دوشنبه, 29 شهریور 1400

شماره پیام‌رسان (سروش و ایتا):
۰۱ ۸۸ ۷۵۰ ۰۹۹۰

 کانال سایت در پیام‌رسان سروش
hshadir@

آیا عبارت «اکفیانی فانکما کافیان» در دعای فرج کفر نیست؟!

پرسش:

وهابی‌ها شبهه‌ای را مطرح می‌کنند که ذهنم را درگیر کرده و دنبال جواب قانع کننده‌ای هستم. در دعای فرج این‌که گفته می‌شود: «یا محمد یا علی یا علی یا محمد اکفیانی فانکما کافیان و انصرانی فانکما ناصران» کفر نیست؟ چون ما پیامبر و امیرالمؤمنین را برای اجابت دعای خودمان کافی می‌دانیم.

پاسخ:

وقتی شما به همسرتان یا پدر یا مادرتان یا هرکس دیگری می‌گویید: «من تو را از همه بیش‌تر دوست دارم!» آیا مرتکب کفر شده‌اید؟! آیا کسی که به او این سخن را می‌گویید حق دارد تعجب کند و بپرسد: «یعنی مرا از خدا هم بیش‌تر دوست داری؟!» اگر چنین حرفی بزند، شما به او نمی‌خندید؟!

در ادبیات، در علم معانی و بیان یک حصر حقیقی و مطلق داریم و یک حصر اضافی؛ حصر حقیقی مانند: «لا اله الا الله؛ هیچ خدایی جز الله نیست». حصر اضافی مانند آیه‌ی 115 سوره‌ی نحل که می‌فرماید: «خداوند فقط مردار، خون، گوشت خوک، و آن‌چه را که با نام غیر خدا سربریده‌اند بر شما حرام کرده است؛ انما حرّم عليكم الميتة و الدم و لحم الخنزير و ما اهلّ لغير اللّه به». اگر حصر به کار رفته در این آیه مطلق بود، معنایش این بود که هیچ چیز دیگری جز این چهار مورد حرام نیست، در حالی که در خود قرآن موارد حرام دیگری بیان شده است؛ مانند آيه‌ی 3 سوره‌ی مائده؛ پس با توجه به این آیات متوجه می‌شویم که حصر به کار رفته در آن آیه، حصر اضافی است؛ یعنی مطلق نیست؛ بلکه با لحاظ موارد خاص و در اوضاع و شرایط خاصی یا برای مخاطب خاصی بیان شده است. در آن آیه خداوند برای نفی بدعت‌های مشرکان در زمینه‌ی حلال و حرام می‌فرماید: خدا فقط این و آن را حرام کرده است، نه آن چیزهایی که شما حرامش می‌پندارید؛ پس از خودتان چیزی را حرام نکنید. می‌بینیم که خداوند در این آیه در مقام شمارش همه‌ی موارد حرام نیست تا حصر به کار رفته حقیقی باشد، بلکه در مقام رد حرف مشرکان است که از خودشان و بی‌دلیل چیزهایی را حرام می‌دانستند.

راه تشخیص حصر حقیقی و حصر اضافی، ملاحظه‌ی قراین است؛ یعنی ما حرف‌های دیگر گوینده را هم ملاحظه می‌کنیم و اگر مورد مخالفی پیدا نکردیم، می‌فهمیم که حصر حقیقی است وگرنه متوجه می‌شویم که حصر اضافی است. وقتی شما به کسی می‌گویید: « من تو را از همه بیش‌تر دوست دارم!» و او می‌بیند شما روزی چند بار در نمازتان رو به خدا می‌ایستید و در کمال خضوع می‌گویید: «ایاک نعبد»، می‌فهمد که حصر به کار رفته در جمله‌ی شما، حصر اضافی است و منظورتان این نیست که او را حتی از خدا هم بیش‌تر دوست دارید؛ بلکه منظورتان این است که از بین انسان‌ها او را از همه بیش‌تر دوست دارید. و وقتی می‌شنود که در دعاها و زیارات خطاب به اهل بیت می‌گویید: «بابی انت و امی و نفسی...؛ خودم و پدر و مادرم و همه‌چیزم فدای شما»؛ می‌فهمد که اهل بیت را هم از او بیش‌تر دوست دارید و او را از بین انسان‌های دیگر غیر از اهل بیت، از همه بیش‌تر دوست دارید.

در دعای فرج هم وقتی کسی می‌شنود ما خطاب به پیامبر و امیرالمؤمنین عرض می‌کنیم: «مرا یاری کنید که شما برای من کافی هستید؛ اکفیانی فانکما کافیان»، وقتی این جمله را می‌گذارد کنار جملات دیگر ما (ایاک نعبد و ایاک نستعین، لا حول و لا قوة الا بالله، لا اله الا الله، قل هو الله احد، الیس الله بکاف عبده، و صدها و هزاران جمله از این قبیل) به روشنی می‌فهمد که حصر معنوی به کار رفته در جمله‌ی دعای فرج، حصر اضافی است و شامل خدا نمی‌شود، یعنی ای پیامبر و ای امیرالمؤمنین، در بین واسطه‌هایی که خدا برای رشد و تکامل من قرار داده، شما برای من کافی هستید و با داشتن شما، نیاز به هیچ چیز دیگری ندارم؛ نه این‌که با داشتن شما دیگر حتی به خدا هم نیاز ندارم! بی‌سوادترین فرد مسلمان و شیعه هم می‌داند که پیامبر و اهل بیت منهای خدا هیچ نیستند.

امتیاز کلی این مطلب (0)

0 از 5 ستاره
  • #2024

    مهدی

    در قرآن خداوند گفته فقط بنده های خالص من میتوانند شفاعت کنند
    و گفته که لا شریک نباید برا من شریکی قرار بدین
    پس در کل نتیجه میگریم که غیر از خدا نباید هیج کس و یا هیچ چیزی را جز خدا بپرستیم و بندگان خالص فقط میتوانند شفاعت کنند
    یا حق

  • #1865

    فهیمه حسینی

    به نام خدا
    خدا خودش همه ی ما رو به راه راست هدایت کنه نمیدونم چرا بعضی از مسائل رو اینقدر برای خودتون سخت میکنید چی رو میخواین ثابت کنید و از سست کردن اعتقادات مردم ساده چی نصیبتون میشه خدا یکتاست و هیچ نیازی به شریک نداره اما برا سخن گفتن با بنده های خودش از پیامبر(ص)و ائمه(ع) استفاده میکند که البته هیچ شکی در این نیست که خدا با هر که بخواهد سخن میگوید اما ما بنده ها برای دعا کردن و درخواست از خداوند متعال بخاطر گناهانمون به شفیع احتیاج داریم و چه شفاعت کننده ای برتر از پیامبر(ص)و ائمه (ع) و البته که هیچ چیز اتفاق نمیافته مگر با خواست و اراده ی خدا و ما فقط درخواست کننده ایم

  • #1807

    یوسف حمدی سالمی

    سلام
    کامنت سعید کاملا منطقی است و پاسخ شما دارای ایراد.
    مثل اینکه شما معنی کافی بودن و شفیع بودن را قاطی کردید.
    خدا کافی است و بقیه بعنوان واسطه شفیع هستند. خدا یا شفاعتشان را میپذیرد یا نمی پذیرد. ما را به مساله ربوبیت چه کار؟

    ***** پاسخ *****

    سلام بر شما
    کافی بودن با شفیع بودن جمع می‌شود.
    اگر من به شفیعی بگویم: از میان شفیعان تو برای من کافی هستی، آیا مشرک شده‌ام؟!
    الله ـ تبارک و تعالی ـ برای خدایی و ربوبیت کافی است؛ محمد و علی ـ صلوات‌الله‌علیهما ـ برای شفاعت کافی هستند؛ نان برای رفع گرسنگی و آب برای رفع تشنگی کافی است؛ و اندکی انصاف برای فهمیدن حقیقت کافی است!
    به چه دلیلی اصرار دارید «کافی» در این دعا، مطلق است و نه مضاف؟! آیا این همه قراین روشن در متن دعا برای مضاف دانستنِ کفایت به شفیعان کافی نیست؟! آیا نادیده گرفتن این همه قرینه آشکار نشانه تنگ‌نظری و بی‌انصافی علمی نیست؟!

    یک بار دیگر بدون تعصب و بدون دخالت دادن پیش‌دانسته‌ها دعا را مرور کنید؛ آغاز دعا با نام خدا و با عبارت‌های توحیدی گویایی رقم می‌خورد که مدد و یاری را در خدا منحصر می‌کند (انت المستعان و الیک المشتکی و علیک المعول فی الشدة و الرخاء: تنها از تو کمک خواسته می‌شود و تنها به تو شکایت می‌شود و در سختی و راحتی تنها پناهگاه تویی). در ادامه با ذکر صلوات بر محمد و آل او ـ صلی‌الله‌علیه‌واله ـ پای این شفیعان کریم به میان می‌آید و با یادآوری این نکته که این شفیعان هیچ استقلالی ندارند و همه اعتبار و ارزششان به خواست و اراده خدا بند است (فرضت علینا طاعتهم...: توی خدا اطاعت از آن‌ها را بر ما تکلیف کردی و با این کار، مقام و منزل آنان را بر ما شناساندی) از خدا خواسته می‌شود که به احترام و کرامت این شفیعان، بلا را رفع و گرفتاری را برطرف نماید (ففرج عنا بحقهم...: به حق این شفیعان، تو ای خدا، گرفتاری را از ما برطرف فرما). می‌بینید که تا این‌جای دعا هیچ اثری از غیر خدا نیست و همه‌ی روی سخن و دعا و تضرع به خدا است. در ادامه و به عنوان جمله‌های پایانی، از خدا تنزل می‌شود و خود شفیعان مورد خطاب و استعانت قرار می‌گیرند و به آن‌ها گفته می‌شود که با وجود شفیعانی مثل شما به کسی یا چیزی دیگر نیاز نیست و شما کافی هستید. آیا آن‌همه عبارت‌های توحیدی که بخش اعظم دعا را تشکیل می‌دهند، قرینه کافی نیست برای این‌که بدانید منظور از «انکما کافیان» کفایت مضاف است نه کفایت مطلق؟! کفایت از سایر شفعا است نه کفایت از همه حتا خدا؟!
    انصاف درک و فهم شما کجا رفته؟!
    اگر پسری به پدرش بگوید: «با وجود پشتیبانی مثل شما من به هیچ پشتیبان دیگری نیاز ندارم» یا وقتی بیماری به پزشکی بگوید: «با وجود طبیب حاذق و دلسوزی مثل شما من به کسی دیگر مراجعه نمی‌کنم» آیا از نظر شما این‌ها مرتکب شرک شده‌اند و با کافی دانستن پدر و پزشک، به خدا پشت کرده‌اند و خود را از خدا بی‌نیاز دانسته‌اند؟!
    اگر نمی‌توانید «مطلق» و «مضاف» را در این‌جاها تمییز دهید، پس کاربرد اضافه و نسبیت کجا است؟ با این نگاه تنگ و ضعیف، آیا جایی برای استعمال مضاف و نسبیِ مفاهیم و معانی باقی می‌ماند؟
    با این نگاه نادرست، آیاتی مثل «كَفى‏ بِجَهَنَّمَ سَعيرا: جهنم سوزان کافی است» (نساء، ۵۵) و «اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى‏ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسيبا: ای انسان، نامه اعمالت را بخوان که در این روز قیامت، تو خود برای حساب‌رسی اعمالت کافی هستی» (اسراء، ۱۴) نیز آلوده به شرک خواهند بود!

  • #1833

    یوسف حمدی سالمی

    در پاسخ به: یوسف حمدی سالمی

    سلام علیکم
    برادر عزیزم، قبل از اینکه همدیگر را به تعصب و عدم فهم حقیقت متهم کنیم. بهتر است همانطور که گفتید دعا را از ابتدا شروع کرده و همان بخش هایی را دقت کنیم که شما در پاسخ به نظر بنده ذکر کردید. همانطور که گفتید مخاطب دعا حضرت باری تعالی است و در ابتدای عبارت "انت المستعان و الیک المشتکی و علیک المعول فی الشدة و الرخاء" آورده می شود. خیلی هم عالی است. اما بعد از آن خدا را از مخاطب بودن برداشته شده و ائمه را مخاطب قرارداده و عبارت کافی بودن منسوب به آنها می شود. بدون هیچگونه قرینه ای که ثابت کند مراد از کافی بودن کفایت در شفاعتاست و نه کفایت در انجام مراد دعا کننده، و ما باید به خوشبینی هرچه تمام بگوییم که این انقطاع از خطاب دادن الله و خواستن مراد از کسی دیگر و آن کس راکافی دانستن همان کفایت در شفاعت است. اتفاقا خطاب قرادادن الله در ابتدای دعا و منفک شدن از الله و توسل به ائمه مفهوم مخالف نظر شما را القا می کنند.
    ای کاش در این دعا گفته میشد "اشفعوا لی فانکما کافیان"، که این کفایت را به شفاعت منسوب کنیم و دیگر دنبال توجیهی اینگونه نباشیم.
    برادر عزیز من، مثال های شما را برای خودتان تکرار می کنم.
    مثال پدر و پسر را مطرح کردید. پسری را فرض کنید که پدر خودش را مخاطب قرارداده و به او بگوید مثل شما من به هیچ پشتیبان دیگری نیاز ندارم و سریعا رو به دایی خود کرده و به او بگوید دایی جان تو برای پیشتیبانی و حفاظت از من کافی هستی!!!! آیا واقعا تناقضی نمی بینید؟ اگر بدون مخاطب قرادادن پدر در ابتدا او به دایی اش می گفت دایی جان تو مرا کافی هستی بتوان این کفایت را در راستای پشتیبانی پدر دانشت.
    مثال بیمار و دکتر را نیز مطرح کریدید. مانند مثال قبل بیماری را تصور کنید به پزشکی مراجه کرده و پس از تعریف و تمجید از پزشک رو به پرستار کرده و به او بگوید نسخه شما مرا کفایت می کند. خوب چرا به خود پزشک نگفت؟ مگر نسخه پزشک متفاوت از نسخه پرستار است؟ آیا پزشک باید مانند نظر شما این کفایت را از آن خود بداند؟ شاید اگر بدون حضور پزشک به پرستار میگفت نسخه شما مرا کافی است موضوع فرق می کرد. و منظور از این کفایت همان کفایت نسخه پزشک برداشت می شد.

    برادر، مخاطب قرادادن خدا در ابتدای دعا و سپس کافی دانستن غیر از اونه تنها مشکل را حل نمی کند بلکه مشکل را پیچیده تر می کند.

    در هر شکل ما انسانیم و برداشت ها و تصورات متفاوتی از مسائل داریم و همین تفاوت هاست که باعث رشد انسان ها است. نه قصد جدال دارم و نه قصد به کرسی نشاندن حرفی، شما از دیدگاهی به موضوع نگاه می کنید بنده از دیدگاهی دیگر. در حالت ابهام داشتن اصل موضوع قرار نیست همه مانند هم به آن موضوع فکر کنیم. شاید اگر عبارت "اشفعوا لی فانکما کافیان"در دعا استفاده میشد بنده هم با شما هم نظر میده و دیگر مرا به تعصب متهم نمی کردید.

    وسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته

  • #1784

    سعید

    استدلال شما در خصوص دوست داشتن پدر و مادر بی نهایت بی ارتباط بود.
    مطمئنا" این دعا شرک آلود است و کاری هم به واهبیت ندارد.
    هر عقل سلیمی این را می پذیرد که هنگام نیایش و دعا نباید کسی را قوی تر و توانا تر از خدا دانست.
    در این دعا به صراحت انیان پیامبر و ائمه را برای اجابت دعا کافی و توانا تلقی می کند و ابن شرک علتی است.

    ***** پاسخ *****

    در ابتدای این دعا مخاطب ما خدا است. در این مرحله، می‌گوییم: «انت المستعان و الیک المشتکی و علیک المعول...»
    اگه با ادبیات عرب آشنا باشید، می‌دونید که «ال» در واژه‌های «المستعان» و «المشتکی» و «المعول» و تقدیم خبر در این عبارت‌ها مفید حصر است؛ یعنی: خدایا فقط از تو کمک می‌خواهم و فقط به تو شکایت می‌کنم و فقط بر تو تکیه دارم. بعد از این مرحله است که نوبت به استعانت از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و اهل بیت علیهم‌السلام می‌رسد.
    وقتی بعد از چنین توحیدی، صحبت از یاری اهل بیت و کافی بودنشون هست، خیلی آسان و بدون تکلف می‌شه فهمید که کافی بودن آن‌ها، در مرتبه بعد از خدا و در مقایسه با اغیار و اسباب و وسایط مادی لحاظ شده است؛ همان حصر اضافی که در متن توضیح داده‌ام.
    خود خدا با این‌که منشأ منحصر خوبی‌ها و یاری‌ها است، دستور فرموده «و ابتغوا الیه الوسیله: به سمت خدا وسیله و واسطه بجویید». (مائده، ۳۵) به سمت خدا وسایل و وسایط زیادی وجود دارد. این دعا می‌گوید که با وجود محمد و علی علیهما‌السلام نیازی به وسایل و وسایط دیگر نیست و این‌ها کافی‌اند.
    آیه ۵۷ سوره اسراء رو بخونید: «أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ...: به سمت خدا در جست‌وجوی وسیله‌اند که کدام‌یک نزدیک‌تر است.»

  • #662

    علی علی

    سلام..میتونم مطالبتون رو تو وبم کپی کنم....بعضی هاشو

    ***** پاسخ *****

    سلام، خواهش می‌کنم، قابل شما رو نداره. البته اگه با ذکر منبع باشه بهتره.

  • #661

    سعید

    آقا ... شما میتوانید یک نفر را دوست داشته باشید ، خدا را هم دوست داشته باشید
    اما هیچکس به جز خدا نمیتواند کفایت کند ... نمیتوانید به کسی بگویید تو برای من کافی هستی ، خدا هم کافی ست ... کفایت فازی نیست ، صفر و یک است ، یا کافی هست یا نیست ، نمیتوانیم بگوییم که 10 درصد کافی ست ، در صورتی که برای دوست داشتن میتوانیم حد و اندازه مشخص کنیم .
    بر سر انصرانی فانکما ناصران بحثی نیست ...
    اما اکفیان خیلی سخن بزرگی ست جناب !

    ***** پاسخ *****

    همان‌طور که عرض کرده‌ام، دامنه‌ای که «اکفیانی فانکما کافیان» در آن مطرح است، شامل خداوند نیست و فقط دربرگیرنده‌ی مادون خداوند و عالم ممکنات و وسایط فیض است. یعنی در بین وسایط فیض، شما (پیامبر و امیرالمؤمنین) برای من کافی هستید و با وجود شما، به هیچ کس و هیچ چیز از سایر وسایط فیض نیاز ندارم. به عبارت دیگر، علیّت همه‌ی وسایط فیض در طول علیّت خداوند متعال است و اگر کسی کسی را کفایت می‌کند، به خاطر این است که خدا کفایت را به او عطا کرده است، نه این‌که کفایت او از خودش و مستقل از خداوند باشد. همان‌طور که در آیه‌ی 124 سوره‌ی آل عمران می‌خوانیم: الن یکفیکم ان یمدکم ربکم بثلاثة آلاف من الملائکة منزلین؛ آیا کافی نیست برایتان این‌که خداوند شما را با سه هزار فرشته یاری کند؟
    یعنی سه هزار فرشته برای یاری شما کافی است و با وجود آن به هیچ چیز دیگر نیازی ندارد و این کفایت از طرف خدا به شما عطا شده است، نه این‌که نیرویی در عرض خدا باشد و با وجود آن، به خدا هم نیازی نداشته باشید!
    علیّت طولی و علیّت عرضی و بدلی را درست تصور کنید، شبهه حل می‌شود.

  • #1806

    داوود

    در پاسخ به: سعید

    مشکل ما فرقه های مختلف اسلام این است که بیشتر در پی اثبات حقانیت خودمون هستیم تا رفع شبهات. مثلا چه اسراری بر اثبات شبهه شرک در این دعا داریم. چرا شبهاتی از این دست رو کنار نمی گذاریم و از ادعیه های نابی از خود ائمه معصومین که با خلوص و خضوع از خدا استعانت می خواد استفاده نمی کنیم.
    این مسئله مشابه این هم است که دوست داریم مردم فارسی زبان که اصلا کلمه ای عربی متوجه نیستن به اصرار تمام دعاها رو به عربی به خوردشون بدیم و مردم عامی به صوت دعاها بیشتر دل خوش کنن تا معنی و مفهوم آن.
    ای فلانی دو سه خطی بنویس
    ساده تر رندی تر
    درپی قافیه و واژه نباش
    صحبت امروزی بگذر از دلسوزی
    البته این ترفند که مردم رو امی فرض می کنن باعث دانا جلوه دادن بعضی ها میشه.
    فَلَاتَجْعَلُواْ للَّهِ أَنْدَاداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ
    ضمنا آیات ۳۰ ام تا ۳۵ ام سوره توبه رو به دقت ملاحظه کنید. ‏
    پس کسی را مثل و مانند او قرار ندهید در حالی که می‌دانید (که بی‌مانند است).

    ***** پاسخ *****

    کجای کاری بنده خدا؟! خود خدا به این آیه (فلاتجعلوا لله اندادا) عمل نکرده و خود قرآن مملو از شرکه!
    این‌ها رو ببینید:
    فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ‏ وَ رَسُولِهِ‏ (بقره، 279)
    مَنْ يُطِعِ اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ (نساء، 13)
    مَنْ يَعْصِ اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً (نساء، 14)
    أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي‏ الْأَمْرِ مِنْكُمْ (نساء، ۵۹)
    مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ‏ وَ رَسُولِهِ‏ (نساء، 100)
    الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ...‏ (مائده، 33)
    إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ‏ وَ رَسُولُهُ‏ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ... (مائده، 55)
    مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ وَ الَّذينَ آمَنُوا... (مائده، 56)
    أَطيعُوا اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ (انفال، 1)
    ذلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ وَ مَنْ يُشاقِقِ اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ فَإِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ (انفال، 13)
    يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏... (انفال، 20)
    وَ أَطيعُوا اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏... (انفال، 46)
    بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ‏ وَ رَسُولِهِ‏ (توبه، 1)
    أَذانٌ مِنَ اللَّهِ‏ وَ رَسُولِهِ (توبه، 3)
    أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ‏ وَ رَسُولِهِ‏ وَ جِهادٍ في‏ سَبيلِهِ (توبه، 24)
    لايُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ‏ وَ رَسُولُهُ‏ (توبه، 29)
    ما آتاهُمُ اللَّهُ‏ وَ رَسُولُهُ‏ (توبه، 59)
    سَيُؤْتينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ (توبه، 59)
    اللَّهُ‏ وَ رَسُولُهُ‏ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ (توبه، 62)
    مَنْ يُحادِدِ اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ (توبه، 63)
    يُطيعُونَ اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ (توبه، 71)
    أَغْناهُمُ اللَّهُ‏ وَ رَسُولُهُ‏ (توبه، 74)
    الَّذينَ كَذَبُوا اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ (توبه، 90)
    مَنْ حارَبَ اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ (توبه، 107)
    دُعُوا إِلَى اللَّهِ‏ وَ رَسُولِهِ‏ (نور، 48 و ۵۱)
    مَنْ يُطِعِ اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ (نور، 52)
    هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ‏ وَ رَسُولُهُ‏ وَ صَدَقَ اللَّهُ‏ وَ رَسُولُهُ‏ (احزاب، 22)
    إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ (احزاب، 29)
    أَطِعْنَ اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ (احزاب، 33)
    إِذا قَضَى اللَّهُ‏ وَ رَسُولُهُ‏ ... مَنْ يَعْصِ اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ (احزاب، 36)
    إِنَّ الَّذينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ (احزاب، 57)
    مَنْ يُطِعِ اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ (احزاب، 71)
    مَنْ يُطِعِ اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ (فتح، 17)
    لاتُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ‏ وَ رَسُولِهِ‏ (حجرات، 1)
    إِنْ تُطيعُوا اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ (حجرات، 14)
    إِنَّ الَّذينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ (مجادله، 5)
    أَطيعُوا اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ (مجادله، 13)
    إِنَّ الَّذينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ (مجادله، 20)
    مَنْ حَادَّ اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ (مجادله، 22)
    شَاقُّوا اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ (حشر، 4)
    يَنْصُرُونَ اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ (حشر، 8)
    مَنْ يَعْصِ اللَّهَ‏ وَ رَسُولَهُ‏ (جن، 23)

  • #659

    سحر

    سلام عذرخواهی میکنم من حدود 2ساله باشک وشبهاتی راجع به اعتقادات دینیم روبرو شدم برای حل این مشکل شما راه حلی دارید

    ***** پاسخ *****

    سلام، شک و تردید همیشه بد نیست؛ خیلی وقت‌ها شک می‌تونه پلی برای رسیدن به یقین باشه؛ به شرطی که ازش عبور کنیم و توقف نکنیم.
    عقاید و معارف اسلامی شیعی از چنان حقانیت و درخششی برخورداره که شکاک‌ترین انسان‌ها اگه با روحیه‌ی حقیقت‌طلبی به سوی اون‌ها بره، امکان نداره به حقیقت نرسه و شکش برطرف نشه. نگران نباشید و مسأله‌ی مورد شک و شبهه‌تون رو به صورت دقیق و روشن بیان کنید تا راهنماییتون کنم.

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان میهمان

0 / 5000 محدودیت حروف
متن شما باید کمتر از 5000 حرف باشد

مطالب برگزیده

جمهوری اسلامی ایران تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت


زنان و ازدواج پاسخ به چند ابهام درباره‌ی زنان و ازدواج در آیین اسلام


حجاب ده تلنگر درباره‌ی حجاب و عفاف


شراب یک لحظه مستی، یک عمر پستی! (شراب‌خواری)


یوسف علیه‌السلام علاقه به هم‌جنس زیبارو


دوستش دارم دوستش دارم (سلسله مقالات)


آزادی جنسی غربی چرا نباید در آزادی جنسی از غرب و اروپا که الگوی پیشرفت و تمدن هستند پیروی کنیم؟


عصبانیت چگونه عصبانیت خود را کنترل کنم؟


خودشناسی چگونه می‌توانم خودم را بشناسم و بحران هویت را پشت سر بگذارم؟


استخاره، آری یا نه، چرا و چگونه؟ استخاره، آری یا نه؟ چرا و چگونه؟


چگونه خوش‌تیپ و امروزی و در عین حال باحجاب باشم؟ چگونه خوش‌تیپ و امروزی و در عین حال باحجاب باشم؟


چرا خدا مشکل همه‌ی بنده‌هاشو حل می‌کنه جز ما؟! چرا خدا مشکل همه‌ی بنده‌هاشو حل می‌کنه جز ما؟!


چرا فقط اسلام؟! چرا ادیان دیگر نه؟! چرا فقط اسلام؟! چرا ادیان دیگر نه؟!


حسین علیه‌السلام در مصاف ابلیس حسین علیه‌السلام در مصاف ابلیس


رنج پُرارج (عادت ماهانه) رنج پُرارج (عادت ماهانه)


هدف آفرینش انسان هدف آفرینش انسان


حالا کی بهشت و جهنم رو دیده؟!! حالا کی بهشت و جهنم رو دیده؟!!


رجعت، افسانه یا حقیقت؟! رجعت، افسانه یا حقیقت؟!


حکم خشن سنگسار چگونه با عقل و فطرت انسانی سازگار است؟ حکم خشن سنگسار چگونه با عقل و فطرت انسانی سازگار است؟


آیا حکم اسلامی ارتداد با آزادی اندیشه و حقیقت‌جویی منافات ندارد؟! آیا حکم اسلامی ارتداد با آزادی اندیشه و حقیقت‌جویی منافات ندارد؟!


چگونه این چشم صاحب‌مرده را کنترل کنم؟ چگونه این چشم صاحب‌مرده را کنترل کنم؟


چگونه توبه‌ای پایدار و شکست‌ناپذیر داشته باشم؟ چگونه توبه‌ای پایدار و شکست‌ناپذیر داشته باشم؟


چرا امام خامنه‌ای؟ چرا امام خامنه‌ای؟


کنترل جمعیت یا انقراض شیعه؟! کنترل جمعیت یا انقراض شیعه؟!


شبهه‌ای درباره‌ی نماز و پاسخ آن شبهه‌ای درباره‌ی نماز و پاسخ آن


بررسی روزه‌ی دختران نه ساله + گفت‌وگو باچند فرشته‌ی نوبالغ بررسی روزه‌ی دختران نه ساله + گفت‌وگو باچند فرشته‌ی نوبالغ


هنری به نام «امر به معروف و نهی از منکر» هنری به نام «امر به معروف و نهی از منکر»


حقیقت دعا و اسرار اجابت حقیقت دعا و اسرار اجابت


شب قدر و معمای سرنوشت شب قدر و معمّای سرنوشت


20 راز در زندگی مشترک 20 راز در زندگی مشترک