پرسش
وقتی دو نفر ازدواج میکنن، اوایل خیلی محبت وعلاقه هستش ولی بعد یه مدت، زندگیشون روال عادی میگیره و خیلی از آدمها رو هم میشناسم بعد اینکه زندگیشون اینجور میشه، گلایه میکنن و میگن که اشتباه کردیم ازدواج کردیم و... اینا چجوره؟ چرا اینجور میشه؟ اگه قراره واقعا همهی زندگیها اینجور باشه، خب خیلیها دیگه ازدواج نخواهند کرد!
الان خیلی از دور و وریهای من گلایه دارن و همش چیزی میشه برمیگردن بهم میگن زود ازدواج نکنیا و... تو ازدواج چیزی نیست. مجردی راحتتری و از این حرفها.
پاسخ
در پاسخ این سؤال، راز بیستم از مقالهی «۲۰ راز در زندگی مشترک» را یادآور میشوم؛ بعد، توضیح تکمیلی را عرض میکنم:
«راز بیستم: سردی بعد از محبت
یكی از پیچیدگیهای روابط زناشویی آن است كه وقتی همه چیز خوب پیش میرود و از محبت همسرتان برخوردار هستید، احساس میكنید كه از نظر عاطفی از او فاصله گرفتهاید. گاهی وقتها شما دلباخته و شیفتهی همسرتان میشوید اما بعد تصور میكنید كه در حضور او هیچ احساس خاصی ندارید.
این حالت كاملاً متداول و عادی است كه آقا و خانمی كه به شدت یكدیگر را دوست دارند، از یكدیگر ناراحت و منزجر شوند و حتی با هم دعوا كنند. این تغییرات ناگهانی با این كه گیج كننده است، امری عادی و رایج به شمار میرود.
مهم این است كه نباید به اشتباه فكر كنیم كه عشق میان ما و همسرمان مرده است.
این را بدانید كه عشق و محبت مانند «موج» فراز و نشیب دارد، گاهی دست یافتن به عشق آسان است و گاهی دشوار، گاهی ممكن است كه از نظر عاطفی احساس رضایت كنید و گاهی احساس كنید كه از عشق تهی هستید. گاهی ممكن است سرشار از امید و آرزو باشید و زمانی دیگر احساس یأس و ناامیدی كنید، تمام این موارد بخشی از یك چرخه است؛ اما پایان شب سیه سپید است. باید به منظور موفقیت در روابط زناشویی خویش، این نوسانات و حالات مختلف عشق را بپذیریم و درك كنیم. گاهی عشق بهخودیخود و به آسانی شكوفا میشود، اما زمانی دیگر شكوفا شدن آن نیازمند تلاش است. گاهی قلب سرشار از عشق و زمانی از آن تهی میشود. نباید انتظار داشته باشیم كه همسرمان همیشه به ما محبت كند و ما همیشه به او مهر بورزیم. مهم این است كه با فراگرفتن این نكتهها و با شناختن خود و همسرمان و با آگاهی از حقیقت زندگی و هدف از آن، سعی كنیم رشد كنیم و بهتر و بهتر شویم و هر لحظه به قلهی كمال حقیقی نزدیكتر شویم.»
برای تبیین فنیتر، ابتدا باید دو نکته را بیان کنم:
۱. انواع علاقهها
ساختمانها به سه دسته تقسیم میشوند: ۱. زیبا ولی سست (مثل بسیاری از ساختمانهای بساز و بفروش)؛ ۲. محکم ولی نازیبا (مثل یک ساختمان سنگی و بتنی بدون نمای مناسب درونی و بیرونی)؛ ۳. زیبا و محکم (مثل یک ساختمان سنگی و بتنی با نمای زیبا و شیک). البته دستهی چهارمی هم هست که نه زیبا است و نه محکم؛ اما چون این دسته منظور من نیست، آن را از قلم انداختم.
علاقهی انسان به انسان دیگر نیز میتواند یکی از این سه حالت را داشته باشد. مثلاً اغلب علاقهها به جنس مخالف در دوران نوجوانی از نوع «زیبا ولی سست» است؛ چون همراه با احساسی عاشقانه و رمانتیک است ولی خیلی دوام ندارد و با دیدن فردی بهتر و زیباتر از بین میرود. در مقابل، اغلب علاقههای بین دو برادر از نوع «محکم ولی نازیبا» است؛ زیرا با اینکه احساسی عاشقانه و رمانتیک در میان نیست، تعلقی محکم و جداناشدنی آنها را به هم پیوند میدهد، بهگونهای که حتی در حالت قهر و دعوا نیز از هم گسسته نمیشود. همه دیدهایم دو برادری را که در ظاهر با هم رفتار محبتآمیزی ندارند و حتی با هم قهر و دعوا هم میکنند، اما اگر کسی در همان حال قهر، به یکی از برادرها زور بگوید، برادر دیگر به کمک او میشتابد و با غیرت تمام از او دفاع میکند.
۲. عادت
یکی از ویژگیهای روانی زندگی انسانی، «عادت کردن» است. انسان بهطور طبیعی به اشیا و پدیدههای پیرامونش کمکم عادت میکند و چیزهایی که قبلاً برایش تازگی داشت و جذاب بود، کمکم براش عادی میشود و جذابیتهایش کمرنگ و بیرنگ میشود. مثلاً وقتی کسی آرزوی داشتن یک کالای خاص مثل گوشی موبایل یا اتوموبیل را در دل دارد، وقتی آن کالا را به دست میآورد، در ابتدا خیلی برایش جذابیت دارد، ولی با گذشت زمان برایش عادی میشود و جاذبههایش رنگ میبازد.
با توجه به این دو نکته، کمرنگ شدن جذابیتهای عاطفی بین همسران در طول زندگی یک امر طبیعی است و نباید از آن تعجب کرد؛ اما اگر علاقهی خانم و آقا از نوع «زیبا ولی سست» بود، بعد از فروکش کردن جاذبههای اولیه، دیگر چیزی باقی نخواهد ماند و کمرنگ شدن جاذبههای رمانتیک، بهانهای خواهد شد برای سردی و جدایی.
اما اگر علاقهی خانم و آقا از نوع «زیبا و محکم» بود، در این صورت بعد از کاهش جاذبههای احساسی اولیه، علاقههای عمیق و بِتُنی مانند «وفاداری»، «غیرت»، «تقوا»، «صداقت»، «مهربانی»، و «احساس مسؤولیت» بروز پیدا خواهد کرد و جای خالی احساسهای عاشقانهی اولیه را پر خواهد کرد. دربارهی چنین زوجی میتوان گفت: درست است که زیباییهای احساسی و هیجانهای عاشقانهی زندگیشان کمرنگ شده، ولی بهجایش احساسهای عمیق و جدیتر آمده و در نتیجه میتوان ادعا کرد که پیوند زناشویی، محکمتر و پایندهتر شده است.
عاملی که باعث میشود علاقهی خانم و آقا از نوع «زیبا ولی سست» باشد، قانع شدن به جاذبههای ظاهری و رمانتیک، و بیتوجهی نسبت به ارزشهای حقیقی و ماندگار است. وقتی دختر و پسری تنها با ملاک زیبایی ظاهری و احساسهای عاشقانه همدیگر را انتخاب میکنند و با هم ازدواج میکنند، طبیعی است که بعد از مدتی در کنار هم بودن، به یکدیگر عادت میکنند و تنها بهانهی باهمبودنشان کمرنگ میشود و چون دلیل و بهانهی دیگری برای باهمبودن ندارند، رابطهشان سرد میشود و در پی آن، یا سودای جدایی به سرشان میزند؛ یا اینکه بهسختی یکدیگر را تحمل میکنند.
برای اینکه علاقهی بین خانم و آقا از نوع «زیبا و محکم» باشد، نباید به دلبستگیهای ظاهری و احساسی اکتفا کرد. البته باید به زیبایی ظاهری و محبت و علاقهی عاطفی خیلی اهمیت داد، اما باید به ملاکهای حقیقی و ماندگار اهمیت بیشتری داد؛ ملاکهایی مانند: «عقل و تدبیر»، «ایمان و تقوا»، «اخلاق و مهرورزی»، «صداقت»، «وفاداری»، «احساس مسؤولیت»، «تناسب فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و تحصیلی دختر و پسر و خانوادههایشان».
به گزارش اهل فن، مهمترین عامل طلاق (اعم از عاطفی و رسمی)، اشتباه در مرحلهی انتخاب همسر و بیتوجهی به ملاکهای همسر خوب است. کسانی که از زندگیشان سرد شدهاند و به شما هم توصیه میکنند ازدواج را به تأخیر بیندازید، ناخواسته به اشتباه خود در مرحلهی انتخاب همسر اعتراف میکنند. آنها گول جاذبههای ظاهری و اداهای عاشقانه را خوردهاند، اما شما از آنها درس عبرت بگیرید و گول نخورید!
زود یا دیر ازدواج کردن هیچ تأثیری در این گول خوردن یا نخوردن ندارد. مهم این است که همهی مراحل ازدواج، مخصوصاً مرحلهی انتخاب همسر، عاقلانه و مؤمنانه انجام گیرد. که اگر چنین باشد، هرچه زودتر ازدواج کنید، به نفع شما است و دیر ازدواج کردن بدون دلیل قاطع، جز حسرت و پشیمانی چیزی در پی ندارد.
البته برای گرم و باصفا و جذاب کردن کانون خانواده (حتی برای کسانی که در انتخاب همسر اشتباه کردهاند و الآن علایق زندگیشان از نوع «سست و نازیبا» است) راهکارهایی هست که هر کسی در زندگیاش بهدرستی آنها را به کار بگیرد، میتواند به بوستان زندگیاش رونق بدهد و محبت و صفا و طراوت و خوشبختی را در آن برویاند. پرداختن به این راهکارها را میگذاریم برای مجالی دیگر.
نظرات