اللهَ یَجعَلْ لَهُ مَخرَجاً و یَرزُقْهُ من حَیْثُ لایَحتَسُبُ؛ هرکه تقوای الهی داشته باشد، خداوند در تنگناها برایش گشایش و رهایی قرار می‌دهد و از جایی که گمان نمی‌برد به او روزی می‌دهد.8
اگر تقوا را به معنای عام آن (حرکت مناسب و حساب‌شده در چارچوب قوانین انسانی و دوری از هرج‌ومرج) بگیریم، تأثیر آن در افزایش بصیرت و رهایی از تنگناها روشن است. اما سؤال این است: آیا تقوای خاص دینی هم می‌تواند چنین تأثیراتی داشته باشد؟ چگونه؟
عقل انسان از لحاظ متعلقاتش به نظری و عملی تقسیم می‌شود. عقل نظری یعنی درک واقعیات و هست و نیست‌ها (مثل مفاهیم فلسفی و ریاضی و طبیعی). عقل عملی یعنی درک بایدها و نبایدها (مثل مفاهیم اخلاقی).
تأثیر مستقیم تقوای خاص دینی تنها در حوزه‌ی عقل عملی است. با این توضیح که عوامل گوناگونی در تشخیص بایدها و نبایدها و رفتار درست و غلط دخیل هستند؛ از جمله‌ی آن‌ها هوا و هوس‌ها و احساسات افراطی و لجاجت و تعصب بی‌جا است. این‌ها دشمن عقل عملی هستند و تشخیص آن را دچار انحراف می‌کنند. تقوای دینی با اصلاح این عوامل به تقویت عقل عملی کمک می‌کند و در نتیجه انسان در مقام عمل، بهتر می‌تواند وظیفه‌اش را تشخیص بدهد.
تأثیر تقوا در رفع گرفتاری‌ها و شداید نیز از این زاویه است.
گرفتاری‌ها و شداید دو قسم است:
الف: گرفتاری‌هایی که اختیار انسان در آن دخالت ندارد؛ مثل حوادث طبیعی.
ب: گرفتاری‌هایی که اختیار انسان در آن دخالت دارد؛ مثل گرفتاری‌هایی که در اثر بی‌دقتی در انتخاب دوست دامن‌گیر شده است.
تقوا در رفع هر دو نوع گرفتاری تأثیر دارد ولی تأثیر آن در رفع گرفتاری‌های غیراختیاری غیرمستقیم است و فقط در گرفتاری‌های اختیاری که بخش غالب گرفتاری‌های بشر را تشکیل می‌دهد، تأثیر مستقیم دارد. به این شکل که وقتی با رعایت تقوا عقل عملی انسان تقویت شد، تشخیص او در متن زندگی و ابراز رفتارهای خوب و بد تصحیح می‌شود و به این ترتیب گرفتاری‌هایش کاهش می‌یابد.
قرآن می‌فرماید: ما اصابک من سیئة فمن نفسک؛ هر بدی که به تو می‌رسد، از جانب خودت و به سبب سوء اختیار خودت است.9

تأثیر تقوا در اصلاح مسائل اجتماعی
همان‌گونه که امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید تقوا دوای بیماری دلمان و شفای امراض جسمانیمان و آرامش ناآرامی‌های روانمان و پاکی آلودگی روحمان است. اگر تک‌تک ما در تحصیل و تدریس و کسب و کار و خدمت و رانندگی و همه و همه‌ی کارهای زندگی‌مان تقوا داشته باشیم، حتماً اذعان می‌کنید که تقریباً هیچ مشکلی جامعه‌ی ما را مبتلای خود نخواهد کرد. وقتی ما در صف نانوایی بی‌تقوایی می‌کنیم؛ وقتی ما در رعایت قوانین رانندگی بی‌تقوایی می‌کنیم؛ وقتی ما در ارائه‌ی خدمات اداری بی‌تقوایی می‌کنیم؛ وقتی ما در خرید و فروش و تجارت و به‌طور کلی در کار و حرفه‌ی خود بی‌تقوایی می‌کنیم، حال و روز جامعه معلوم است دیگر. اگر ما در همه‌ی شؤون زندگی‌مان تقوا داشته باشیم، فکر و دل و جسم و اعصاب و روان و روابط اجتماعی و مسائل تربیتی و اقتصادی و درمانی و آموزشی و همه و همه‌ی امور فردی و اجتماعی‌مان در سلامت و آرامش خواهد بود. اگر می‌خواهیم جامعه‌مان در مسیر رشد و کمال خود سرعت و دقت و آرامش و آسودگی خاطر داشته باشد، باید سطح تقوای فردی و اجتماعی را بالا ببریم. اگر مدرن‌ترین روش‌ها را هم برای اصلاح جامعه به‌کار بگیریم، مادامی که روح تقوا و خودنگهداری و پایبندی به ارزش‌ها و اصول زندگی انسانی در وجدان تک‌تک افراد جامعه رسوخ نکرده باشد، کاری از پیش نخواهد رفت. اگر زندگی بشر در عصر ظهور رونق خواهد یافت، به برکت تقوا است. اولین و اساسی‌ترین کاری که امام زمان علیه‌السلام انجام می‌دهد تقویت تقوای انسان‌ها است.
اللهم اَلهِمنا التقوی؛ بارالاها، تقوا را به ما بیاموز!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. نهج‌البلاغه، خطبه‌ی 155

2. اعراف، 26

3. نهج‌البلاغه، خطبه‌ی 228

4. نهج‌البلاغه، خطبه‌ی 189

5. نهج‌البلاغه، خطبه‌ی 289

6. نهج‌البلاغه، خطبه‌ی 196

7. انفال، 29

8. طلاق، 2

9. نساء، 79

امتیاز کلی این مطلب (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان میهمان

0 / 5000 محدودیت حروف
متن شما باید کمتر از 5000 حرف باشد

مطالب برگزیده

جمهوری اسلامی ایران تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت


زنان و ازدواج پاسخ به چند ابهام درباره‌ی زنان و ازدواج در آیین اسلام


حجاب ده تلنگر درباره‌ی حجاب و عفاف


شراب یک لحظه مستی، یک عمر پستی! (شراب‌خواری)


یوسف علیه‌السلام علاقه به هم‌جنس زیبارو


دوستش دارم دوستش دارم (سلسله مقالات)


آزادی جنسی غربی چرا نباید در آزادی جنسی از غرب و اروپا که الگوی پیشرفت و تمدن هستند پیروی کنیم؟


عصبانیت چگونه عصبانیت خود را کنترل کنم؟


خودشناسی چگونه می‌توانم خودم را بشناسم و بحران هویت را پشت سر بگذارم؟


استخاره، آری یا نه، چرا و چگونه؟ استخاره، آری یا نه؟ چرا و چگونه؟


چگونه خوش‌تیپ و امروزی و در عین حال باحجاب باشم؟ چگونه خوش‌تیپ و امروزی و در عین حال باحجاب باشم؟


چرا خدا مشکل همه‌ی بنده‌هاشو حل می‌کنه جز ما؟! چرا خدا مشکل همه‌ی بنده‌هاشو حل می‌کنه جز ما؟!


چرا فقط اسلام؟! چرا ادیان دیگر نه؟! چرا فقط اسلام؟! چرا ادیان دیگر نه؟!


حسین علیه‌السلام در مصاف ابلیس حسین علیه‌السلام در مصاف ابلیس


رنج پُرارج (عادت ماهانه) رنج پُرارج (عادت ماهانه)


هدف آفرینش انسان هدف آفرینش انسان


حالا کی بهشت و جهنم رو دیده؟!! حالا کی بهشت و جهنم رو دیده؟!!


رجعت، افسانه یا حقیقت؟! رجعت، افسانه یا حقیقت؟!


حکم خشن سنگسار چگونه با عقل و فطرت انسانی سازگار است؟ حکم خشن سنگسار چگونه با عقل و فطرت انسانی سازگار است؟


آیا حکم اسلامی ارتداد با آزادی اندیشه و حقیقت‌جویی منافات ندارد؟! آیا حکم اسلامی ارتداد با آزادی اندیشه و حقیقت‌جویی منافات ندارد؟!


چگونه این چشم صاحب‌مرده را کنترل کنم؟ چگونه این چشم صاحب‌مرده را کنترل کنم؟


چگونه توبه‌ای پایدار و شکست‌ناپذیر داشته باشم؟ چگونه توبه‌ای پایدار و شکست‌ناپذیر داشته باشم؟


چرا امام خامنه‌ای؟ چرا امام خامنه‌ای؟


کنترل جمعیت یا انقراض شیعه؟! کنترل جمعیت یا انقراض شیعه؟!


شبهه‌ای درباره‌ی نماز و پاسخ آن شبهه‌ای درباره‌ی نماز و پاسخ آن


بررسی روزه‌ی دختران نه ساله + گفت‌وگو باچند فرشته‌ی نوبالغ بررسی روزه‌ی دختران نه ساله + گفت‌وگو باچند فرشته‌ی نوبالغ


هنری به نام «امر به معروف و نهی از منکر» هنری به نام «امر به معروف و نهی از منکر»


حقیقت دعا و اسرار اجابت حقیقت دعا و اسرار اجابت


شب قدر و معمای سرنوشت شب قدر و معمّای سرنوشت


20 راز در زندگی مشترک 20 راز در زندگی مشترک